حالا از همه اینها بگذریم، کسی از شما از آذر سال 1384 بـه ایـن طـرف، کمانچهنوازی کیهان کلهر را از نزدیک دیده است؟ منظورم از آخرین باری است که او بـا مـحمدرضا شجریان، حسین علیزاده و همایون شجریان در تالار کشور روی صحنه رفتند.
کـیـهـان کـلـهر از این گروه که جدا شد، دیگر هیچ کنسرتی در ایران برگزار نکرد، اما خاطره آن همکاری تا مدتها برای مخاطبان موسیقی ایرانی به جا ماند. باید البته همین جا قدردانی کرد از کسی که ضبط را اخـــتــــراع کــــرد و گــــذاشــــت کــــه مــــوســیــقــــی مــســــافــــر سرزمینهای بسیاری شود. حسین علیزاده درباره آن همکاری گفته است: «واقعا این دوره همکاری، حس و حـال خـوبی برای همه ما داشت و ما واقعا به هم احساس نزدیکی و دوستی میکردیم. اگر آن کار را شـروع کـردیـم به دلیل همان احساس نزدیکی بود و اگـر هـم تـمـام شـد بـاز بـه دلـیـل حـفظ آن دوستی بود. دلـمـان نـمـیخـواسـت کـه کـارمـان به کاری روزمره و تکراری تبدیل شود و مردم صرفا به خاطر این که چند اسـم را کـنـارهـم میبینند. به کنسرت ما بیایند. در آن گــروه تــا جــایـی کـه مـوسـیـقـی مـا را ارضـا مـیکـرد، بـه کـارمـان ادامـه دادیـم و بـعد هر کدام از ما بیشتر سعی کردیم به فعالیتهای شخصی خودمان برسیم. بویژه ایـــن کـــه هــمـــه مـــا افـــراد گـــرفـتــاری بــودیــم و بــایــد بــه مسوولیتمان در پروژههای دیگر میرسیدیم.»
در این مدت شاید شرایط اجرای موسیقی در ایران بــرای کـلـهــر فـراهـم نـبـوده کـه او را وادار بـه اعـتـراض نــســبـــت بـــه ایـــن شـــرایـــط کـــرده اســـت: «شــمـــا دیــگـــر نوازندهای را نمیبینید که بیاید و فقط یک ساعت ساز تـنـهـا بزند. گروهها بیشتر قطعاتی را اجرا میکنند که مـعـمـولا همراه خواننده است. در این میان، حتی در مـوسـیـقـی آوازی نـقش ساز و آواز کمرنگتر شده و معمولا جای خود را به قطعاتی که با استفاده بیش از حد از سازهای کوبهای اجرا میشوند، داده که فقط در صـدد ایـجـاد هـیـجـان هـسـتـنـد تـا لـمس کردن روح مـخـاطب. در حالی که شخصیت موسیقی ایرانی در تکنوازی، دونوازی و در رشته موسیقی با کلام در ساز و آواز نهفته است. حال اگر کار گروهی ارائه میشود آن هم رشتهای دیگر است و دنبالکنندگان بیشتری دارد، خـوب مـیشـد کـه بـخـشهـای مـهمتری هم به تـکـنوازی اختصاص داده میشد، اما سلیقه موسیقی عـامـه سـلـیـقـهای اسـت کـه مـوسـیـقـیـدانـان را بـه اشـتـبـاه انداخته است.»
با این همه، کلهر گروه کوچکی هم در ایران دارد کــه از نــوازنــدگـانـی کـه چـنـد سـالـی اسـت بـا آنـهـا کـار میکند، تشکیل شده و اتفاقا دوست دارد که با آنها در ایران به اجرای زنده موسیقی بپردازد، اما بعد از 3 سال دوری او از صحنه موسیقی در ایران، این امکان هنوز میسر نشده است. کلهر یکی از هنرمندان بیحاشیه و بـیسـروصـدای مـوسیقی است. در همه جا هست و ممکن است کسی متوجهش نشود. جار و جنجالی به همراه ندارد و خبر کارهایش را وقتی میخوانیم که به سامانی رسیده باشند. پس او هنرمندی است که اهل وعده دادن نیست.
3 سال است که صدای کمانچه کیهان کلهر را به صورت زنده نشنیدهایم، اما این به آن معنی نیست که او هــــم در طـــول ایـــن مـــدت بــیــکـــار نــشــســتـــه اســـت. آلبومهای مختلفی از او به بازار موسیقی ایران آمده که هــــر کــــدام از آنــهــــا دنــیـــای تـــازهای را پــیـــش روی مـــا میگشایند و صدای کمانچه کیهان کلهر را تا مدتها در ذهــن و گــوشـمــان نـگــه مـیدارنـد. مـثـل آن گـوش مـاهـیهـایـی کـه کنار ساحل افتادهاند و تا ماهها حتی وقتی از دریا جدا باشند، صدای دریا میدهند.
