یکشنبه 30بهمن 1362
: در جلسه علنی ، پیش از دستور، درباره شهادت شیخ راغب حرب و ترور آقای محتشمی و عملیات والفجر 5صحبت کردم .
کد خبر: ۲۰۶۷۸
در جلسه اطلاع دادند که آقای محسن رضایی از جبهه اطلاع داده اند که لازم است با آنها تماس بگیریم . آقای خامنه ای هم چنین چیزی خواسته بودند. جلسه را به آقای یزدی سپردم و در دفتر با جبهه تماس گرفتم . آقای رضایی با رمزی که داریم گفت ، مردم منطقه از عملیات مطلع شده اند و صلاح نیست به تاخیر بیفتد و ارتشیها هم آماده نیستند؛ راه حل می خواست . به دفتر رئیس جمهوری رفتم . مشورت کردیم و صلاح دیدیم که من شخصا به قرارگاه در جبهه بروم و مشکل را رفع کنم . قبلا من و آقای خامنه ای هر دو مایل بودیم ، برویم . قرار شد از امام بپرسیم ؛ امام از رفتن آقای خامنه ای منع کردند. به این دلیل که ایشان از لحاظ جسمی ، قدرت کمی دارند. به دفتر مشاورت ارتش گفتم تا وسایل سفر را آماده کنند. به جبهه هم اطلاع دادیم . عصر برای خداحافظی به خدمت امام رفتم . خیلی محبت کردند و دعای سفر در گوشم خواندند. فرصتی پیش آمد که امام را ببوسم . حکم فرماندهی عملیات را به نام من صادر کردند و احمد آقا به منزل آورد. در حکم امام از این به بعد فرماندهی عملیات در جبهه به من محول شده است . باتوجه به مسوولیت مجلس و سایر امور، کار سنگینی است ولی وضع جبهه ها و اختلاف فرماندهان ارتش و سپاه ، گویا راه حل را منحصر به این کار کرده است . اگر آقای خامنه ای مشکل جسمی و مسوولیت ریاست جمهوری را نداشتند ، ایشان انتخاب می شدند. استدلال دیگر امام این است که من در مجلس دو نایب رئیس دارم و در غیاب من کسانی هستند که مجلس را رو به راه کنند اما رئیس جمهور ، معاون ندارد. عازم جبهه شدم . شوق زیادی دارم ؛ البته قرارگاه امن است و احتمال شهادت کم و خودم را هم لایق این مقام نمی دانم . چون وقت کم است ، چند جمله ای به عنوان وصیت در صفحه مقابل همین صفحه یادداشت می کنم . ساعت هفت و نیم به طرف فرودگاه حرکت کردیم . به خاطر تردید در زمان حرکت ، همراهان دو سه ساعت در فرودگاه معطل شده بودند. با اسکورت به دزفول پرواز کردیم . ساعت 9رسیدیم . شام را در هواپیما خوردیم . آقایان صیاد شیرازی و رحیم صفوی و جمعی در پایگاه بودند. یکسره با لندکروز به قرارگاه خاتم الانبیاء سابق رفتیم . قرارگاه اصلی در پادگان حمید است . تا کامل شدن ، موقتا در اینجا خواهیم بود. قرارگاه با حضور فرماندهان صیاد شیرازی ، محسن رضایی ، رحیم صفوی ، حسنی سعدی ، قویدل ، دکتر حسن روحانی ، بشیر... تشکیل شد. محسن رضایی به خاطر اطلاع عمومی از حمله و تحرکات جدید دشمن ، از تاخیر حمله ناراحت بود. بحث و بررسی طولانی نتیجه داد که در همان وقت معین شده گذشته عمل نشود. دیروقت خوابیدیم . با توجه به مشکلاتی که در کار جنگ در اثر اختلاف نظرها به وجود آمده است ، پذیرفتن مسوولیت و اداره جنگ را یک فداکاری بزرگ می بینم که صرفا به خاطر نجات جنگ از بن بست و رد نکردن خواست امام است و این که هیچ راه حل دیگری به نظر نمی رسد. توقف مشروط حمله به شهرها