درگیری والدین با بیماری کودک‌

کد خبر: ۲۱۵۹۷۸

خیال بیماری‌

حتما با والدینی مواجه شده‌اید که بسیار با جسم کودک خود درگیرند و دائما احساس می‌کنند کودکشان بیمار است حتی والدین تحصیلکرده‌ای هستند که بدون آگاهی از روند رشد کودک هر نوع تغییری در رفتار و بدن کودک را بیماری می‌انگارند، در صورتی که بعضی از تغییرات حاصل روند رشد کودک است، مثل تب و اسهال و بیقراری در دورانی که کودک در حال دندان درآوردن است یا تب بعد از زدن واکسن، بعضی از مادران به دلیل بی‌‌اطلاعی و حساسیت زیاد به درمان‌های بی‌فایده مثل دارو‌ها و آزمایش‌های مختلف دست می‌زنند، یا زمین خوردن‌های ساده هنگامی که کودکان در حال راه افتادن هستند، بعضی مادران را آنقدر می‌ترساند که کودکان را تا سی‌تی اسکن و غیره می‌کشانند. ما باید 3 نکته را در برخورد با سلامتی کودکانمان همواره به یاد داشته باشیم؛ اول این‌که آگاهی کاملی راجع به روند رشد کودک به دست آوریم مثل مشورت با مادرانی که کودکان بزرگ‌تر از کودک شما دارند یا مطالعه در زمینه رشد کودک. شاید به همین دلیل است که مادران کودکان دوم خود را راحت‌تر بزرگ می‌کنند، چون دومین تجربه آنهاست و از خیلی مسائل آگاهی دارند. دومین نکته این است که علائمی را که کودک احتیاج به دکتر و مراقبت بیش از حد دارند بدانیم. جدا از مسائلی که در کودکان طبیعی است و مربوط به رشد آنهاست، باید موارد زیر را نوعی هشدار پنداشت: 1 تب طولانی با روند صعودی 2‌  اسهال و استفراغ بدون روند بهبودی 3 استفراغ و خواب‌آلودگی غیرطبیعی بعد از ضربه به سر کودک 4 خونریزی‌های بی‌دلیل از بینی و مقعد و... 5 ‌ کبودی و ورم در مناطقی که احتمال در رفتگی و شکستگی استخوان باشد. نکته سوم که مخصوص والدین است مربوط به حساسیت والدین می‌شود. آنها باید حساسیت خود را نسبت به کودکشان متعادل کنند و بدانند که حساسیت بیجا هیچ کمکی به کودکشان نمی‌کند و حتی باعث می‌شود به کودک خود ضربه بزنند. مثلا فرض کنید کودکی از روروئک خود می‌افتد و سرش ضربه می‌خورد، والدین بلافاصله او را در آغوش می‌گیرند و آرام می‌کنند بعد از مدتی کم محل ضربه شروع به کبود شدن می‌کند والدینی که آگاه و منطقی باشند با وارسی محل ضربه که ورم غیرطبیعی ماندگاری نداشته باشد و دقت به علائم بعد از ضربه‌خوردگی در کودک به بهبودی او کمک کرده و مساله خاتمه می‌یابد، اما والدینی که حساسیت بیجا داشته باشند ابتدا با جیغ و داد به وحشت کودک از زمین خوردن می‌افزایند و با بروز کبودی کودک را به بیمارستان یا درمانگاه می‌برند و از یک زمین خوردن ساده یک ضربه مغزی می‌سازند. همیشه به یاد داشته باشید کودک شما نعمتی از طرف خداوند است و اوست که باید محافظ اصلی کودک شما باشد و هر وقت بخواهد این نعمت را از شما می‌گیرد. شما تنها وسیله‌ای هستید که موجب رشد کودک خود می‌شوید. پس با قلبی مطمئن و دلی آرام والدینی متعادل باشید و خیال بیماری را کنار بگذارید.

