حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
از دربی شروع کنیم. بازی با پرسپولیس همانطور که فکر میکردید، بود؟
کم پیش آمده که دربی زیبا از آب دربیاید؛ اما این بازی از دربیهای خوب بود که هر دو تیم فوتبال بازی کردند و برای برد آمده بودند. از اینکه برای اولینبار در این بازی حضور داشتم احساس خوبی داشتم. پر شدن ورزشگاه صدهزار نفری باعث شده بود احساس غرور کنم.
جو ورزشگاه شما را نگرفته بود؟
اتفاقا خیلی راحت بودم. اصلا استرس نداشتم. فکر میکردم برایم سنگین باشد، اما این طور نبود و جو هم مرا نگرفته بود.
اما بعضی کارشناسان معتقدند نیمه اول خیلی خوب نبودی و رفته رفته همان خسرو حیدری بازیهای قبلی شدی. قبول داری؟
نه چنین چیزی را قبول ندارم. نیمه اول بیشتر بازی در سمت چپ تیم ما بود و بیشتر پاسهای بلند از خط دفاع به خط حمله در دستورکار ما بود. دیدید که آرش برهانی در موقعیتهای خوبی هم قرار گرفت، اما نتوانست استفاده کند. در نیمه اول چند نفوذ داشتم، مثلا آن پاس رو به جلویی که به آرش دادم و او تک به تک شد، اما متاسفانه توپ را به بدن واعظی کوبید.
پس از گلی که زدید خیلی عقب کشیدید. دستور کادر فنی بود؟
در نیمه دوم خیلی زود گل زدیم و ناخواسته عقب کشیدیم. اگر پرسپولیس هم جلو میافتاد، عقب میکشید. تشویق تماشاگران در حمله تیم پرسپولیس خیلی نقش داشت؛ البته ما هم در نیمه دوم روی ضدحملهها صاحب چند موقعیت شدیم. متاسفانه انگار به همان یک گل قانع بودیم. اگر گل دوم را میزدیم، تیر خلاص را به پرسپولیس زده بودیم و جبران نتیجه برای پرسپولیس خیلی سخت میشد. در نیمه دوم، پرسپولیس خیلی روی دروازه ما سانتر کرد، اما مدافعان ما تمام ضربات سر اول را زدند و فقط یک اشتباه باعث شد از این تیم گل بخوریم. در فوتبال همین اشتباهات مدافعان باعث به ثمر رسیدن گل میشود وگرنه اگر مدافع اشتباه نکند هیچ مهاجمی گل نمیزند.
اما گویا در صحنه گل پرسپولیس، بیژن کوشکی بیشتر از بقیه مقصر بود.
بیژن مدافع سمجی است. اگر مربی او را مامور مهار بازیکنی کند اصلا توپ به پای آن بازیکن نمیخورد. در صحنه گل، بیژن فقط یک لحظه علی کریمی را گم کرد.
پس قبول داری که در نیمه دوم تمام تمرکز استقلال روی دفاع کردن بود و اصلا به فکر زدن گل دوم نبودید؟
ما اگر آخر نیمه اول گل میزدیم در پایان بازی برنده از زمین خارج میشدیم، چون میان 2 نیمه مربی این فرصت را داشت که بازیکنان را توجیه کند و تیم را با یک تاکتیک مشخص به زمین بفرستد، اما قلعهنویی در نیمه دوم دستش بسته بود. ما باید در همان چند موقعیتی که روی ضدحمله نصیبمان شد کار را تمام میکردیم که نکردیم.
اولین سال حضورت در استقلال است، چرا استقلال فصل را بد شروع کرد؟
ما در ترکیه اردوی خیلی خوبی داشتیم و توانستیم تیمهای گردنگلفت آنجا را ببریم. در تهران هم در بازیهای تدارکاتی موفق بودیم و مهم این بود که قبل از شروع فصل اصلا گل نخورده بودیم.
در بازی اول لیگ مقابل ابومسلم خوب بازی نکردیم، اما بردیم ولی در بازی مقابل پگاه، مس و صبا باتری اصلا حق ما باخت نبود. حداقل توپها روی دروازه ما تبدیل به گل میشد. دلیل آن چند باخت پشت سرهم، ناهماهنگی و بدشانسی بود، اما الان شرایط فرق کرده و در تمام بازیها چه در تهران و چه در زمین حریف به دنبال کسب هر 3 امتیاز هستیم.
