در پی شکسته شدن پای یکی از بازیگران سر صحنه یکی از فیلمها:
بازیگر: سلام، من اومدم به خاطر شکستگی پام ازبیمه پول بگیرم.
بیمه: پول مگه علف خرسه؟
بازیگر: علف خرس؟ منظورتونو نمیفهمم. گفتم پام شکسته.
بیمه: من از کجا بدونم پات شکسته؟
بازیگر: از کجا بدونی؟ مگه نمیبینی تو گچه؟
بیمه: از کجا معلوم که الکی گچ نگرفته باشی که ما رو بتیغی؟
بازیگر: من از پزشکم برگه معاینه دارم.
بیمه: از کجا معلوم پزشکت پسرخالهت نباشه؟
بازیگر: من اصلا خاله ندارم که پسرخاله داشته باشم.
بیمه: خب دخترعموت.
بازیگر: پزشکش مرد بود.
بیمه: اینها به من مربوط نیست. شما باید استشهادی تهیه کنید درباره اینکه پزشک نامبرده فامیلتون نیست.
بازیگر: من باید دو ماه پام تو گچ بمونه. تو این دو ماه میتونم به اندازه 2 میلیون تومان دستمزد داشته باشم. شما میگید که من الکی پامو گچ گرفتم که بیام گدایی 200 هزار تومن از شما بکنم؟
بیمه: توهین نکنید.
بازیگر: کدوم توهین؟ شما دارین به من تهمت میزنین.
در باب برقگرفتگی یکی از عوامل تولید در یک فیلم مستند:
کارگردان: سلام، من دچار برقگرفتگی شدم و انتظار دارم به من برای درمانم کمک کنید.
بیمه: برقگرفتگی؟
کارگردان: بله رفتم بالای دکل برق، به این روز افتادم.
بیمه: شما کارگردانید یا مامور برق؟
کارگردان: چطور؟
بیمه: واسه چی رفتین بالای دکل؟
کارگردان: احتیاج به کمی برق داشتیم برای پروژکتورها.
بیمه: برقدزدی؟
کارگردان: آقا این چه فرمایشیه؟ برقدزدی کدومه؟
بیمه: اجازهنامه استفاده از برق دکل را بیارین، اونوقت یه کاریش میکنیم.
کارگردان: من الان نفله شدم، راه نمیتونم برم. شما توقع دارین...
بیمه: حرف اضافه موقوف. توهین هم نکنین لطفا.
کارگردان: حالا تکلیف من چی میشه. ممکنه هر لحظه بیفتم بمیرم.
بیمه: در این صورت وصیت کنین که بازماندگان شما اجازهنامه رو بیارن. اگه این کارو نکنین ممکنه بعد از مرگتون، به سابقه سرقت از اموال عمومی اشاره بشه.
کارگردان: من اگه پولی از شما نخوام و بخوام همین الان این دفتر رو ترک کنم، اجازه دارم؟
بیمه: مگه شهر هرته؟
اندر حکایت تهیهکنندهای که برای جذب اسپانسر به یکی از این شرکتهای بیمهای سر زد:
تهیهکننده: سلام و عرض تهیت!
بیمه: امرتون؟
تهیهکننده: استدعا دارم. بنده با توجه به سابقه طولانی در عرصه فرهنگ و نیز فعالیت مستمر...
بیمه: آقای عزیز کارتونو بگین و وقت منو نگیرین به من چه که شما چی کاره بودی؟
تهیهکننده: آخه میخواستم بگم که ما برای ساخت فیلم جدیدمون که توش ستارههای مطرح سینما بازی میکنن احتیاج به کمک مالی موسسه شما داریم.
بیمه: بله آقا؟ مگه این جا صندوق قرضالحسنه است؟
تهیهکننده: نه خیر. کمی عنایت کنین به عرض بنده، ملتفتتان میکنم. ما برای این فیلم با بازیگران مطرح...
بیمه: آنجلینا جولی توش بازی میکنه؟
تهیهکننده: نهخیر ایشون با همسرشون تشریفشان را برده بودن آفریقا تا فرزندخوانده اختیار کنن.
بیمه: پس بگو مارلین دیتریش بیاد.
تهیهکننده: ولی ایشون بیش از نیم قرنه که عمرشونو دادن به شما.
بیمه: پس بازیگر مطرحتون کیه؟
تهیهکننده: نیکلاس کیج و شارلیز ترون.
بیمه: خب به من چه؟ چه کاری از من برمیآد؟
تهیهکننده: ما میخواستیم جسارتا از شما به عنوان اسپانسر دعوت به همکاری کنیم.
بیمه: کارت با چقدر حل میشه؟
تهیهکننده: اگه لطف فرموده و پنجاه هزار دلار مرحمت بفرمایین، اسم شرکتتونو میذاریم تو چند نمای مختلف و شخصیت اصلی رو هم میکنیم یکی از مدیران شرکت شما که تبلیغی برای شرکت محترم باشه.
بیمه: اگه نیکول کیدمنو بیاری قبوله.
تهیهکننده: ولی ایشون به دلیل بارداری در استراحت کامل بسر میبرند.
بیمه: مشکل شماست. به من ربطی نداره.
تهیهکننده: حالا نمیشه به جای خانم کیدمن بازیگر دیگری رو پیشنهاد بفرمایین؟
بیمه: مارگریتا ترهخوا چطوره؟
تهیهکننده: ببخشید ایشونو نمیشناسم.
بیمه: بازیگر سینمای روسیه که توی فیلم «آینه» تارکوفسکی بازی کرد دیگه.
تهیهکننده: آهان. نه. خیلی ممنون از لطفتون من نظرم عوض شد.
غضنفر هالیوودیان
هوش مصنوعی یکی از قدیمیترین عادتهای ما در اینترنت را تغییر داده است
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد
در گفتوگو با جامجم آنلاین تشریح شد
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد