وقتی او در انتظار هیچ چیز نیست از داشتن چیزی نیز خوشحال نخواهد شد و این برای زندگی آینده او تهدیدی بزرگ محسوب میشود. پس بهتر است گاهی اوقات مدتی برای داشتن چیزی منتظر بماند و گاهی نیز بداند که خواسته مهمترش را میگیرد و رسیدن به تمام چیزهای مورد نظرش برایش با هم میسر نیست. گاهی اوقات امر و نهیهای غیرضروری والدین از آنها در ذهن فرزندان یک موجود عصبانی و خشمگین میسازد که هیچ احساس محبت و صمیمیتی در آن وجود ندارد. شما میخواهید وقتی فرزندتان در حضور دیگران است بشدت مبادی آداب باشد، اما این سختگیری زیاد او را بشدت کینهتوز و مترصد فرصت برای ویران کردن همه چیز خواهد کرد. در ضمن گاهی اوقات این رفتار شما به دیگران نیز این اجازه را میدهد که نسبت به او بیتفاوت باشند و به او بیاحترامی کنند و این امر به اعتماد به نفس فرزندتان صدمه میزند.
تشویق و اهمیت دادن به فرزندان به منظور تقویت عزت نفس آنها خوب است، اما نباید در این امر زیادهروی کنید. زیرا به این ترتیب انتظارات آنها را از خود افزایش میدهید و وقتی آنها نتوانند به این انتظارات بیش از حد جامه عمل بپوشانند، دچار احساس شکست و یاس و افسردگی میشوند. بتدریج شادابی خود را از دست خواهند داد و امیدشان برای رسیدن به دستاوردهای جدید در زندگی کاهش مییابد.
پس از آنچه کسب میکنند خوشحال شوید و آنها را در جهت رسیدن به خواستههایشان تشویق کنید، اما بیش از حد فراتر از واقعیات نروید.
گاهی اوقات والدین تصور میکنند محبت در این است که همه کارها و مسوولیتهای زندگی را به تنهایی به دوش بکشند تا جایی که فرزندشان برای شستن جورابهایش یا تمیز کردن اتاقش از آنها پول تو جیبی بیشتری میخواهد. فرزندان باید بیاموزند که خانواده یک واحد است و همه باید به نوعی در رسیدگی به آن و پیشبرد اهداف مشترک شریک باشند و هرکس به نوبه خود کارهایش را انجام دهد و کمکی به دیگری بکند. در غیر این صورت فرزندتان در انجام کارها و مشاغل محولهاش در آینده دچار مشکل خواهد شد و در ضمن تبدیل به فردی خودخواه میشود که همواره از دیگران توقع دارد و تشکر و قدردانی را هرگز نمیآموزد زیرا همواره طلبکار است.
منبع: msn