از ابتدای فصل ترکیبهای مختلف در استقلال مورد آزمایش قرار گرفت. این آزمون و خطا در استفاده از بازیکنان روی ناهماهنگی تیم تاثیر نداشت؟
باخت ما باعث عوض شدن ارنج میشود. هر مربی که میبازد به دنبال نقطه ضعف تیم میگردد. قلعهنویی به خوبی مشکل تیم را پیدا میکند. هر مربی دیگر هم بود آنقدر تغییر میداد تا به ترکیب دلخواه و مورد نظرش برسد. الان خوشبختانه تیم ترکیب خودش را شناخته، البته بازیکنان نیمکت ما هم چیزی از بازیکنان اصلی کم ندارند. در استقلال امسال تمام بازیکنان در یک سطح هستند و بازیکنی که بیشتر خودش را با تفکرات مربی و نوع بازی بازیکنان حاضر در زمین وفق بدهد میتواند به ارنج اصلی راه پیدا کند.
سیستم استقلال هنگام حمله، بر سانتر از جناحین استوار است. شما از این نظر خیلی به چشم میآیی. به نظرت استفاده از این سیستم موفقیتآمیز است؟
چند سال قبل استقلال همیشه از جناحین حمله میکرد و تیمها، مقابل استقلال کنارهها را میبستند و کار سخت میشد؛ اما ما امسال از عمق هم موقعیتسازی میکنیم. در بازی با پرسپولیس چهار پنج موقعیت از عمق داشتیم و گل هم که زدیم از همین برنامه به دست آمد. استقلال امسال با توجه به بازیکنانی که دارد میتواند خیلی راحت هنگام حمله تغییر آرایش دهد. جباری، جان واریو و حسین کاظمی میتوانند بار از روی دوش هافبکهای کناری بردارند. امسال خوشبختانه تیم کاملی داریم.
شما را با مهدوی کیا و کاظمیان مقایسه میکنند. به تیم ملی فکر میکنی؟
سال گذشته برای پاس خیلی خوب بازی کردم و فکر میکردم حتما به تیم ملی دعوت میشوم، در زمان ابراهیمزاده دعوت شدم، اما بازی نکردم. در زمان آقای دایی اصلا دعوت نشدم. در استقلال در این 9 هفته بد کار نکردهام و در کارهای ترکیبی جناح راست مشارکت داشتهام و پایهگذار چند گل هم بودهام، اما دایی تصمیم گیرنده است. در استقلال بازیها پخش مستقیم است و من بیشتر توی چشم هستم. پارسال در بعضی بازیها خیلی خوب بودم، اما کسی نمیدید. استقلال همیشه زیر ذرهبین است و من میتوانم خودم را نشان بدهم. خوشبختانه دایی به لیگ برتر توجه خاصی دارد.
پس با این حساب حق خودت میدانی که در تیم ملی باشی؟
نظر سرمربی است. شاید خیلیها حق خودشان بدانند که در تیم ملی بازی کنند.
اما در پست شما مجید غلامنژاد به تیم ملی دعوت میشود.
خودم را با کسی مقایسه نمیکنم. هیچوقت نمیگویم که من بهترم یا او خوب نیست. به طور طبیعی دایی کسی را دعوت میکند که به تاکتیک تیمش بخورد. آنها کنار هم بازی کردهاند و دایی او را از نزدیک میشناسد. تا حالا هم او با همین بازیکنانی که دعوت کرده خوب نتیجه گرفته. اما من در استقلال هستم که در تیم ملی بازی کنم.
پس دعوت شدن به تیم ملی خیلی برایت مهم است؟
نه به خاطر شهرت به استقلال آمدم نه به خاطر پول.
یعنی استقلال تیم محبوبت نبوده؟
نه. برایم استقلال با تیمهای دیگر فرقی نمیکند؛ البته باید بازیکن بزرگی باشی که در استقلال بازی کنی، اما من به استقلال نیامدهام که در خیابان بیشتر مرا بشناسند. آمدهام تا راههای موفقیت بیشتری را برای خودم باز کنم.
عادت کردهایم بازیکنانی که به استقلال و پرسپولیس میآیند پس از چند وقت از لحاظ ظاهری و رفتاری تغییر کنند و به اصطلاح یاغی شوند، اما شما همانی هستی که بودی.
به نظر من یاغیگری پیشرفت نمیآورد. ما در جامعه برای جوانان الگو هستیم و آنها به همه حرکات ما توجه دارند. از این لحاظ کار ما از آدمهای عادی خیلی سختتر است. نباید از موقعیتی که داریم سوءاستفاده کنیم. من به حاشیه هیچ علاقهای ندارم. قیافهام هم تا آخر فوتبالم همین است. از لحاظ اخلاقی هم دیگران باید نظر بدهند، اما فوتبال را شغل خودم میدانم و سعی میکنم آن را به بهترین شکل انجام دهم. اگر هم شهرتی به دست آورم باید از آن در راه مثبت استفاده کنم.
