حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
از آنجا که محور توسعه پایدار، انسان سالم است و جوامع امروزی خواستار ایجاد بستر مناسب برای تولید و شتاب لازم جهت رسیدن به توسعه همهجانبه هستند، بدیهی است بررسی و تبیین تمام مولفههای اجتماعی تاثیرگذار بر سلامت از وظایف محققان و فعالان عرصه سلامت بوده و بازخورد آن به صورت اطلاعات علمی و عملی به سیاستگذاران کلان موجب کمک به مساله مهم توسعه پایدار کشورهاست. حتی در مرفهترین کشورها مردمی که رفاه کمتری دارند، امید به زندگی کمتر و بیماری بیشتری نسبت به افراد ثروتمند دارند. این تفاوتها در سلامت، بیعدالتی مهم اجتماعی است و توجه را به سمت شاخصهای مهم تعیینکننده سلامت در جوامع معطوف میکند. در ابتدا تصور میشد سیاست بهداشتی در رابطه با سرمایهگذاری روی مراقبتهای پزشکی است و موضوع تعیینکننده سلامت اجتماع فقط در حد آکادمیک مورد بحث قرار میگرفت، اما اکنون این دیدگاه تغییر کرده است. مراقبتهای پزشکی میتواند باعث طول عمر یا بهبود یک بیماری جدی شود؛ ولی آنچه برای بهداشت جمعیت مهم است شرایط اجتماعی اقتصادی است که باعث میشود مردم بیمار شوند یا نیاز به مراقبت پزشکی داشته باشند . در این ارتباط تعیین سیاست عمومی در شکلدهی محیط اجتماعی که منجر به سلامت بهتر میشود، نقش محوری دارد.
درک گستردگی عوامل موثر بر سلامتاجتماع
طبقه اجتماعی، گروهی نسبتا وسیع و پایدار مرکب از زنان، مردان و کودکان است که از لحاظ تولید اجتماعی و مالکیت ابزارهای تولید دارای وضعیتی کمابیش یکسان هستند.
در یک جامعه هر چه وارد طبقات اجتماعی پایینتر شویم، امید به زندگی کوتاهتر و بیماریها شایع تر میشوند. در طول زندگی شرایط ضعیف اقتصادی اجتماعی بر سلامت اثرگذار است. افراد طبقات پایین حداقل دو برابر افرادی که در طبقات بالاتر هستند دچار بیماری جدی و مرگ زودرس میشوند. حتی در میان طبقه متوسط کارکنان اداری، آن دسته که طبقه پایینتری دارند، بیشتر از کارکنان طبقه بالا از بیماری و مرگ زودرس رنج میبرند. علل مالی، روانی و اجتماعی در به وجود آمدن این تفاوتها سهیم هستند و اثرات آن منجر به بروز بیماریها و مرگ میشود. هر قدر مردم در شرایط اقتصادی اجتماعی تنشدار طولانیتر زندگی کنند، به همان نسبت به لحاظ فیزیکی بیشتر رنج میبرند و کمتر میتوانند در سنین کهنسالی از لذت سلامت بهرهمند باشند. اگر سیاستگذاران حقایق را در نظر نگیرند، نه تنها از قویترین استانداردهای تعیینکننده سلامت در جوامع مدرن غفلت کردهاند بلکه بااهمیتترین موارد عدالت اجتماعی آن جوامع را نادیده گرفتهاند.
جوامعی که شهروندان را قادر میسازند نقش کامل و مفیدی را در زندگی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایفا کنند، سالمتر از جوامعی هستند که مردم آن با ناامنی و محرومیت مواجهند.
لزوم سیاستگذاری برای بهبود وضعیت سلامت
یکی دیگر از مولفههای مهم اجتماعی موثر بر سلامت، استرس است. شرایط اجتماعی و روانشناسی حاکم بر جامعه میتواند موجب استرس بلندمدت شود. عواملی چون ناامنی، کنترل نداشتن بر کار و زندگی خانوادگی و عوامل اجتماعی اضطراب اثرات زیادی بر سلامت افراد دارد. تجمع چنین خطرات اجتماعی و روانی در طول زندگی باعث افزایش ضعف سلامت روان و مرگ زودرس میشود. هر کدام از عوامل فوق در هر مقطعی از زندگی در بلندمدت اثر مخرب دارد. در کشورهای صنعتی هرچه مردم مراتب اجتماعی پایینتری داشته باشند، این مشکلات شایعتر است، استرسها با ایجاد تغییرات عمیق در سیاستهای متفاوت بدن موجب اختلال سلامت میشوند.در این خصوص سیاستگذاران باید به این توجه کنند که برنامههای رفاهی هم نیاز اجتماعی و هم نیاز مادی را پوشش دهد، چرا که هر دو سرچشمه اضطراب و ناامنی هستند. پژوهشها و مطالعات متعددی نشان میدهد پایه سلامت بزرگسالی ریشه در دوران کودکی و حتی پیش از تولد دارد. رشد کند و ضعف حمایتی باعث افزایش خطرات جسمانی، روانی و عملکردی در بزرگسالی میشود. شرایط نامناسب در دوران بارداری و نبود مراقبتهای پیش از زایمان میتواند منجر به رشد نامطلوب جنسی شود. رشد نامطلوب جنسی خطری برای سلامت در زندگی آینده است. رشد کند و عقبماندگی جسمی در کودکان نیز منجر به کاهش رشد سیستمهای
قلبی-عروقی، تنفس، پانکراس، کلیه و عملکرد آنها شده و خطر بیماری در بزرگسالی را افزایش میدهد.
