چند سال پیش موزه سینما مجموعهای از فیلمنامههای سینمای دنیا رامنتشر کرد که از میان آنها میتوان به اتاق کار دکتر کالیگاری (روبرت وینه 1920)، دزد بغداد (رائول والش 1924)، زرمنا و پوتمکین (سرگئی آیزنشتاین 1925)، علف (ارنست ب. شودساک و مریان ک. کوپر 1925)، ژنرال (باسترکیتن 1926)، ماجراهای شاهزاده احمد (لوته راینیگر 1926)، برلین، سمنفونی شهری بزرگ (والتر روتمان 1927)، متروپلیس (فریتس لانگ 1927)، مصیبت ژاندارک (کارل تئودوردرایر 1928) و روشنایی شهر (چارلی چاپلین 1931) اشاره کرد.
فیلمنامه مصیبت ژاندارک را کارل تئودور درایر نوشته است و عبدالله تربیت آن را به فارسی ترجمه کرده است. بخش پایانی این کتاب به معرفی کارل تئودور درایر اختصاص دارد که بهزاد رحیمیان آن را نوشته است. این معرفی با مطلبی کوتاه درباره اوایل دهه 1910 سینما آغاز میشود:
در اوایل دهه 1910 سینما همچنان عرصه جولان کاشفان بود. کاشفان افقها در هنری نو که هنوز هنر شمرده نمیشد. این کاشفان حتی از هنرهای دیگر به سینما نمیآمدند و اغلب حرفههایی را رها میکردند که ربطی به هنر نداشت....
درایر از مادری سوئدی در سوم فوریه 1899 در کپنهاگ دانمارک متولد شد. بلافاصله یتیم شد و زوجی سالخورده به فرزندی قبولش کردند و همراه خود به ایالت دور افتاده یوتلند غربی بردند ....
فیلمنامه مصیبت ژاندارک و خلاصه زندگی خواندنی در ایررا میتوانید در کتاب مصیبت ژاندارک بخوانید.
روشناییهای شهر
فیلم صامت روشناییهای شهر «ساخته چارلی چاپلین» را اکثر ایرانیهایی که متعلق به نسل اول و دوم هستند دیدهاند. این فیلم در دهه اول پیروزی انقلاب بارها و بارها از تلویزیون ایران پخش شد.
موزه سینما فیلمنامه «روشناییهای شهر» را برای ترجمه به محمدرضا باباگلی سپرده و آن را منتشر کرده است.
فصل پایانی این کتاب به مبحث ویژگیهای بیانی سینمای صامت اختصاص دارد.
در این بخش نوشته شده است: دوران طلایی سینمای صامت محدود به سالهای 1928 - 1916 بود. سالهای طلایی هنر نوپای سینمای صامت با جوانانی شکوفا شد که تصویری از هنر نداشتند.
خاستگاه اجتماعیشان هم کوچکترین ارتباط و تماسی با زمینههای دیگر هنری مثل تئاترها یا ادبیات نداشت.
الفبای زبانی هنر جدید به سرعت و در ارتباط با مخاطبانی شکل گرفته بود که دست کمی از خالقان نداشتند.
مخاطبان از طبقات پایین اجتماع بودند.... در ادامه این مطلب چنین نوشته شده است: سینمای صامت هیچگاه صامت نبود. ضرورت موسیقی سرصحنه از وقتی احساس شد که سر و صدای چرخیدن فیلم در دوربین و ازدحام گروه فیلمبرداری مجال تمرکز را به بازیگران نمیداد. به زودی گروهی نوازنده (بیشتر ویولن زن و ارگ نواز) حاضر میشدند و بسته به موضوع صحنه، آهنگهای مناسب مینواختند....
رباعی سینما
کتاب «رباعی سینما» نوشته آرش رصافی را انجمن سینمای جوانان ایران با همکاری انتشارات بنیاد سینمایی فارابی منتشرکرده است. رصافی در این کتاب به بررسی ویژگیهای ساختاری فیلمنامه کوتاه پرداخته است.
در معرفی این کتاب چنین آمده است: کتاب رباعی سینما، شعری درباره سینما نیست. اما درباره بخشی از سینماست که شعر، شعور، خلاقیت و بدعت را در خود دارد. همچون یک رباعی کوتاه و موجز، محصورمان میکند و طعم خوش سینما را دیگر گونه و خالصانه به ما میچشاند. فیلم کوتاه همه سینما نیست. اما بخشی مهم از سینماست. در این کتاب پس از اشاره اجمالی به نگرانیهای ناشی از کمبود منابع قابل اعتنا در این عرصه به پیشینه تاریخی این نوع سینما در جهان و ایران پرداخته شده است. سپس پیشینه نظری و مباحث کلی مرتبط با پیدایش فیلم کوتاه مورد بررسی قرار گرفته است و سرانجام اهداف کلی و اختصاصی کتاب با نگاهی به تشابهات و تفاوتهای داستان کوتاه و فیلمنامه کوتاه، انواع مختلف فیلمنامه کوتاه و ... به رشته تحریر در آمده است.