دختری از سیاره کیوان- بهاره رادهوش 20 ساله از اصفهان- نرجس ارزبین 23 ساله از لاهیجان- سیاره مشتری- کاف. ابراهیمی از تهران- خاله فخری- ساداتیتبار از کاشان- لاله قرمز پژمرده از کرمان- علیرضا ماهری ! (بابا حسسساااااسسسس، بیییییخیییییاااااال... حالا ما یه چی از چشغرّه سردبیر گفتیم، شما که میگی همکار ایشونی دیگه چرا؟! تازه اونم کی؟ سردبیری که عین معاون کلانتر، پشت اون نشون حلبیش، قلبی از طلای محبت خوابیده. اون کلماتی که گفتی رو یه بار دیگه مرور کن. بعد برو تو نقشه نگاه کن ببین من کجام اینجا کجاس! اون وقت اگه بازم به نتیجه نرسیدی، یه عابر پیاده پیدا کن، بگو انگشتاش رو بگیره جلو چشمات و بگه: این چن تااااس؟!! این جوری دیگه میفهمی چرا چی و اینا! گرفتی؟! هههههه... پس چرا خودم نگرفتم؟!!)- لنگه کفش- روِیا صالحیان 22 ساله از کرج- مجید- عاطفه شکرگزار (اگه برنامههات رو خوب تنظیم کنی، اونوخ علم بین تو و این صفحه فاصله نمیندازه)- عاشق هزار ستاره از سنندج- یاسمن، گمشده عاشق- لنگه کفش- عاطفه شکرگزار- رمضان سلیمانزداه از چالدران- وحید هوشیار از تبریز- سیاوش منصور، میثاق- صبحگل 18 ساله از قائمشهر- سمیرا از پایتخت ایران (کاملا برعکس! وقتی برای رسیدن به خواستههات تلاش کردی، میتونی از زندگیت لذت ببری. اشتباه نکن)- مائده 16 ساله از بابل- مارال از نهاوند- ماهان (باید با متخصص پوست و زیبایی مشورت کنید. سواد من در این زمینه، در حدِ بیلمرم است!!)- حامد رستمی 17 ساله از قروه کردستان- بانوی نیمه شب (دوره «میدانم چاپ نمیکنید...» حداقل برای من یکی گذشته. وقتی صریحترین انتقادهای دیگران از خودم رو تا جایی که سردبیر اجازه بده چاپ میکنم، دیگه موضوعاتی مثل این چیزی نیس. ولی یه چن تا چی رو در نظر نگرفتی: این مساله با اون همه توضیح تفصیلی، دیگه از نظر سردبیر تموم شده است. ولی کاش بشه شماره بعد، دلش رو به دست بیارم و توضیحات دیگهای بدم بلکه ذهنت رو از تاریکی دربیاری! آخ که اگه راضی بشه...)- احمد از بابل- تنها فرشته- سید افشین اشرفی از ساری (ایول! این شد یه چیزی! ولی حیف جا نشد، گذاشتمش واسه شماره بعد)- کتایون از کرج (ما هم به ایشان ارادت داریم قبضه قبضه! سلاممان را به مادربزرگ محترم برسانید و بفرمایید بخش اعظمش را مدیون استادانی چون خود ایشانیم، بخش غیر اعظمش را هم که مربوط به حسن و تقی و لهراسب و اِسیتیغزن میشود!! از خود آنها آموختهایم !! خلاصه که سعی میکنیم از همه جور آدمی، یک چیزکی یاد بگیریم)- هانیه 17 ساله از تهران-
خووووبببب! ...مثل هر شمااااارهههههه...؟ بازم چطو شد؟!... هیچی دیگههههه... صفحه تموم شد و بقیه نامهها موندن واسه شماره بعد. آیم سوری و سایونارا، تا همون شماره بعد!