چیزی از جیبش بیرون افتاد. خودنویسی با روکش طلایی بود.
چیزی شبیه آن را صبح دست مهرناز دیدم. گفت:یه بچه پررو واسم کادو فرستاده. صبر کن ببینمش همچین پرت میکنم تو صورتش تا دیگه از این غلطا نکنه. به صورت کامران خیره شدم. حتما جایی از صورتش هنوز درد میکرد.
نیلوفر مالک
گفتوگو با فروغ زال، نویسنده
اردشیر صالحپور در گفتوگو با روزنامه «جامجم»
محمد نوازی در گفتوگو با جامجم: