مبارک عروسک دوستداشتنی ایرانی حالا نهتنها نشانه جشنواره تئاتر عروسکی است، بلکه به نوعی نماد تئاتر عروسکی ایران در جهان هم به شمار میرود و همه اینها را مبارک مدیون بهروز غریبپور است که حسابی برای معرفی مجدد و احیای او تلاش کرد.
عروسک 250 ساله ایرانی باز هم جلو چشمها آمد تا همه را به دیدن رویاروی صحنههای تئاتر دعوت کند. به ما که خیلی خوش گذشت، اما معلوم نیست به خود مبارک هم خوش گذشته باشد، او تا 2 سال دیگر باید باز هم تنها بماند.
عروسکها همزاد آدمیزاد هستند و حضورشان بر صحنه فرصتی میشود برای جان گرفتن رویا، رویایی که تو را مجاب میکند هنوز کودکی در وجودت داری که نگاهش به عروسکها و بازیشان بر صحنه با نگاه تو فرق میکند.
دنیایی که عروسکها روی صحنه خلق میکنند شاید با دنیای ما فاصله زیادی داشته باشد، اما در این روزگار سایهسار آرامشی است برای پناه بردن، فرار یا حتی آسایش. انگار لحظههایی که در کنار آنها سپری میشود، یک خواب راحت است در روزی شلوغ، گیرم این خواب فقط چند دقیقه طول بکشد، اما همان چند دقیقه خودش کلی غنیمت است.
چه خبر؟
دبیری این دوره از جشنواره را رحمتالله محرابی به عهده گرفت. او که در کارنامه فعالیتش حضور در آموزش و پرورش و سابقه کار با کودکان و نوجوانان را نیز داشته سعی کرد جشنواره امسال به دور از حاشیههای رایج برگزار شود.
با این که انتخاب موضوع در جشنواره امسال آزاد بود، اما اولویت به کارهایی داده شد که با محوریت فرهنگ ملل، متون و افسانههای کهن ایرانی، متلها و ضربالمثلهای ایرانی، اعتقادات، آیینها، آداب و رسوم، ارزشها و ویژگیها و دستاوردهای انقلاب اسلامی تولید شده بودند.
به این ترتیب جشنواره در دو گروه نمایشهای صحنهای و نمایشهای فضای باز کار خود را آغاز کرد.
28 اثر از تهران، 19 اثر از شهرستان حاصل بازبینی صحنهای بود که 25 اثر در بخش مسابقه ایران، 7 اثر در بخش مسابقه بینالملل، 10 نمایش در بخش فضای باز، 5 نمایش در بخش مرور، یک نمایش در بخش ویژه بینالملل و یک نمایش در بخش جنبی در طول یک هفته جشنواره در تالارهای اصلی، چهارسو، قشقایی، سایه، کارگاه نمایش مجموعه تئاتر شهر و تالارهای هنر، سنگلج، خانه نمایش و فردوسی روی صحنه رفتند.
صاحبنامان بخش صحنهای
در بخش صحنهای دوازدهمین جشنواره بینالمللی تئاتر عروسکی بجز جوانترها که هنوز در ابتدای راهند و حالا حالاها باید این جور جشنوارهها را پشتسر بگذارند تا به قول معروف سری توی سرها دربیاورند، به چند اسم آشنا برمیخوریم.
حسن معجونی که بیشتر در حوزه کار صحنهای غیرعروسکی شناخته شده، با متنی از محمد چرمشیر که بازخوانی براساس کتاب «نامه به پدر» اثر فرانتس کافکاست به جشنواره آمد. «پدر عزیزم» شاید یک تجربه جدیدتر برای معجونی باشد.
زهرا صبری، اما یک نام کاملا شناخته شده در عرصه تئاتر عروسکی است. او تاکنون نمایشهای زیادی را در این حیطه کارگردانی کرده و امسال «زمین و چرخ» را که حاصل یک سال کار مستمر او و گروهش است، به جشنواره آورد. «زمین و چرخ» برگرفته از هفت حکایت مولاناست.