بیماری‌های روزمره‌

همه کودکان تا سن بزرگسالی با بیماری‌های جسمی دست و پنجه نرم می‌کنند بعضی از کودکان در برخورد با بیماری‌ها ضعیف‌تر عمل می‌کنند و بعضی دیگر قوی‌ترند. بیماری‌هایی مثل سرماخوردگی و اسهال و استفراغ بیماری‌هایی است که اکثر کودکان به آنها دچار می‌شوند. والدین اول از همه باید درصدد پیشگیری از این بیماری‌ها برآیند که البته این پیشگیری‌ها نباید افراطی باشد. تغذیه کودک در ایمنی بدن او مقابل بیماری نقش مهمی دارد، محیط زندگی کودک نیز از ابعاد مختلف مثل دما، بهداشت و احتمال خطرهایی از قبیل افتادن از بلندی در معرض دستگاه‌های برقی و خطرناک بودن و... مهم است و در نهایت کسی که از کودک مراقبت می‌کند، در مواقع مختلف با توجه به سنی که کودک دارد مثل هنگام غذا خوردن یا بازی کردن و... باید توجه ضمنی به کودک داشته باشد. توجه والدین به کودک را می‌توان به 2 نوع مستقیم و غیرمستقیم دسته‌بندی کرد. توجه مستقیم یعنی کسی که از کودک مراقبت می‌کند دائما همراه کودک باشد و به طور مستقیم از او مراقبت کند، که اگر محیط زندگی کودک ایمن نباشد تا سنی که کودک بتواند موقعیت‌های خطرناک را تشخیص دهد، به این نوع مراقبت احتیاج است. توجه غیرمستقیم یعنی ما محیطی امن برای کودک خود ایجاد کرده و دورادور مراقب او باشیم. توجه مناسب به کودک تلفیقی از توجه مستقیم و غیرمستقیم است که با توجه به سن و موقعیتی که فرزند ما در آن واقع است میزان آنها تعیین می‌شود. مثلا اگر محیط بازی کودک شما محیطی ایمن باشد و اسباب بازی‌های او از ایمنی کافی برخوردار باشد شما می‌توانید برای مدتی او را تنها بگذارید و گاهی به او سر بزنید، اما اگر کودک شما با وسیله‌ای بازی می‌کند که احتمال خطر دارد یا به کمک شما در استفاده از آن وسیله احتیاج دارد باید توجه مستقیم خود را اعمال کرده و او را تنها نگذارید. به هر حال به یاد داشته باشید که توجه مناسب نه مستقیم است‌ نه غیرمستقیم بلکه توجه مناسب با درایت شما در تشخیص این‌که چه موقع توجه مستقیم و چه وقت توجه غیرمستقیم به خرج دهید، تعریف می‌شود.

دومین مرحله هنگام بروز بیماری است. با تمام مراقبتی که از کودک جهت پیشگیری از بروز بیماری توسط والدین می‌شود، ابتلای کودک به بیماری تقریبا اجتناب‌ناپذیر است و هیچ پدر و مادری نباید کسی را در بروز بیماری مقصر بداند چرا که بیماری برای همه موجودات وجود دارد و بدن انسان و محیط نیز پر از خطر و آلودگی است که در آن زندگی می‌کند و انسان را مستعد درگیر شدن با بیماری قرار می‌دهد. وقتی کودک شما بیمار می‌شود بدون این‌که بخواهید والد یا مراقب کودک را سرزنش کنید، به فکر درمان و مقابله با آن بیماری باشید. بیماری‌های عادی و روزمره کودک از دل درد تا سرماخوردگی بیماری‌هایی هستند که معمولا والدین می‌دانند که باید چه رفتاری داشته باشند مثلا برای مقابله با دل درد استفاده از بعضی خوراکی‌ها مثل نبات داغ می‌تواند به کودک کمک کند، اما یادتان باشد هیچ وقت سرخود به کودکتان دارو ندهید و اگر از درمان با تغذیه نتیجه نگرفتید به پزشک مراجعه کنید. البته اگر والدینی هستید که بدون رفتن نزد پزشک آرام نمی‌شوید کودک خود را زودتر پیش پزشک برده و طبق دستور او عمل کنید. بعضی از والدین تا سال‌ها پس از به دنیا آمدن کودکشان نمی‌توانند پزشک مورد قبولی برای کودکشان انتخاب کنند، چرا که به هیچ پزشکی نمی‌توانند اعتماد کنند. در بدو تولد کودکتان پزشک متخصص اطفالی پیدا کنید و به او اعتماد کنید و کودک خود را پی در پی نزد پزشکان مختلف نبرید. به جای حساسیت به خرج دادن راجع به یک بیماری ساده بهتر است روحیه خود و کودکتان را حفظ کنید و از او مراقبت لازم و کافی کنید.

سومین مرحله در بیماری دوران نقاهت یا بعد از بیماری است که معمولا کودکان بعد از پشت سر گذاشتن بیماری ضعیف شده و کاهش وزن پیدا می‌کنند. انتظار نداشته باشید که این کاهش وزن به طور دفعی و یک‌شبه در کودکتان جبران شود. این کاهش وزن طبیعی است و به مرور زمان کودک وزن طبیعی خود را به دست می‌آورد. شما تنها می‌توانید از لحاظ تغذیه‌ای کودک خود را تقویت کنید اما باز تعادل یادتان نرود. از کودکتان انتظار یک اشتهای زیاد بعد از بیماری نداشته باشید، بلکه با مغذی کردن غذا او را تقویت کنید نه با زیاد کردن حجم غذای او. به هر حال حساسیت زیاد از حد و به هم زدن تعادل کمکی به کودک شما نمی‌کند و در مقابل نادیده گرفتن بیماری کودک نیز می‌تواند برای او خطرناک باشد.