از آنجا که زندگی اولیه از مولفههای مهم اجتماعی موثر بر سلامت است، سیاستها برای بهبود سلامت در این دوران به منظور افزایش سطح عمومی تحصیلات و تساوی دسترسی به امکانات آموزشی و بهبود سلامت مادران و کودکان در بلندمدت و همچنین فراهم کردن امکان تغذیه خوب و آموزش بهداشت در دوران بارداری و پس از آن و سپس در زمان کودکی و سرانجام حمایت از ارتباط بین کودک و والدین باید با راهکارهای معین همراه باشد.
فقر، محرومیت نسبی و انزوای اجتماعی تاثیر مهمی بر سلامت و مرگ زودرس دارند. زندگی فقیرانه بر دوش برخی از گروههای اجتماعی سنگینی میکند. فقر مطلق یعنی کمبود ضروریات اولیه زندگی که هنوز در کشورهای تراز اول دنیا وجود دارد.
در این میان بیکاران، افراد ناتوان، پناهندگان و بیخانمانها بیشتر در معرض خطر قرار دارند.
فقر نسبی اغلب به شرایط کسانی اطلاق میشود که با کمتر از 60 درصد درآمد متوسط در سطح ملی زندگی میکنند، یعنی دسترسی نداشتن به سرپناه، آموزش، حمل و نقل و دیگر عوامل حیاتی که برای داشتن یک زندگی لازم است. در برخی از کشورها 25 درصد از کل جمعیت و نسبت بالاتری از کودکان در فقر نسبی زندگی میکنند و انزوای اجتماعی و تبعیض به قیمت زندگی تمام میشود.
از دیگر عوامل اجتماعی موثر بر سلامت، کار و محیط کار است؛ به طور کلی داشتن شغل برای سلامت بهتر از نداشتن آن است. البته روشهای مدیریت محیط کار و روابط اجتماعی درونسازمان نیز در سلامت دخیل هستند. مطالعات نشان داده است استرس در کاری، در ایجاد بیماری و مرگ زودرس بازی میکند.
بهره مندی از حمایت های اجتماعی وعاطفی ضرورتی برای سلامتی
بررسی مطالعات در اروپا نشان داده وقتی مردم فرصت ندارند از مهارتهایشان استفاده کنند و اختیارات کمی در تصمیمگیری دارند، سلامت آنها خدشهدار میشود. باید دقت کرد شرایط مناسب کاری منجر به بهبود بهرهوری میشود و مشارکت مناسب در تصمیمگیریها برای کارکنان در کلیه سطوح سازمانی مفید است. بنابراین ساز و کارهای موجود باید طوری تغییر یابند تا به افراد اجازه مشارکت در طراحی و بهبود وضعیت محیط کاری داده شود. حفاظت از بهداشت محیط کار باید شامل خدمات بهداشتی نیز باشد، به این معنا که آموزش لازم برای تشخیص اولیه مشکلات بهداشتی به افراد داده شود و مداخلات مناسب انجام پذیرد.
از عوامل دیگر موثر بر سلامت، بیکاری است که سلامت را به خطر میاندازد. شواهد متعددی نشان میدهد افراد بیکار و خانوادههایشان به طور قابل توجهی در معرض خطر مرگ زودرس قرار دارند.
عمده این اثرات در نتیجه مسائل روانی و مالی و بویژه بدهکاری است.اثرات ناشی از بیکاری از زمانی شروع میشود که افراد ابتدا احساس میکنند شغلشان در معرض تهدید است. اضطراب در مورد ناامنی شغلی نیز یکی از تعیینکنندههای سلامت است. مطالعات نشان داده است که ناامنی شغلی بر سلامت روان و قلب و عروق اثر دارد. بنابراین در این خصوص سیاستگذاران باید 3 هدف عمده :
پیشگیری از بیکاری و ناامنی شغلی ،کاهش تنگدستی که فرد بیکار از آنرنج میبرد و در نهایتحفظ امنیت شغلی افراد را مدنظر قرار میدهد . حمایتهای اجتماعی و روابط مناسب اجتماعی از دیگر مولفههای موثر در سلامت است. حمایت اجتماعی در جهت تحقق نیازهای واقعی و عاطفی افراد کمککننده است. تعلق داشتن به یک رابطه اجتماعی از جامعه و کنش متقابل موجب میشود تا افراد احساس محبت، دوستی، احترام و ارزش نمایند و این مساله اثر حفاظتی قوی بر سلامت دارد. روابط و مناسبات اجتماعی حمایتی خود موجب برانگیختن الگوهای رفتاری سالمتر میشود.
افرادی که حمایتهای اجتماعی و عاطفی کمتری نسبت به دیگران دریافت میکنند، بیشتر در معرض بیماری افسردگی، خطر مشکلات بارداری و ناتوانی به دلیل ابتلا به بیماریها
قرار میگیرند.
دکتر ایمان عموزاده
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....