حسن دادشکر را هم که خودتان خوب میشناسید. او این بار با متنی از دکتر قطبالدین صادقی با عنوان «صدای یک دست» مهمان جشنواره شد. او که فعالیت هنریاش را از اوایل دهه 50 آغاز کرده از سابقه درخشانی در این حوزه برخوردار است.
«صدای یک دست» درباره ماری است که زندگی خوبی دارد اما ناگهان بین سر و دمش اختلاف میافتد.
«علیبابا و ستارههای روشن شهر» عنوان نمایشی از جواد ذوالفقاری نویسنده و کارگردان مطرح نمایشهای عروسکی است. ذوالفقاری که ترجمه و نگارش 17 عنوان کتاب را هم انجام داده در این اثر اخیرش به سراغ قصهای از کتاب «هزار و یک شب» رفته و به گفته خودش تلاش کرده این بار روایتی کاملا متفاوت و نو از داستان «علیبابا و چهل دزد بغداد» بازگو شود.
داوود فتحعلیبیگی هم که دیگر در کار خودش استاد است. شاید نیازی به معرفی هم نداشته باشد. او در عرصه نمایشهای آیینی، سنتی و عروسکی ید طولایی دارد. «قصه بخت» عنوان نمایشی است که او کارگردانی کرده و داستان آدمی است که به دنبال بخت خودش میگردد و تلاش میکند آن را بیدار کند.
عادل بزدوده همان سازنده عروسک معروف و بامزه «زیزیگولو»، «مزرعه مشدی جون» را کارگردانی کرده است.
او نمایش خود را به کامبیز صمیمی مفخم و مرضیه بخشایی تقدیم کرده است. نمایش درباره اهمیت تلاش و کوشش است و ارزش زمین را مورد توجه قرار میدهد.
چهره دیگر این بخش فرناز بهزادی با نمایش «ماهی بزرگ تنها» است. بهزادی که عضو انجمن قصهگویان و روایت قصه ایرانی در فرانسه است، فعالیتهای متعددی در این عرصه داشته است.
«ماهی بزرگ تنها» داستان یک ماهی است که در شبی مهتابی دلباخته مهتاب میشود. اما جالب است بدانید که در جشنواره امسال گابریل گارسیا مارکز هم نقشی داشت. اگر چه کمی عجیب به نظر میرسد ولی آرش پارساخو «ماکاندو» را براساس داستان «پیرمرد فرتوت با بالهای بزرگ» نوشته و آزاده انصاری آن را کارگردانی کرده است.
«ماکاندو» درباره فرشته فرتوتی است که برای بردن نوزاد بیماری به زمین میآید اما گرفتار توفان میشود.
نوستالژی مبارک
بخش خیمه شببازی ازجمله بخشهای جذاب جشنواره امسال تنها دو نمایش داشت. «گل باقالی فرزند نمونه» نوشته و کارگردانی بهناز مهدی خواه و «مارک و دیو سفید» نوشته و کارگردانی جواد توهمی. با این دو نمایش چراغ خیمه مبارک روشن شد.
آنچه گذشت
یکی از بخشهای هر جشنوارهای به مرور فعالیتهای سالهای گذشته اختصاص دارد. در بخش مرور جشنواره دوازدهم پنج نمایش «آخرین گل»، «آهای کدو کجاکجا»، «راز طلسم»، «سپید، سیاه، ماه پیشونی» و «یک رویا» روی صحنه رفتند. این نمایشها در جشنوارههای پیشین عروسکی حضور نداشتند و جشنواره امسال مجالی شد برای این که این کارها با مخاطبان گستردهتری مواجه شوند.
بزرگداشت
یوسف صدیق و بیژن نعمتی شریف دو پیشکسوت عرصه تئاتر عروسکی در جشنواره امسال مورد تقدیر قرار گرفتند و برای آنها مراسم بزرگداشت برگزار شد.
