حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
هنر و باستانشناسی یکی از برنامههایی است که بتازگی از سوی فرهنگستان هنر و مرکز هنرپژوهی نقش جهان دنبال میشود و 150 سال پژوهشهای باستانشناختی در شوش، عنوان آخرین برنامه از این سلسله برنامهها بود که در این مرکز برگزار شد.
محمدرضا چیتساز، قائممقام پایگاههای میراث فرهنگی و سرپرست موقت پایگاه شوش، در این نشست طی سخنانی با اشاره به اینکه به رغم اهمیت جهانی مجموعه باستانی شوش، این محوطه در دو سه دهه اخیر مورد کملطفی زیادی قرار گرفته است، گفت: شوش در مقام یکی از کهنترین شهرهای جهان از دیرباز مورد توجه بوده است. با این وصف و بهرغم بیش از یکصد سال کاوش در شوش که نام و اعتبار جهانی آن را زنده کرد، محوطه شوش امروزه وضعی نابسامان دارد و پایگاه میراث فرهنگی شوش در نظر دارد با اتخاذ تدابیری این محوطه مهم جهانی را از وضع کنونی به در آورد. وی در ادامه به شماری از برنامههای این پایگاه اشاره کرد و افزود: تعیین عرصه مجموعه باستانی شوش، تصویب عرصه و حریم پیشنهادی مجموعه باستانی شوش، انتشار خبرنامه داخلی پایگاه شوش، انتشار بروشورها و اقلام اطلاعرسانی آموزشی، تملک پلاکهای ثبتی اطراف شوش، ساماندهی کاخ شائور و ساماندهی کاخ آپادانا، ایجاد اتاقکهای نگهبانی مجهز به نورافکن روی محوطه، تملک ساختمان ترمینال مسافربری و تبدیل و تغییر کاربری به پایگاه پژوهشی جدید شوش، اقدامات مقدماتی برای آسیبشناسی قلعه، آمادهسازی محوطه برای ازسرگیری پژوهشهای باستانشناسی و زمینهسازی برای ثبت مجموعه باستانی شوش در فهرست آثار جهانی یونسکو از جمله این اقدامات است که باید برای حفظ حرمت تاریخی این محوطه تاریخی به آنها جامه عمل پوشاند.
همچنین در قسمت دیگری از این نشست علمی دکتر کامیار عبدی، باستانشناس و استاد کالج دارتموت در آمریکا به ارائه گزارشی در مورد تاریخنگاری شوش پرداخت. این باستانشناس که از وی در نشریات بینالمللی و داخلی مقالات زیادی درباره روشن شدن برخی پرسشهای باستانشناسی دوره مس و سنگ و آغاز تاریخی ایران منتشر شده است، در این نشست درباره هویت تاریخی شوش گفت: از زمانی که ویلیام کنت لفتوس انگلیسی در سال 1850 اول بار در شوش کلنگ بر زمین زد، بیش از 150 سال میگذرد. او در قسمتی از سخنان خود با اشاره به اینکه طی سالها باستانشناسان زیادی از کشورهای گوناگون در شوش به بررسی و کاوش پرداختهاند، افزود: فعالیتهای آنان نهتنها جلوهای از دگرگونی باستانشناسی ایران از آغاز آن تا امروز به شمار میآید، بلکه نمادی از تحول باستانشناسی از نوعی عتیقهجویی علمی به یک رشته جاافتاده پژوهشی با چارچوب نظری و روششناختی منسجم و هدفمند است.
عبدالمجید ارفعی را همه به عنوان یک خطشناس میشناسند؛ کسی که سالها عمر خود را برای خواندن متون ایلامی صرف کرده است و امروزه به عنوان یکی از معدود ایلامیخوانان جهان به شمار میرود. او در این نشست با ارائه گزارشی، به گفتگو درباره ساماندهی آجرنبشتههای انبارهای قلعه شوش پرداخت.
شوش و دغدغه عرصه تاریخی
تعیین عرصه باستانی شهر شوش همیشه یکی از دغدغههای اصلی دوستداران این شهر تاریخی بوده است. این مورد تا جایی پیش رفته است که بسیاری از اتفاقات نامبارکی مثل ساخت هتل در عرصه این محوطه باستانی با ادعای اینکه در محوطه قرار نگرفته، صورت گرفته و جنجالهای بسیاری به همراه داشته است.
محمدتقی عطایی، باستانشناس و عضو بنیاد پژوهشی پارسه و پاسارگاد که در این نشست حضور داشت با ارائه گزارشی از برنامه تعیین عرصه مجموعه باستانی شوش گفت. به عقیده وی، در سالهای پایانی سده 19 میلادی شوش محوطه باستانی بزرگی متشکل از تپههای به هم پیوسته باستانی بود که جز آرامگاه حضرت دانیال نبیع و چند خانه محقر که محل و مامن زائران این حرم شریف بود، خانه و ساختمانی در آن وجود نداشت. سپس با آمدن باستانشناسان فرانسوی و آغاز کاوشها، مردمان بسیاری از شهرها و روستاهای اطراف برای شرکت در کاوشها به آنجا رفتند. به گفته وی، تداوم کاوشهای باستانشناسی و پرداخت مستمر حقوق به کارگران باعث شد کمکم کارگران در همان نزدیکی محل کاوش ماندگار شوند تا این روند در 100 سال گذشته همچنان ادامه بیاید و به همین دلیل، شهر جدید شوش موجودیت خود را مدیون شهر باستانی شوش بداند.
