متین 16 ساله از قزوین: سلام نمیدانم بین آن هـمـه نـامههایی که به دست شما میرسد، نامه من دیده میشود یا نه؟ فقط دوست دارم این چند خط دل نـوشـتـهام بـه دسـت پـسـر مایوس 17 سالهای که حس میکند افسرده شده برسد... شاید آدم گاهی اوقـات فـکـر کند که دیگر آخر راه است. همه چیز تمام شده و دیگر هیچ امیدی نیست، ولی نباید ناامید شـد. مـن شـرایـط تـو را خـوب درک مـیکـنم، چون خـیـلـی بـرایـم پـیـش آمـده که دلم بخواهد ساعتها گریه کنم. خیلی وقتها ناامید شدم. خیلی وقتها فکر کردم یک دختر بدبختم، ولی واقعا این جوری نبوده. الان هم که دارم جواب نامه تو را مینویسم، فقط یک چیز باعث نوشتن آن شده و آن این که با خواندن نامهات حس کردم حالت را خیلی خوب میفهمم. خیلی خوب درکات میکنم، اما اجازه بده یک ذره تو را نصیحت کنم. این سن و سالی که مـــن و تـــو الان داریـــم، شـــایـــد بــهــتـــریــن ســالهــای زندگیمان باشد.
ما نباید به همین راحتی آنها را از دست بدهیم، چـون فـردا حسرتشان را میخوریم و بدترین چیز همین حسرت است.
تا به حال به این فکر کردی که خدای نکرده، اگر یک بیماری لاعلاج داشتی که ممکن بود هر لحظه فرصت نفس کشیدن و زندگی کردن را از تو بگیرد، چـقـدر بـا عـشـق و علاقه زندگی میکردی؟ چقدر سـعـی مـیکـردی از لـحـظـه لـحـظـه زنـدگیات لذت ببری؟ تو هنوز خیلی جوانی و به قول خودت تازه مـرحـلـه نـوجـوانـی را بـه پایان رساندهای، ولی بدان جـوانـی خیلی زودتر از نوجوانی تمام میشود. هر وقـت احـسـاس افـسـردگـی کـردی یا دلت خواست گریه کنی خیلی زود برو سراغ کاغذ سفید و مداد سیاه. این جوری دلت خالی میشود.
سـعــی کــن بـیـشـتــر در جـمــعهــای خــانـوادگـی و دوسـتـانـه شـرکـت کـنـی. برای خودت چند دوست پـیـدا کـن. یـک دفـترچه بخر و هر روز که ازخواب بیدار شدی و دیدی هنوز با دوستت دوست هستی و دلت میخواهد رابطهات را با او ادامه دهی یک صفحه از آن را بکن.
شرط این است که همه صفحات دفترچه را پاره کـنـی. بـه حـرفهـایـم فـکـر کـن. بـگذار در این چند سالی که خدا بهت فرصت داده تا در این دنیا باشی خوب زندگی کنی.
ایـن را هـم بـدان عبارت «افسردگی» یعنی کمال ناامیدی. سعی کن از فرهنگ لغت ذهنت این کلمه را پاک کنی. منتظر روزی میمانم که دیگر تنهایی را حس نکنی و باور کنی که غم و غصه بیمعنیترین واژههاست. تو هیچ وقت تنها نیستی. خدا همیشه در کنار توست، این را خودت هم میدانی.
اگر تنها بودی من و خیلیهای دیگر با خواندن نـامـهات یـک کـاغـذ و قـلـم بـرنـمـیداشـتـیـم تا برایت بـنــویـسـیــم: «مــواظــب خــودت بــاش...» هـمـیـشــه بـه آرزوهایت فکر کن. همین آرزوها هستند که آدم را زنده نگه میدارند.
اصلا شاید تو آرزوی یک نفر دیگر باشی. پس تو هم به او فکر کن و به خاطر او زندگی کن. کسی که آینده او را بهت معرفی خواهد کرد.