یوسف صدیق علاوه بر فعالیتهایش در عرصه فیلم، مستند و انیمیشن، مدرس دانشگاههای مختلف است و کتابها و مقالات پژوهشی بسیاری در عرصه نمایش عروسکی به رشته تحریر درآورده و «بیژن نعمتیشریف» هم که از هنرمندان قائمشهری است، سالها درعرصه نمایشهای خیمهشببازی به قول معروف استخوان خرد کرده است.
کارآگاههای آموزشی
در خلال برگزاری جشنواره کارآگاههای آموزشی گروههای خارجی شرکت کننده در جشنواره برگزار شد. در این کارآگاهها که هنرمندان کشورهای هلند، ایتالیا، اتریش، روسیه، بلاروس و کانادا برگزار کردند، سعی شد تجربیات گروه به همراه اطلاعاتی از فضای نمایش عروسکی در آن کشور خاص به علاقهمندان ارائه شود.
این کارآگاه هم گرچه خیلی شلوغ نبودند، ولی نظر خیلیها را جلب کردند.
حرفهای دل مبارک
با اینکه تلاش زیادی صورت میگیرد تا جشنواره تئاتر عروسکی از حالت دو سالانه خارج شده و به جشنواره سالانه تبدیل شده ولی هنوز میزان تولیدات تئاتر عروسکی کیفیت آثار و اعتبارات برگزاری برای سالانه شدن جشنواره، گواه این است که خانواده تئاتر عروسکی هنوز به انسجام لازم نرسیده است.
وقتی گروههای نمایش عروسکی برای داشتن اجرای عمومی در سالنی مناسب هنوز دچار مشکل هستند چهطور میتوان به سالانه برگزار شدن جشنواره فکر کرد.
برگزاری جشنواره دوازدهم باز هم فرصتی شد تا به تئاتر عروسکی نگاه دیگری انداخته شود. مدیر مرکز هنرهای نمایشی قولهایی بدهد مبنی بر اینکه کارگاه مستقل کوچکی برای ساخت عروسک در نظر خواهد گرفت و البته از بخش خصوصی هم دعوت کند تا به کمک بیایند گروهها هم جانی دوباره گرفتند و خونی تازه در رگهایشان جاری شد، اما تا 2 سال بعد چه اتفاقی خواهد افتاد معلوم نیست.
آیا عروسکها فرصت عرضاندام بر صحنه تالارهای تئاتر را پیدا میکنند یا باید تا دو سال دیگر در کنج انبارها خاک بخورند و منتظر جشنواره سیزدهم باشند.
کسی میداند مبارک این روزها باید شاد باشد یا غمگین؟
یک اتفاق خوب
حمایت جشنواره امسال از نمایشنامههای عروسکی اتفاق خوشحالکنندهای بود که پیش از برگزاری جشنواره شامل حال تعدادی از آثار شد.
مسابقه نمایشنامهنویسی به منظور دستیابی به متون و آثار نمایشی و شناسایی استعدادهای جوان و تشویق نویسندگان جوان برگزار شد. داوران این بخش محمود عبداللهی، داوود کیانیان و حبیبالله لزگی بودند که دو اثر «اوسنه گمشده» نوشته طلا معتضدی و «علی بابا و روشناییهای شهر» نوشته جواد ذوالفقاری را به عنوان آثار برتر انتخاب کردند که هر دو این آثار نیز به مناسبت برگزاری جشنواره منتشر شدند. همچنین سه نمایشنامه «ماه پیشونی»، «مرد کوچک» و «مشکل در دسرساز یا دردسر مشکل ساز» شایسته تقدیر شناخته شدند. این در حالی است که مدیران جشنواره موفق شدند، 3 کتاب «زبان عروسک»، «عروسکها و نمایش عروسکی» و «مقدمهای بر فانتزی» را نیز به مناسبت برگزاری جشنواره منتشر کنند.
مریم فشندی