حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
به خاطر آن که من از کراک استفاده میکنم ماموران سعی دارند به من بقبولانند که از عهده کشتن فرزندانم برمیآیم در حالی که من آنها را از جان خودم بیشتر دوست داشتم و مرگ آنها برایم بسیار دردناک است.» آقای لام لونگ 7 ماه پیش به اتهام به قتل رساندن 4 فرزندش که از یک ماه تا 4 سال سن داشتند دستگیر شده است.
طبق آنچه که در پرونده این مرد درج شده است سه تن از این کودکان فرزندان وی بوده و یکی از آنها را او به فرزندخواندگی قبول کرده است و پس از دعوای شدیدی که با همسرش میکند تصمیم به قتل آنها میگیرد. در این پرونده دردناک که هنوز جزییات بسیاری از آن نیمه تمام باقی مانده و نقاط مبهم بسیاری وجود دارد ماموران سعی میکنند تا به اطلاعات بیشتری دست پیدا کرده و این گره کور را از پرونده بازکنند. فرضیهای که به ذهن پلیس رسیده و به تایید چند شاهد رسیده است آن است که این پدر بیرحم چهار فرزندش را از بالای پل 24 متری در الاباما به داخل رودخانه رها کرده و سبب مرگ آنها شده است. در مورد این فرضیه چند شاهد عنوان کردهاند که لحظاتی قبل از وقوع این سانحه وی را به همراه فرزندانش روی این پل دیدهاند اما هیچیک لحظه وقوع این جرم را ندیده و به همین دلیل مقداری شک در مورد آن وجود دارد. از سوی دیگر با وجود تلاشهای بسیار زیاد پلیس هنوز جسد و نشانهای از آب گرفته نشده است و همین موضوع سبب شده است تا آقای لونگ با اطمینان عنوان کند که نقشی در مرگ فرزندانش نداشته و قصهای خیالی در مورد دزدیده شدن بچهها توسط یک زن عنوان کند. «من بارها در طول این چند ماه به پلیس گفتهام که صبح روزی که بچههای من مفقود شدند یک زن به منزل من آمد و عنوان کرد که از دوستان نزدیک همسرم است و به دستور او میخواهد بچهها را برای گردش و خرید لباس از منزل ببرد.
من هم که به او اعتماد کرده بودم و او هم مثل خودم اهل ویتنام بود بچهها را به وی تحویل دادم. پس از گذشت چندین ساعت زمانی که همسرم به خانه بازگشت و از این موضوع و وجود چنین دوستی ابراز بیاطلاعی کرد به همراه یکدیگر به پاسگاه پلیس رفتیم و گم شدن بچههایمان را گزارش کردیم. این حقیقت تمام اتفاقاتی است که روز سانحه برای ما افتاد. اکنون چطور ممکن است که پلیس بتواند داستان خیالی مرگ بچههایم را بر اثر افتادن آنها در رودخانه تایید کند. آنها حتی نتوانستهاند کوچکترین سرنخی از بچهها به دست بیاورند پس چطور میخواهند ثابت کنند که من آنها را به قتل رساندهام. در دومین حالت نیز آنها حتی نمیتوانند کوچکترین دلیلی پیدا کنند که من خواسته باشم به خاطر آن دست به قتل فرزندانم که عزیزترینهای زندگی من بودهاند، بزنم. بارها تکرار کردهام این که من و همسرم صبح آن روز با هم مشاجره لفظی داشته و حتی یکدیگر را تهدید به جدایی کردهایم، دلیل آن نمیشود که من بخواهم به بچههایم آسیبی برسانم. اگر من مرد خشن و بیرحمی بودم به جای این که در این ماجرا که هیچ ارتباطی به آنها نداشت آنان را قربانی کنم با همسرم تسویهحساب میکردم و خشمم را به او نشان میدادم نه اینکه بخواهم 4 بچه را از روی یک پل بسیار بلند به رودخانه پرتاب کنم. این پرونده که پلیس برای من درست کرده مثل یک داستان تخیلی در مجلات میماند که هیچ پایه و اساسی برای آنها وجود ندارد و تنها زاییده ذهن است تا زمانی که هیچ مدرکی بر علیه من به دست نیامده است هیچکس نمیتواند مرا به قاتل بودن متهم کند و من از خودم دفاع خواهم کرد.» در پرونده آقای لونگ درج شده است وی به همراه خانوادهاش از سال 1984 به امریکا مهاجرت کرده است. از زمان نوجوانی وی او پروندههای متعددی در پایگاه پلیس برای خود بوجود آورد که کمترین آنها وارد شدن در درگیریهای خیابانی است. او بارها به خاطر کشیدن انواع مواد مخدر بخصوص سیگارهای غیرقانونی دستگیر شد و در نهایت چندی قبل و در آخرین پرونده به اتهام خرید و فروش کوکائین و هروئین مورد بازجویی قرار گرفت که توانست از آن فرار کرده و پلیس را بدون سرنخ باقی بگذارد.
پزشکان با انجام آزمایشات روی وی وجود کراک در سیستم بدنش را تایید کرده و عنوان میکنند او احتمالا دست کم از 6 ماه قبل از این ماده استفاده میکرده و بنا بر این به خاطر مشکلات مغزی که برای او بوجود آمده میتواند دست به چنین کار بیرحمانهای زده باشد. همسر وی نیز که تنها شاهد عینی برای پلیس است ضمن ابراز اینکه همسرش مرد بسیار خشن و غیرعادی بوده عنوان کرد که بارها و بارها از سوی او تهدید شده و حتی چندینبار از ترس جان فرزندانش منزل را ترک کرده است. ماموران پلیس با وجود به دست نیاوردن هیچ سرنخی از بچهها در محل مورد نظر سعی دارند با جمعآوری مدارکی بر علیه این مرد او را به دادگاه کشانده و به اتهام قتل 4 فرزندش محکوم کنند. «من از زمانی که یادم میآید به خاطر اینکه قیافهای متفاوت داشته و مهاجر بودم، مورد خشم پلیس آمریکا قرار گرفتم، آنها هرگز نتوانستند به ما ویتنامیها اعتماد کنند و به همین خاطر هم مرا درگیر چنین ماجرایی کردهاند، آنها مدعی هستند که چون من موادمخدر استفاده میکنم پس میتوانم 4 فرزندم را به قتل برسانم، در صورتی که این طور نیست. اگر در طول این 7 ماه که من را مدام مورد بازجویی قرار میدهند تلاش خود را میکردند تا زنی را که بچههایم را ربوده است، پیدا کنند، مطمئن هستم که اکنون آنها در آغوش من و مادرشان بودند. من حتی شکلی را که از این زن به یاد داشتم برای پلیس طراحی کردم اما آنها با مسخره کردن آن عنوان کردند که نمیتوانم با این نقشهایی که بازی میکنم از چنگال قانون فرار کنم. من بچههایم را مثل هر پدر دیگری که به فرزندانش علاقه دارد، دوست داشتم و هرگز آسیبی به آنها نرساندم و حتی فکر کردن به آن آزارم میدهد. من منتظر میمانم تا بالاخره ثابت شود که من بیگناهم و فرضیه پرتاب شدن از پل در مورد فرزندانم دروغ محض است.»
مترجم: المیرا صدیقی
منبع: سیبیاس نیوز
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....