قدر مسلم، افشین قطبی که این روزها کاری به دل شیر ندارد و دیگر مربیان لیگ و بویژه علی دایی در تیم ملی، درد مشترکی دارند، مدافعان که خیلی به خود زحمت نمیدهند تا حدی موی دماغ مهاجمان باشند.
بازی با این مدافعان در لیگ، حاصلش آن چیزی میشود که ما در تیم ملی دیدیم، یک مهاجم حریف در جا یکمتر به هوا میپرد و مدافع کنار او که فقط یکی دو وجب با او فاصله دارد، از نزدیک هوای مهاجم کرهشمالی را دارد که مبادا با کله به زمین بخورد و فاجعهای یا حادثهای برای او رقم بخورد، مهاجم کرهای هم با چشمهایی باز توپ را به قعر دروازهها میفرستد،اگر میخواهیم در تیم ملی شاهد و ناظر چنین حوادثی نباشیم، باید به تیمهای باشگاهی نگاهی عمیقتر بیندازیم. باید بپرسیم، چند بازیکن دیگر از کجا و به چه قیمتی باید به پرسپولیس بزرگ نقل مکان بکنند تا این تیم در یک بازی 4 گل نخورد، باید بپرسیم که این نفرات چگونه باید آموزش ببینند که اینگونه راحت گل نخورند و تازه به خاطر این گلهای بچگانهای که میخورند، مدعی هم باشند. نتایج پر گلی که در لیگ و در بعضی بازیها به دست میآید. قطعا همهاش حاصل پرکاری مهاجمان نیست، بیشترین گلها را میشود به حساب کمکاری و بیاطلاعی مدافعان از نوع ایستادن در خط دفاعی گذاشت، عیوب فاحشی که باید توسط مربیان از بین برود؛ مربیانی که بیشتر از هر چیزی نگران وضعیت خود هستند، مربیانی که بیشتر آنها یکشبه سکان رهبری تیمی را به دست گرفتهاند که هیچگونه دخل و تصرفی در آن نداشته و بازیکنان بیشتر این تیمها به میل مدیر باشگاه بسته شده است.
اینگونه تیم بستن و اینچنین تمرین کردن که نمونهاش را در همه باشگاهها ناظر هستیم، حاصلش همین است که میبینیم. مدافعان در بیشتر مواقع توپ و حریف را گم میکنند نحوه ایستادن و پوشش دادنشان غلط است و در بیشتر استارتها چند گام از مهاجمان عقب میمانند.
بازی با این مدافعان با آموزشهایی که بدرستی دریافت نمیکنند، برای تیمی که سودای جام جهانی را در سرمیپروراند، یک حرکت انتحاری و مرگآور است.