شتر، گاو، پلنگ

عجله کار شیطونه‌

بگذار تا ز شارع میخانه بگذریم/ کز بهر جرعه‌ای همه محتاج این دریم... سلام شترگاوپلنگی‌های تنهای دیار من. حالتان چطور است؟ امیدوارم خوب باشید. اگر عصبانی نمی‌شوید اجازه دهید یک چند خطی به ایمیل قایق شکسته جواب بدهم که انگار حالش خیلی بد است. ظاهرا پدرش تحت هیچ شرایطی اجازه ازدواج‌اش را با فرد مورد نظرش (که اتفاقا فامیل‌شان هم هست)‌ نمی‌دهد و او همه چیز را تمام شده می‌بیند.
کد خبر: ۲۱۲۷۹۱
خواهر خوبم! این که تو با واقعیت کنار بیایی اتفاقا اصلا چیز بدی نیست به شرط آن که بپذیری این واقعیت قرار نیست در طول همه زندگی‌ات وجود داشته باشد. در واقع این واقعیت موقتی است و تو با عوض کردن شرایطت می‌توانی آن را از بین ببری. روی پیشنهاد قبلی من فکر کن. منظورم رفتن به دانشگاه است. امیدوارم موفق باشی. مرا ازخودت بی‌خبر نگذار و در ضمن این قدر ناامید نباش. آن خدایی که تو فکر می‌کنی صدایت را نمی‌شنود برای این کارش آن چنان دلیل منطقی و محکمی دارد که اگر می‌شد و از آن با خبر می‌شدی تا آخر عمر جز شکرگزاری‌اش کار دیگری نمی‌کردی. مواظب خودت باش.

اما یک نامه هم از آریا  ح رسیده که جالب بود. آریا در این نامه نوشته: از اول مهر برای درس خواندن به شهر دیگری رفته و در دانشگاه به یکی از همکلاسی‌هایش علاقمند شده و حالا نمی‌داند که چه کار باید بکند. پسر خوب لااقل می‌گذاشتی یک ترم بگذرد بعد.... شوخی کردم.

به نظر من بهتر است فعلا بی‌خیال عشق و عاشقی شوی و سفت و سخت به درس‌هایت بچسبی. دانشگاه خیلی هم جای این جور چیزها نیست. برای این عاطفه‌ها همیشه وقت است.

من چند بار بگویم که به قول زنده یاد نادر ابراهیمی عشق آویختن بارانی به اولین میخی که دستمان به آن می‌رسد نیست؟ به قول کافه کاغذی‌: ای هوااااااااااار! البته امیدوارم از دست من و حرفهایم ناراحت نشده باشی و فکر نکنی خدای نکرده مشکل ات را جدی نگرفته‌ام اما باور کن این کار درستی نیست. هم فرصت‌های بیشتری در آینده پیش‌رو خواهی داشت هم وقت بسیاری برای عاشق شدن. الان وظیفه تو بیشتر درس خواندن است. البته این که نوشته‌ای ماجرا برای خودت هم خیلی جدی نیست خیلی خوب است و مرا حسابی خوشحال کرد. خب اگر زیاد هم جدی نیست چرا سعی می‌کنی آن را جدی بگیری؟ بگذار همه چیز به حال خودش باشد و مسیر عادی‌اش را طی کند. تو برای روی دادن اتفاقاتی که در آینده رخ می‌دهند پیش‌دستی نکن. یکی به یکی می‌گوید آینده. نه امروز و همین حالا. موفق باشی مرا از حال خودت بی‌خبر نگذار.

خب شترگاوپلنگی‌ها ما رفتیم. شادمانه باشید و سرفراز. تا هفته بعد درود و بدرود.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها