گفتگو با یک زن جیب‌بر

به ‌خاطر تامین هزینه‌هایم دزدی می‌کردم

لاله، زن 25 ساله‌ای است که به جرم جیب‌بری دستگیر شده. این زن کودک 3 ساله‌ای دارد که از زمان زندانی شدنش او را به بهزیستی سپرده‌اند. لاله بدون فرزندش روزهای سختی را می‌گذراند اما هیچ راهی جز سپری کردن دوران حبس ندارد. گفتگوی ما با لاله را بخوانید.
کد خبر: ۲۱۳۰۵۱

چند سال است که جیب‌بری می‌کنی؟

به سال نرسیده 2 ماه بود که این کار را می‌کردم، چاره‌ای نداشتم. شوهرم ما را ترک کرده بود و من مجبور بودم برای تامین هزینه‌های خودم و پسر کوچکم این کار را بکنم.

چرا شوهرت شما را ترک کرد؟

من 3 سال همسر صیغه‌ای او بودم وقتی که مدت صیغه ما تمام شد ارتباط‌مان همچنان ادامه داشت چون من از شوهرم یک پسر داشتم. البته او تمایل زیادی به من نداشت اما چون ما بچه داشتیم گاهی به خانه من می‌آمد. از وقتی همسرش فهمید مساله چیست دیگر همه چیز تمام شد،‌ همسرم از ترس این که مبادا دیگران بفهمند به خانه من نمی‌آمد و بعد از مدتی هم به من گفت باید از زندگیش بیرون بروم.

با همسرت در مورد فرزندتان صحبت نکردید؟

چون همسر اولش متوجه شده بود زن دیگری در زندگی او وجود دارد، شوهرم ارتباطش را با من قطع کرد تا دیگر همسرش متوجه این که ما فرزند هم داریم نشود.

چند بار مخفیانه سراغش رفتم و از او خواستم حداقل از فرزندمان جدا نشود قبول نکرد و به من گفت اگر تو نمی‌توانی از او مراقبت کنی،‌ به بهزیستی می‌سپارمش، من هم که جانم به جان فرزندم بسته است، پس حاضر شدم هر خفتی را بپذیرم، اما فرزندم را از دست ندهم.

چرا قبول کردی همسر صیغه‌ای مردی شوی که خودش همسر و فرزند داشت؟

اول نمی‌دانستم همسرم قبلا ازدواج کرده، وقتی با او آشنا شدم چیزی در مورد خانواده‌اش به من نگفته بود. به من پیشنهاد کرد مدتی با هم زندگی کنیم، من هم چون بی‌سرپناه بودم و از خانه فرار کرده بودم قبول کردم. ما 3 سال صیغه محرمیت باهم داشتیم وقتی زیر یک سقف رفتیم متوجه شدم شوهرم، همسر دیگری هم دارد. با این حال اعتراضی نداشتم، چون حداقل برایم خانه‌ای گرفته بود تا از خیابان‌خوابی راحت شوم.

به هر حال فهمیدی که همسر دوم شوهرت هستی با این اوضاع چرا حاضر شدی بچه‌دار شوی؟

وقتی باردار شدم، خودم خبر نداشتم و در واقع بارداری‌ام ناخواسته بود، بعد هم بشدت دلبسته فرزندم شدم، شوهرم خیلی اصرار داشت بچه را از بین ببرم، اما من قبول نکردم و گفتم هر طور شده این بچه را به دنیا می‌آورم، احساس می‌کردم این بچه پشتوانه من است. از وقتی شوهرم ما را ترک کرده وابستگی‌ام به این بچه بیشتر شده است.

با توجه به این که مدعی هستی خیلی فرزندت را دوست داری پس چرا دست به سرقت زدی تو که می‌دانستی بالاخره دستگیر می‌شوی؟

چاره‌ای نداشتم، پولی نداشتم که اجاره خانه را بدهم و خرج خودم را تامین کنم. فرزندم گرسنه بود و پدر بی‌عاطفه‌اش هم ما را رها کرده بود، به هر حال با این کارم توانستم 2 ماه برای فرزندم غذا تهیه کنم.

چطور جیب‌بری می‌کردی تا پیش از این سابقه چنین کاری را داشتی؟

من به عنوان مسافر روی صندلی عقب ماشین می‌نشستم و فرزندم را هم در آغوش می‌گرفتم، وقتی کسی کنارم می‌نشست آرام کیف یا پولش را از جیبش بیرون می‌کشیدم و چند متر جلوتر پیاده می‌شدم.

چطور شد که دستگیرت کردند؟

در یکی از سرقت‌ها وقتی کیف را از جیب مردی سرقت کردم، متوجه شد و داد و فریاد کرد، راننده هم در مقابل یک مامور توقف کرد و مرا دستگیر کردند. مدتی در بازداشتگاه بودم، چند شب اول پسرم پیشم بود اما بعد او را از من گرفتند و به بهزیستی بردند.

پسرت را می‌بینی یا با او در تماس هستی؟

فقط تلفنی با او صحبت می‌کنم. چون در زندان هستم نمی‌توانم او را ببینم دلم برایش تنگ شده و هر شب خوابش را می‌‌بینم. راه چاره‌ای ندارم باید آن‌قدر در زندان بمانم تا دوران محکومیتم تمام شود، اما نمی‌دانم این مدت را چطور باید بگذرانم.

به شوهرت خبر دادی چه اتفاقی افتاده و فرزندت حالا کجاست؟

چند بار سعی کردم با او تماس بگیرم اما گوشی را قطع کرد. او فکر می‌کند من قصد دارم از او اخاذی کنم، به هر حال چندان هم فرقی نمی‌کند چون او به من گفته بود که اگر من حاضر به نگهداری از بچه نباشم، پسرمان را به بهزیستی خواهد سپرد.

اگر از زندان آزاد شوی باز هم به سرقت روی خواهی آورد؟

اگر آزاد شوم از این به بعد فقط برای پسرم زندگی خواهم کرد، حتی شده در خانه‌های مردم کار کنم و پول در بیاورم این کار را می‌کنم، اما اجازه نمی‌دهم یک‌بار دیگر او را از من جدا کنند، پسرم تمام زندگی من است.

چه توصیه‌ای برای زنان جوان و فقیر مثل خودت داری؟

از آنها می‌خواهم هر طور شده شرایط سخت را تحمل کنند، اما از خانه فرار نکنند تا مثل من مجبور نشوند با مردی ازدواج کنند که همسر دارد و سرانجام او را رها خواهد کرد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها