اولین شکایت از این سارقان توسط زنی جوان به پلیس ارائه شد و این زن به پلیس گفت: به همراه پسر
4 سالهام به آرایشگاه رفته بودم، در نوبت نشسته بودیم که صدای کوبیده شدن در آرایشگاه بلند شد و یکباره 2 جوان چاقو به دست وارد سالن شدند، یکدفعه همه مشتریان فریاد کشیدند و آنها دیدند که با بلند شدن صدای فریاد احتمال اینکه مردم باخبر شوند زیاد است به سمت من حملهور شدند و پسر کوچکم را از بغلم بیرون کشیدند و زیر گلوی او چاقو گذاشتند و خطاب به زنانی که در سالن بودند گفتند اگر پولهایی که همراه دارند ندهند، پسرم را خواهند کشت. همه مشتریان نیز پولها و جواهراتشان را در اختیار سارقان قرار دادند، یکی از آنها به سرعت به سمت موتوری که بیرون پارک بود رفت و آن را روشن کرد، دیگری نیز دقایقی بعد پسرم را رها کرد و متواری شد.
با اعلام این شکایت پلیس ابتدا از زنانی که اموالشان به سرقت رفته بود خواست تا در مرکز پلیس عکس سارقان سابقهدار را مورد بررسی قرار دهند، اما هیچ کدام از آنها از سوی مالباختگان شناسایی نشدند. کارآگاهان تصمیم گرفتند، این بار از طریق ما لخران وارد عمل شوند، آنها چند مالخری را که حدس میزدند سارقان به دنبال آنها باشند شناسایی کردند و به طور نامحسوس تحت کنترل درآوردند و بعد از چندین ساعت مراقبت موفق شدند 2 سارق را هنگام فروش جواهرات دستگیر کنند.
با انتقال سارقان به اداره آگاهی سمنان بازجویی از آنها آغاز شد. یکی از سارقان که فرشاد نام دارد به پلیس گفت: من و همدستم مازیار از مدتها قبل با هم دوست بودیم و از آنجایی که اعتماد زیادی به هم داشتیم تصمیم گرفتیم در سرقتها با هم همکاری کنیم. شیوه کاری ما این بود که ابتدا آرایشگاههای زنانه را شناسایی و آنها را تحت نظر میگرفتیم، وقتی چند روزی آرایشگاهها را تحت نظر گرفتیم، زمان شلوغی آرایشگاهها را متوجه میشدیم.
وی ادامه داد: در شلوغی وارد آرایشگاه میشدیم و با تهدید چاقو زنان را وادار میکردیم تا هر چه پول و طلا دارند به ما بدهند؛ چراکه میدانستیم، وقتی زنان به آرایشگاه میروند قطعا پول زیادی همراه دارند، به همین خاطر هم آرایشگاههای زنانه را هدف قرار داده بودیم.
وی در مورد آخرین سرقت گفت: وقتی وارد آرایشگاه شدیم چند نفر از زنان مقاومت کردند و من برای این که بتوانم به هدفم برسم مجبور شدم بچهای که در کنار مادرش بود را به گروگان بگیرم، قصدم این نبود که او را اذیت کنم و از این طریق فقط میخواستم آنها را وادار کنم تا پولهایشان را بدهند، بعد هم که موفق شدم پسربچه را رها کردم.
2 سارق هم اکنون برای تحقیقات بیشتر دستگیر شدند.