به گفته وی، فعالیتهای میدانی و اجرایی طرح تعیین عرصه برای این شهر تاریخی با استقرار هیات تعیین عرصه در شوش از آغاز امسال آغاز شده است که کماکان ادامه دارد.
ساماندهی شهر پانزدهم شوش
احسان یغمایی، یکی از باستانشناسان قدیمی کشورمان که در بیشتر محوطههای تاریخی کشور حضور داشته است در این نشست به بحثی متفاوت در مورد تاریخچه شوش پرداخت تا طی سخنانی ساماندهی شهر پانزدهم شوش را مورد بررسی قرار دهد.
به گفته یغمایی، رومن گیرشمن در زمان تصدیگری کاوشهای فرانسویان در شوش، کارگاه بسیار بزرگی را در شهر شاهی شوش ایجاد کرد که حاصل این فعالیت، گودال بزرگی بود که در این گودال 15 دوره فرهنگی را شناسایی کرد.
این باستانشناس در ادامه افزود: چون ساختارهای معماری این دوره خشتی بوده، به مرور و با بارندگی شسته شده است. چند سال پیش، همزمان که کاوش و مرمت دیوار جبهه غربی آپادانای شوش ادامه داشت، او نیز به مرمت شهر پانزدهم مشغول شد و توانسته است قسمتهای زیادی از این شهر را دوباره مرمت کند. او در پایان خاطرنشان کرد امیدوار است مرمت شهر پانزدهم پایان پذیرد تا با تبدیل آن به سایت موزه، بخش دیگری از تاریخ شوش نمایان شود.
اما در ادامه این نشست، دکتر مرجان مشکور، دیرین زیست محیط شناس و جانور باستانشناس و عضو مرکز تحقیقات ملی فرانسه و تنها متخصص ایرانی این فن در مورد بقایای جانوری جا مانده از عهد باستان در شوش گفت: کاوشها در شوش به کشف مقادیر انبوهی از بقایای جانوری منجر شده، اما فقط از دهه 1970 بود که نه تنها مواد جانوری شوش، بلکه دیگر محوطههای باستانی اطراف آن (چون محوطههای دورههای روستانشینی نظیر جعفرآباد، جوی، بندبال و بوهلان) نگهداری و به طور اصولی ثبت و ضبط شدند.
ترمیم پایههای دیواره شرقی آپادانا
سیروس برفی، باستانشناس نیز در این نشست با ارائه گزارشی به پوشش اضطراری پایه ستونهای دروازه شرقی آپادانا پرداخت که به عقیده وی تخریبهایی مثل آسیبرساندن به پایه ستونها، ساقه ستونها و سرستونهای سنگی کاخ آپادانا و دیگر تخریبهایی که طی چند سال اخیر باب شده به دلیل کمتوجهی مسوولان به آن محوطه باستانی بوده است.
به گفته وی، با بیش از یک قرن کاوش در شوش، بخشهای مختلف شوش بویژه تپه آپادانا که کاخ داریوش بر آن بنا شده است، تقریباً نقشه این کاخ تا حد زیادی کامل شد. در زمانی که ژانپرو، باستانشناس فرانسوی سرپرست کاوشها در شوش بود، دروازه شرقی کاخ آپادانا کاوش شد. در همین زما ن، پرو به مرمت و سازماندهی بقایای معماری به دست آمده از کاوشهای سالهای پیش از فرانسویان همت گماشت که در این حوزه اطلاعات گرانبهایی نیز به دست آمد. وی افزود: از نمونه فعالیتهای پرو میتوان از کاهگل و مرمت دیوارهای باقیمانده کاخ آپادانا و ترانشه گریشمن که به شهر پانزدهم مشهور است و همچنین به تثبیتهای ترانشههای دومنکم در حیاطهای کاخ آپادانا اشاره کرد. به گفته وی، با توقف کاوشها و وقوع جنگ تحمیلی، آسیب فراوانی به محوطه وارد آمده است و مرمت این بخش یکی از ضروریات در محوطه تاریخی شوش به شمار میرود.
شوش در کتاب مقدس
ذکر مکرر نام شوش در کتب مقدس منجر به آن شد که خاطره این شهر کهن و تاریخی در یادها بماند. در دوره جدید، نخست سیاحان اروپایی بودند که ویرانههای شوش را بازشناختند و دریافتند این ویرانهها به شوش مذکور در کتاب مقدس دلالت دارد. بنجامین تودلایی، خاخام کلیمی که بین سالهای 1163 و 1173 میلادی برای بررسی وضع کلیمیان در ایران به سر میبرد به چنین شناختی دست یافت. او که برای زیارت آرامگاه دانیال نبیع به جانب اتلال و ویرانههای شوش رفته بود، متوجه شد این مکان همان محل یاد شده در تورات یعنی شوش باستانی است. پس از وی، سیاحان بسیاری از بقایای این شهر باستانی دیدن کردند. در آغاز قرن نوزدهم همچنان که بتازگی باستانشناسی صبغه جدیتری به خود میگرفت، سیاحانی چون هنری لایارد و هنری راولینسن از شوش بازدید کردند و پس از آن ویلیام لفتوس انگلیسی به سال 1851 با کسب مجوز از ناصرالدینشاه قاجار حفاریهایی را در تپه آکروپل شوش انجام داد. پس از آن، زوج فرانسوی ژان و مارسل دیولافوا، نخستین کاوشگران فرانسوی شوش شدند و حفاریهای درازدامن فرانسویها در شوش به اجرا درآمد.
مهدی نورعلیشاهی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....