دوشنبه 19دی 1362 : بعد از نماز صبح ، گزارشها را خواندم و کارهای دفترم را انجام دادم . جلسه علنی داشتیم .
کد خبر: ۱۹۸۰۶
چند لایحه تصویب شد. پیش از ظهر در دفترم آقای دکتر حسن روحانی آمد. نتیجه مذاکراتش را با یک مدعی میانجی از کردهای محارب آورده بود و گزارش داد که شخصی به نام معتمد وزیری کارمند اداره کشاورزی کردستان ، مدعی است تعداد کثیری از سران گروهک های کرد به بن بست رسیده اند و در صورت تامین ، آماده هستند که تسلیم شوند؛ حتی عزالدین حسینی که به خاطر اعلام موضع کمونیستی کومله سرخورده است . گفتم برای دادن تامین وارد صحبت شوند.
سه شنبه 20دی 1362 : در جلسه علنی ، طرح تعاونی ها مطرح بود. جنجالی و پرمخالف و موافق بود؛ دو خط فکری اقتصادی در مقابل هم قرار داشتند. من هم به عنوان موافق صحبت کوتاهی کردم و تصویب شد. آقای دکتر حسن روحانی و آقای سیدرضا زواره ای از پخش حرفهای امام در ملاقات با شورای سرپرستی صدا و سیما علیه شورای قدیم ناراحت بودند و گفتند که نوار صحبت را در اختیار نمایندگان قرار داده اند. معلوم شد، عصر هم نوار را در جلسه حزب الله مجلس گذاشته اند. من با این کار مخالف بودم . شاید برای این که احمد آقا انتظار داشت در شورای حزب که یکی از اعضا، حرف سابق امام را نقل کرده بود، گفته شود و من نگفته بودم ؛ چنین کردند. آقای حسن شاه چراغی سرپرست موسسه کیهان آمد و راجع به راه انداختن کتاب هفته کیهان و استفاده از نویسندگان و شخصیت های ادبی و علمی فراموش شده مشورت کرد؛ موافقت کردم.
چهارشنبه 21دی 1362 : در منزل ماندم . تا ساعت ده صبح می نوشتم و مطالعه می کردم . سپس چند نفر از بچه های جبهه آمدند که با فرماندهان سپاه اختلاف دارند و قهر کرده اند. توضیحاتی دادند که معلوم شد به خاطر عدم هماهنگی ، عملیات حساس والفجر 5انجام نشده است . گفتند که عده ای از فرماندهان عملیات ، به خاطر همین اعتراضات با چوب به جنگ رفته اند و شهید شده اند؛ به عنوان اعتراض به فرماندهی جنگ . تکان دهنده بود. قرار شد، بیشتر رسیدگی کنم و قرار شد روز جمعه جمعی از معترضین دیگر بیایند. عصر با فرمانده سپاه و فرمانده نیروی زمینی ارتش و آقای خامنه ای ، برای بحث درباره عملیات آینده جلسه داشتیم . آقای صیاد شیرازی برای وحدت فرماندهی و آن هم از سوی ارتش ، تلاش دارند؛ با امام هم دراین باره ملاقات کرده و نتیجه ای نگرفته و دلگرم به کار نیست . آقای محسن رضایی کوتاه می آید. به هر حال قاطع گفتیم که باید مشترک کار کنند؛ کارشان پیشرفتی نکرده است . گروهی از پاسداران بخشی از اطلاعات و عملیات آمدند؛ گله شدیدی از فرماندهی عملیات داشتند که به نظرات آنها توجهی نمی کنند. گفتند چند نفر به عنوان اعتراض با چوب به جنگ رفته و شهید شده اند و خود این ها هم از کار کنار رفته اند. نصیحت های لازم را به آنها کردیم . شب در منزل احمد آقا با سران قوا مهمان بودیم ؛ امام هم در جلسه شرکت کردند و جلسه خودمانی شد و امام شوخی های شیرینی فرمودند و شرحی از دوران تبعیدشان به ترکیه گفتند. بعد از شام فیلم مصاحبه احسان طبری را دیدیم ؛ جالب است . دیر وقت به خانه آمدم .