آخـریـن آلـبـوم کـیـهـان کـلـهـر کـه در خـارج از ایران منتشر شده، به نام «شهر خاموش» عنوان برترین آلبوم سال را از سوی مجله سانگلاینز دریافت کرده است. سانگلاینز مجله معتبری در زمینه موسیقی در سطح جـهـان اسـت. کـیـهـان کـلـهـر آلـبوم شهر خاموش را به همراه کوارتت زهی بروکلین رایدر اجرا کرده است. ایـن اثر که برای کودکان حلبچه ضبط شده با زمزمه حزین بداههنوازی سازهای زهی آغاز میشود.
عـلاوه بـرایـن کـیـهـان کـلـهـر پـروژههای مختلفی را آغـاز کـرده و بـه انـجـام رسـانـده اسـت کـه یکی از آنها پروژه جاده ابریشم است که نوای جادویی کمانچه او را میشود در کنار سازهای کشورهای مختلف که در مسیر جاده ابریشم بودهاند، شنید.
او آخـــریـــن کــنــســـرتـــش را اوایــل آبــان امـســال، در سازمان ملل در نیویورک اجرا کرده است. در این اجرا که مناسبت آن روز جهانی سازمان ملل در نیویورک بــرگــزار شــد، کـیـهـان کـلـهـر بـه هـمـراه یـویـومـا نـوازنـده آسـیـــایـــی اروپـــایـــی، عـــالــیـــم قــاســماف از آذربــایـجــان، نـوازنـدگـان چـیـنـی و یـک سـری نـوازنـدگـان سـازهای زهـــی در ســـازمـــان مـلــل در حـضــور تـمــامــی سـفــرای کـشــورهــای جـهــان و رئـیـس جـدیـد سـازمـان مـلـل بـه اجـرای بـرنامه پرداخت که با استقبال زیادی روبهرو شـــد. مـــا هــم وصــف آن و گــزارشــش را در گــزارش نیویورکتایمز که در رسانههای ایران ترجمه شده بود خـــوانـــدیـــم و از قـــدیـــم گـفـتــهانــد کــه وصــفالـعـیــش، نصفالعیش. گروه کیهان کلهر در این کنسرت، شهر خـامـوش را اجـرا کـردنـد و گـزارشـگر نیویورکتایمز نـوشت: «شهر خاموش اثری سحرکننده و تاثیرگذار دربـاره روسـتـای حـلـبـچـه اسـت؛ روسـتـایـی کـه صـدام حـسـیـن آن را بـمـبـاران شـیمیایی کرد. در این اثر ساز کـمـانـچه ماتم و زاری کودکان حلبچه را به مخاطب منتقل میکند.»
کنسرت در کنار اهرام ثلاثه مصر، اجرا در هالیوود برای مولانا، همراه با گروه جاده ابریشم در شانگهای، بداههنوازی به همراه حمیدرضا نوربخش در پاریس و... ازجمله فعالیتها او در ماههای اخیر بودهاند.
از کرمانشاه به دیگر نقاط جهان
کیهان کلهر در سال 1342 شمسی در خانوادهای کرمانشاهی و موسیقیدوست در تهران چشم به جـهـان گـشـود. کـار مـوسیقی را از 5 سالگی به صورت آزاد شروع کرد. 12 ساله بود که به صورت حرفهای به موسیقی پرداخت و در 13 سالگی با ارکستر رادیو تلویزیون کرمانشاه شروع به همکاری کرد. کلهر مدتی کوتاه با گروه شیدا در مرکز هنری «چاووش» همکار بود. در 17 سالگی مقیم ایتالیا شـد و سـپـس بـه نـیت ادامه تحصیل راهی کانادا شد و در رشته آهنگسازی از دانشگاه کارلتن اتاوا فارغالتحصیل شد.کیهان کلهر برای شناساندن موسیقی ایرانی به غیرایرانیها تلاش بسیاری کرده اســت، هـمـکــاری او بــا هـنــرمـنـدان هـنـدی ازجـمـلـه «شـجـاعـت حـسـیـن خـان( »غـزل) یـا بـا کـوارتـت کرونوس)Kronos Quartet(، (جاده ابریشم)، یویوما و ارکستر فیلارمونیک نیویورک او را به هنرمندی جهانی تبدیل کرده است و شنوندگان زیادی در بین غیرایرانیها دارد. او مدتی هم یکی از اعضای ثابت گروه دستان بود.
مریم مهری
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)