خیلی زود در استقلال فیکس شدی. دلیل موفقیتت چه بود؟
چون میخواستم بازی کنم خیلی سخت تمرین میکردم. فرقی نمیکند فیکس باشم یا ذخیره از روز اول دوست داشتم در استقلال مهرهای تاثیرگذار باشم. الان هم هر موقع که مربیان تشخیص بدهند تاثیرگذار نیستم اصلا دوست ندارم بازی کنم.
پس اگر تعویض شوی اعتراض نمیکنی؟
اصلا به نیمکتنشینی یا تعویض اعتراض نمیکنم، چون دوست ندارم وقتی تاثیرگذار نیستم در زمین باشم.
برای بازی در استقلال عجله نکردی، حتی با پاس به همدان هم رفتی.
برای آمدن به استقلال و پرسپولیس نباید عجله کرد. هر چه بیشتر در تیمهای دیگر بازی کنی پختهتر میشوی وآماده بازی در تیمهای بزرگ میشوی. 4 سال پیش قسمت نبود در استقلال باشم. ابتدا یک تجربه تلخ در پیکان داشتم، اما در پاس خوبتر شدم. 2 سال در تهران و یک سال در همدان تجربه خوبی پیدا کردم.
خیلی از بازیکنان پاس هنگام انتقال به همدان از این تیم جدا شدند، اما تو ماندی. چرا؟
ابتدا من هم مخالف انتقال به همدان بودم. برایم سخت بود خانه و زندگی را رها کنم و بروم شهرستان اما مردم همدان لیاقت داشتن یک تیم در لیگ برتر را داشتند. تا آخرین روزی که در همدان بودم، مردم به من لطف داشتند. بهترین سال فوتبالم در پاس همدان بود. در پاس چه از لحاظ نتیجه گرفتن تیم و چه از لحاظ متحد بودن بازیکنان با هم سال ایدهآلی را پشت سر گذاشتیم.
از لحاظ مالی چطور بود؟
از لحاظ مالی خیلی خوب نبود. در پاس قرار داد 3 ساله داشتم و با همان مبلغ 2 سال اول به همدان رفتم و پس از آن بازیکن آزاد شدم. به خاطر پول به همدان نرفتم.
به خاطر این که پس از یک سال بازیکن آزاد شوی، چه؟
اولین بار بود که میخواستم بازیکن آزاد شوم؛ اما اگر یک یا دو سال دیگر هم قرارداد داشتم در همدان میماندم. به عنوان بازیکن آزاد راحت به استقلال آمدم. استقلال تیم خودم بود. در جوانان و امید این باشگاه بازی کرده بودم، اما آن موقع همراه مجتبی جباری به ابومسلم رفتیم.
انگار در استقلال با مجتبی جباری بیشتر از بقیه رفیق هستی؟
از جوانان با مجتبی بودم. در تیمهای ملی جوانان و امید هم اتاق بودیم و 2سال هم در ابومسلم کنار هم بودیم. خصوصیات اخلاقی مشابهی داریم و از لحاظ شخصیتی به هم نزدیکیم؛ البته با بقیه هم رفیق هستم. با بیژن کوشکی با... .
میگویند پس از ماجرای دربی، کوشکی یک روز کامل خودش را در اتاق حبس کرد. درست است؟
بیژن بازیکنی است که خیلی کم اشتباه میکند. اتفاقی که برای او در بازی با پرسپولیس افتاد برای هرکسی پیش میآید. برای من هم بارها پیش آمده که یار مستقیم خود را گم کردهام. تعصب بالا باعث شده بیژن اینقدر ناراحت شود. بهترین مدافعان دنیا هم اشتباه میکنند.
میگویند یک پاس گل جباری بیشتر از تلاش و دویدن 90 دقیقهای دیگر بازیکنان مورد توجه قرار میگیرد. این موضوع را قبول داری؟
مجتبی بازیکن بزرگی است. در بازی با پرسپولیس به نظر خودش خوب بازی نکرد، اما سرنوشت بازی را در یک حرکت که البته پشتش هم به آرش برهانی بود، عوض کرد. جباری برای هر تیمی یک نعمت است. کنار او بودهام و میدانم چه بازیکن بزرگی است. هر چه به او توجه شود حقش است. تازه به نظر من او به چیزهایی که لیاقتش را داشته نرسیده است. حق او بیش از اینهاست.
در بازی با راهآهن در یک صحنه به پاس ندادن تو اعتراض کرد. خیلیها میگویند جباری برای بازیکنان و مربیان استقلال ناز میکند.
شاید هم یک بار من به پاس ندادن او اعتراض کنم. در آن صحنه مجتبی قهر نکرد، فقط چون از موقعیت خوبی برخوردار بود انتظار داشت به او پاس بدهم که اگر میدادم او تک به تک میشد. اینها از نزدیکی زیاد است. به طور طبیعی او بیشتر از بقیه از من انتظار دارد.
