این هفته برای شما یک پیشنهاد منحصر به فرد داریم. پیشنهادی که حتما از شنیدن آن خوشحال خواهید شد. البته فکر کنیم بچههای جنوب خیلی بیشتر از باقی بچههای نسل سومی از خواندن این پیشنهاد خوشحال شوند. چون ما میخواهیم یک خواننده اصیل جنوبی را به شما معرفی کنیم. «ترانههای رامی» اسم اثری است که در آن آثار زنده یاد ابراهیم منصفی جمع شده است.
کد خبر: ۱۹۹۷۳۳
ابراهیم منصفی (رامی) معلم، شاعر و ترانهسرایی است که سال 1324 به دنیا آمد و سال 1376 هم از دنیا رفت. او زاده بندرعباس بود. در آن سالهای جنگ، فقط ترانههای او بود که به مردم جنوب تسلی میداد و تحمل سختیها و دشواریها را برایشان آسان میکرد. اصلا بهتر است باقی ماجرا از زبان علی صمدپور بشنوید. یکی از جنوبیهایی که در انتشار مجدد آثار رامی نقش داشته است، او پشت جلد اثر نوشته :
از این که کسی در دهمان که من تا حالا هم نه آن ده را دیدهام و نه آن کس را، گیتار میزند و به زبان محلی آواز میخواند، مشعوف شده بودم. (جنگ دیره علاقه مفرطم به موسیقی را محدود کرده بود به یک ملودیکای کوچک که تازه لولهاش هم گم شده بود و مجبور بودم آن را مثل سازهای بادی به دهانم بچسبانم و در آن فوت کنم) صدای گرم رامی که گاهی خطش هم روی نوارهای کاست تعاونی توزیع قطعات الکترونی با خودکار قرمز یا سبز دیده میشد، مستی عجیب روزهای جنگزده ما شده بود. روزها به نوارش گوش میکردیم و شبها روی پشتبام در حال قدم زدن یا در پناهگاه در فاصله آژیر منقلب قرمز تا ممتد سفید زمزمهاش میکردیم. گاهی هم سعی میکردیم با تقلید لهجه شیرین بستکی یا بندریاش با همان ملودیکا با آرپژهای 3 نتی یا حداکثر 4 نتی ترانه را بازسازی کنیم. آن وقتها هیچ فکر نمیکردم که از آن مخمصه روزگار سخت عبور کنیم و بیاییم تا روزی که مجموعه کارهایش را پس از مرگش جمع و جور کنیم و منتشر و بخشی از ین فکر نمیکردم، بازمیگردد به این که امیدوار باشیم کسانی که آن لهجه را از بچکی نشنیدهاند بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند. اولین ترانهاش را که در گوش یک منتشر کردیم فهمیدم که هیچگاه در آواز، شنونده به دنبال دقیق آنچه که خواننده میخواند نیست، دیدم که اگر وقت شنیدن آواز، در پی ارتباط کلمات باشی رفتهای سراغ ادبیات و قدری منطق. دقیق که شوی میبینی اگر در شخصیت آواز چیزی پیدا کردی میروی دنبالش اگر چیزی از آن فهمیدی چه بهتر و اگر نفهمیدی حدود تخیل وار را در ذهنت شکل میدهی، گیرم حتی به اشتباه ولی تردید ندارم که وضوح کلمات یا فهم زبان ضامن موفقیت موسیقی آوازی نیست.
من هیچ گاه تمام و کمال نفهمیدهام که فلان خواننده عرب وقتی میخواند تلفیق شعر و موسیقیاش درست است یا نیست همچنان که مفهوم هیچ کدام از کولی وارههای آمریکای جنوبی و اسپانیا را. هیچ وقت بجز چند کلمه از اینها را نفهمیدهام، اما این باعث نشده است که ارتباطم را با این آثار هنری بیبدیل به این خاطر قطع کرده باشم. رامی اگر درست میخواند یا اشتباه اگر تکنیک دارد یا نداره، اگر تعویض آکوردهایش درست است یا غلط، به دل مینشیند نمیدانم چرا؟ نمیدانم، ولی میدانم که این به خاطر صداقتش نیست چون اگر این طور باشد یعنی هر چه که دل ننشیند صادقانه نیست که این طور نیست. میدانم که به خاطر عاشق بودنش هم نیست چون بسیار آدم عاشق دیدهام که وقتی میزنند زیر آواز صد رحمت به دهل نزدیک. نمیدانم شاید رامی به دل مینشیند چون از راه تعریف و تئوری نزدیک نمیشود شاید چون از آکادمی نمیآید. میدانم که چرا رامی جالب است، چون نمیدانی استادش کیست و هیچ کار مهمی در هیچ جای قصدش ثبت نشده است. رامی جاذب است چون شرف آدم بودن را در ناخودآگاه خود داشت تقصیر خودش هم نبود.» این اثر را نشر ماهریز منتشر کرده است.