سارق کیفقاپ که نیمی از عمرش را در زندان گذرانده باز هم به اتهام کیفقاپی به حبس محکوم شد.
به گزارش خبرنگار ما، این سارق سابقهدار زمانی توسط پلیس دستگیر شد که ماموران گشت پلیس تهران در حین انجام ماموریت متوجه فریادهای مردی شدند که از مردم کمک میخواست. بلافاصله بعد از اینکه ماموران در محل حضور یافتند، 2 جوان سارق که قصد سرقت کیف مردی را داشتند شناسایی و دستگیر کردند و به همراه شاکی به اداره آگاهی انتقال دادند.
کد خبر: ۲۱۱۴۷۴
مرد شاکی به پلیس گفت: مقدار زیادی پول از بانک گرفته بودم قرار بود معاملهای انجام دهم و این پولها را لازم داشتم، اما به محض اینکه از بانک بیرون آمدم قبل از اینکه به ماشینم برسم 2 جوان موتورسوار به طرفم حمله کردند.
مرد شاکی ادامه داد: 2 جوان کیف را از دستم قاپیدند. من برای لحظاتی مقاومت کردم، اما نتوانستم بیشتر ادامه دهم و دسته کیف از دستم رها شد، در همین لحظه تعادل 2 موتورسوار هم بههم خورد و به زمین افتادند، من به طرف آنها دویدم و با داد و فریاد از مردم کمک خواستم که در همین حین پلیس رسید و موتورسواران را دستگیر کرد.
با توجه به شکایت این مرد 2 جوان موتورسوار که کامبیز و فریدون نام داشتند تحت بازجویی قرار گرفتند و هر دوی آنها مدعی شدند بار اول است که مرتکب کیفقاپی میشوند؛ اما بررسی سوابق آنها نشان داد، فریدون از سارقان سابقهداری است که نیمی از عمرش را در زندان گذرانده و در تمامی موارد نیز جرمش کیفقاپی بوده است.
فریدون که در برابر مدارک محکم پلیس قرار گرفته بود لب به اعتراف گشود و گفت: وقتی خیلی کوچک بودم پدرم را از دست دادم و به همراه خانوادهام در فقر و تنگدستی زندگی میکردم کمی که بزرگتر شدم همیشه به این فکر میکردم که چرا من مثل دیگران در رفاه نیستم و همین فکرها بود که مرا به نابودی کشاند، 16 ساله که شدم برای اولین بار سرقت کردم و در همان اولین سرقت هم دستگیر شدم، وقتی از زندان آزاد شدم شرایط زندگیمان از قبل خیلی بدتر شده بود.
متهم ادامه داد: میخواستم زندگی خوبی داشته باشم و سالم زندگی کنم، اما فقر باعث شد تا یکبار دیگر به سراغ سرقت بروم و کیفقاپی کنم، بار دوم هم دوباره دستگیر شدم و به زندان افتادم، وقتی آزاد شدم باز هم کیف قاپی کردم دیگر برایم عادت شده بود و بیمارگونه کیف قاپی میکردم آنقدر به زندان افتاده بودم که تقریبا نیمی از عمر 34سالهام را زندانی بودم. بار آخری که از زندان آزاد شدم، با کامبیز آشنا شدم و قرار گذاشتیم با هم سرقت کنیم که بعد از چند روز در آخرین کیف قاپی دستگیر شدم. پس از اعترافات فریدون و قرار گرفتن نام وی در لیست کیف قاپان 40 مالباخته وی را شناسایی کردند و پرونده برای رسیدگی به شعبه 1159 دادگاه کیفری عمومی مجتمع قضایی بعثت فرستاده شد و فریدون و کامبیز با توجه به سوابق متعددی که داشتند و تعداد شاکیانشان به 5 سال حبس، 74 ضربه شلاق و رد مال محکوم شدند.