اگر جای جباری یا طالبلو بودی برای پاس نشدن چک، تمرین تیم را رها میکردی؟
قرارداد جباری به نحوی است که او حق داشت تمرین نیاید تا چکاش پاس شود. او برای همین چک یک ماه صبر کرد. اولین بار بود که مجتبی به خاطر پول سر تمرین نیامد. من با او هماتاق بودم و میدانم برای آن پول چقدر تحت فشار بود که البته آخر هم با تاخیر پول به دستش رسید.
انتقادی که از شما میشود این است که به دلیل جثه کوچک، در جنگهای میانه میدان بعضی وقتها توپ را از دست میدهی. این انتقاد را قبول داری؟
اصلا! خاصیت من مسوولیتپذیری بالاست. هیچ وقت حریف از من عبور نمیکند. در بازی راهآهن که توپ افتاد پشت من و باعث شد گل بخوریم، انگار ورزشگاه روی سرم خراب شد که 10 دقیقه بعد پاس گل دادم و یک یک شدیم و کمی راحتتر شدم. در بازی با پرسپولیس بازیکنی از من توپ نگرفت. همیشه هنگام دفاع سختگیرم.
بعضی وقتها هوس میکنی همه را دریبل کنی و گل بزنی؟
نه. در بازی با پرسپولیس یک بار این اتفاق افتاد. آنجا هم چون تنها بودم مجبور شدم این کار را بکنم. آخر هم میخواستم بازی را برای جناحی دیگر عوض کنم که تجمع مدافعان پرسپولیس باعث شد توپم لو برود.
هنوز به آنجا نرسیدهام که همه را دریبل بزنم و گلزنی کنم، البته به این کار علاقه دارم.
میخواهی مهدویکیای استقلال باشی، پیراهنت را عوض کردی و شماره 2 پوشیدی.
به فدراسیون اعلام کرده بودم که از آن بازی شماره 2 میپوشم، اما چون شعار لباس من با بقیه فرق میکرد مجبور شدم با چسب همان شماره 27 را به 2 تبدیل کنم. امیرحسین صادقی بازیکن بزرگی است و برای استقلال خیلی زحمت کشیده است.
2 سال در ابومسلم بازی کردی، فوتبال مشهد را چطور میبینی؟
خاطرات خوبی در مشهد دارم. مردم آنجا هم به من لطف دارند. سال گذشته که با پاس همدان به مشهد رفتم مرا مورد لطف قرار دادند. ابومسلم تیم خوبی است که همیشه یقه تیمهای بزرگ را گرفته است. آخرین نمونهاش هم زدن 4 گل به پرسپولیس است.
خسرو حیدری از استقلال ترانسفر خواهد شد؟
الان اصلا به ترانسفر شدن فکر نمیکنم. امسال فقط هدفم تیم ملی است. وقتی بازیکن ثابت تیم ملی شدم به بازی در خارج از ایران فکر خواهم کرد.
وقتی خواستی به این موضوع فکر کنی به امارات هم فکر خواهی کرد؟
فوتبال امارات سطح خیلی بالایی ندارد، فقط از لحاظ مالی خوب است. بستگی به شرایط آن زمان دارد. اگر در اروپا جایی مرا نخواهند شاید به امارات رفتم. از امارات هم میشود به اروپا رفت، مثل مسعود شجاعی که از یک تیم معمولی در امارات به تیم لالیگایی رفت.
از سیستم استقلال خیلی انتقاد میشود. دفاع 3 نفره باعث شکستهای اول فصل نبود؟
با همین 253 در تهران 6 گل به استقلال اهواز و 5 گل به مقاومت زدیم. قلعهنویی همیشه با همین سیستم موفق بوده است. در لیگ ایران تیمهایی مثل برق هم با 3 دفاع بازی میکنند.
به مقاومت با ضربه سر چکشی گل زدی، با این قد کوتاهت!
درون شش قدم هر طور میزدم توپ گل میشد. موقعیت توپ به گونهای بود که چکشی زدم که خوشبختانه هم توپ گل شد و هم تماشاگران یک گل زیبا را تماشا کردند.
به عنوان پرسش آخر، تکلی که روی پای کریم باقری زدی و توپ را گرفتی خیلی جنجالساز شد. پس از آن عدهای از کارشناسان میگویند اصلا نباید کسی در فوتبال تکل بزند.
حرکت من سالم بود چون فقط توپ را زدم. نظر کارشناسان برایم قابل احترام است، اما خودآقا کریم با تواضع و صداقت اعلام کرد که آن حرکت خطا نبود. فکر میکنم همه چیز روشن است.
حرف پایانی... .
از شما و روزنامه جامجم تشکر میکنم. هدفم امسال قهرمانی با استقلال و حضور در تیم ملی است. برایم دعا کنید.
امیرحسین متقی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....