هم از ایشان روایت شده که فرمودند: وظیفه پدر نسبت به پسر این است که نوشتن را به او بیاموزد، او را خوب تربیت نماید، نام خوب برای وی انتخاب کند و هنگامی که بالغ شد او را داماد نماید.
به هر حال نقش پسری و پدری ، دو نقش متقابل و به هم پیوسته هستند که هر کدام از آنها که تقویت یا تضعیف شوند، نقش دیگر نیز تحت تاثیر آن تقویت یا تضعیف میشود.ازجمله مواردی که یک نقش میتواند نقش مقابل خودش را تضعیف کند، بدگویی یا غیبت از آن نقش است.
از این رو درست نیست که پسری از پدرش در نزد دیگران بدگویی یا شکوه و گلایه کند حتی اگر آن پدر ستمکار باشد.
ز من بشنو برادر این روایت
که پیری کرده است آن را حکایت
نبیند روز خوش هرگز به عالم
پسر تا از پدر دارد شکایت
یا این دوبیتی حکایت از فرجام بد پسرهایی دارد که با پدر خود خوشرفتاری نمیکنند.
کسی که با پدر از لج درافتاد
به دور از هر بهار باور افتاد
چنان شد دور از راه سعادت
که در چاه شقاوت با سر افتاد
دو بیتی زیر حکایت از آن دارد که اگر پدری از پسرش رضایت نداشته باشد پسر سعادتمند نمیشود.
مضارع تا که بیماضی نباشد
پسر در دعویاش قاضی نباشد
نمیگردد سعادتمند هرگز
پدر تا از پسر راضی نباشد
یکی از مواردی که یک نقش هویت خود را از دست میدهد، حذف شدن نقش مقابل آن نقش است. مثلا وقتی پسری فوت میکند، نقش پدری خلل و آسیب جدی میبیند از این رو روایتهای متعددی در ارتباط با فوت فرزند و جایگاه والدین از جمله پدر وجود دارد. از رسول گرامی اسلام نقل است که: هر مسلمانی که سه فرزند به خاک بسپارد ، خداوند جهنم را بر او حرام میکند.
به روی گونه آبی از وضو داشت
نمازش داغ غم بر دل از او داشت
جوان بود و نهان شد در دل خاک
در آن روزی که صدها آرزو داشت
در پایان این بحث با توجه به شرایط اجتماعی روز و این که پسران بیش از توان پدران از آنها انتظار دارند و این امر باعث نارضایتی آنها از خانواده، بویژه والدین شده است. چند بیتی آورده میشود، که در واقع بیان حال پدری است که فرزندش حقوق او را نادیده میگیرد.
اینجا پسر از مهر هوادار پدر نیست
یعنی به شب تار پدر نور سحر نیست
گنجی است گرانمایه پدر، حیف که فرزند
در فکر نگهداری این گنج و گهر نیست
فرزند در این عهد برای پدر خویش
جز داغ دل و چشم تر و خون جگر نیست
از ماتم فرزند، غمی بیشتر امروز
بهر پدر خسته در این راهگذر نیست...
معصومه منصوری جوشقان