آرزو 18 ساله: میخواستم به ماهان بگویم من هم تنهایم. خیلی از جوانها هستند که تنها هستند. گفته بودی که ناراحتی معده داری. من هم چشمهایم مشکل دارد. از سوم ابتدایی روی چشمهایم عینک بود. ارثی است.
کد خبر: ۲۱۱۲۸۰
الان شماره چشمهایم خیلی بالاست. جوری که بدون عینک جایی را واضح نمیبینم. من کسی را ندارم. هدفی هم ندارم. شبها وقتی که همه میخوابند بیدارم و از سکوت و تنهایی لذت میبرم. گریه میکنم ولی نمیدانم برای چه. یک بغض همیشگی توی گلویم هست. ولی با همه اینها خدا را دارم. شاید فکر کنی دارم شعار میدهم اما واقعا خدا را دارم. حسش میکنم. چون اگر خدا نبود مطمئنا تا حالا صد بار خودم را [...] فکر میکنم خدا هنوز دوستم دارد. او حرفهای تکراری نمیزند و نصیحت نمیکند. وقتی با خدا حرف میزنم آرام میشوم. حتی اگر تلقین باشه ولی باز آرام میشوم. فقط کافی است که بخواهی با خدا حال کنی آن وقت ببین خدا چه حالی به تو میدهد. آن وقت دیگر تنها نیستی. برای خودت یک دنیا بساز. اجازه نده هر کسی در آن پا بگذارد و فقط اجازه حضور به کسانی بده که خودت میخواهی. چه اشکالی دارد که آدم با یک برگ یا در و دیوار حرف بزند؟ امتحان کن. تخلیه میشوی. اصلا روح آرام میگیرد. بدان که تنها نیستی. خدا را داری و تازه ما هم هستیم. برایت آرزوی سلامتی و موفقیت میکنم.