بیماری‌های حاد

ممکن است کودک شما در هر سنی که باشد به بیماری خطرناک و یا غیر متداولی دچار شود. بیماری‌های غیر متداول را به 3 دسته تقسیم می‌کنیم و برای برخورد با کودکان بیمار مطالبی را در هر زمینه جهت کمک به شما ارائه می‌دهیم.

دسته اول مشکلات خطرناک دفعی مشکلات جسمی است که ممکن است در اثر تصادفات و اتفاقات غیرمترقبه برای کودک بیفتد مثل شکستگی‌های حاد در بدن. در این مواقع والدین دچار شوک شدیدی می‌شوند که برای کمک به کودکشان باید خوددار بوده و به خود مسلط باشند و بدانند که در آن شرایط برخوردشان با کودک بسیار در روحیه او تاثیر دارد. مراقبت ویژه از کودک، درمان موثر تحت نظر پزشک متخصص و عمل به دستورات پزشک و محبت به کودک و از همه مهم‌تر حفظ آرامش مهم‌ترین مراحل کمک به این کودکان است.

بیماری‌های لاعلاجی مثل دیابت یا تالاسمی بیماری‌های دسته دوم است که ممکن است کودکی در زندگی خود با آنها دست و پنجه نرم کند. والدین می‌توانند با رفتار غلط خود این کودکان را با ضعف شخصیتی بار بیاورند طوری که همیشه فکر کنند در برابر زندگی ناتوانند و نمی‌توانند از پس زندگی بر بیایند، درحالی که امروزه با پیشرفت علم بستری برای این‌گونه بیماران فراهم آمده که بتوانند به طور طبیعی زندگی کنند. پس بدانید که اگرچه جسم این کودکان دچار بیماری است، اما می‌توانند روح و شخصیتی سالم داشته باشند پس شما باید جدا از مراقبت از جسم این کودکان با روح و شخصیت‌شان مثل یک کودک سالم برخورد کنید و اجازه ندهید که دچار ضعف شخصیتی شوند.

دسته سوم از بیماری‌ها بیماری‌های لاعلاج منجر به مرگ‌ هستند. اول از همه به یاد داشته باشید که مرگ و زندگی دست خداست و چه بسا بیمارانی که تا یک قدمی مرگ رفته‌اند ولی با ایمان و قدرت روحی خود توانسته‌اند بر بیماری غلبه کنند و به زندگی بازگردند. در مورد کودکان این موضوع به مقدار زیادی برمی‌گردد به دیدی که شما از بیماری کودکتان به او می‌دهید و چگونگی نحوه برخورد شما با بیماری او. چون کودکان در سنین پایین الگویی جز پدر و مادر ندارند و کسانی که بیشترین نفوذ را در کودکان دارند والدین‌اند.  پس قبل از کودکتان شما باید ایمان و اعتقاد خود را قوی کنید و از افسرده و ناامید بودن بپرهیزید. درصد بالایی از جواب دادن بدن به درمان‌های مختلف به روحیه و جنبه روانی بیمار بستگی دارد و در نهایت کودک تا زمانی که زنده است حق دارد از زندگی لذت ببرد و همواره با فضاهای غم آلود و مرگبار از لحاظ روحی روبه‌رو نباشد. همه چیز را به خدا بسپارید و خود و کودکتان به زندگی بازگردید، چرا که طول عمر هیچ‌کس مشخص نیست و سلامتی افراد هیچ تضمین‌کننده این که تا لحظه‌ای بعد زنده باشند یا نه نیست. پس به خود و کودکتان روحیه زندگی بخشید و دوباره می‌گویم یادتان باشد فرزند شما نعمتی از طرف خداست که هر وقت بخواهد آن را از شما می‌گیرد و چه بسا شما را با آن مورد امتحان قرار می‌دهد.
پس در برابر بیماری و مشکلات فرزندتان خود را نبازید و قبل از این‌که پدر و مادر خوبی باشید دوست خوبی برای کودکتان باشید. بدانید که یک دوست خوب جدا از دلسوزی‌ها و حساسیت‌های بیش از حد و غیرمنطقی سعی می‌کند بهترین راه‌ها را برای زندگی کردن و مقابله با مشکلات به دوست خود بدهد.

حدیث میرزایی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها