تلویزیون و مهدویت‌

مهدویت از مقوله‌های بسیار مهم اعتقادی، فکری و فلسفی است. مهدویت به اشکال مختلف در اغلب جوامع بشری مطرح است و اقوام و طوایف گوناگون شاید به دلیل ذهنیت ذاتی و فطری خود به مهدویت اعتقاد داشته در انتظار ظهور یک منجی بزرگ برای تحقق همه اهداف و آرمان‌های الهی هستند.
کد خبر: ۱۹۵۷۳۱

طبعا بحث در مورد مهدویت نه در صلاحیت و نه در تخصص نویسنده است، اما شاید بتوان عملکرد رسانه فراگیر ملی را در باب مهدویت کنکاش کرد.

تلویزیون به عنوان رسانه فراگیر خود را متعهد به طرح همه مسائل مهم اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اعتقادی مردم جامعه می‌داند. می‌بینیم که در مورد پیش پا افتاده‌ترین مسائل اجتماعی برنامه می‌سازد، مجموعه تلویزیونی تدارک می‌بیند و بحث‌های کارشناسی سازمان می‌دهد.

 اما در مورد مهدویت چه؟

آیا تلویزیون توانسته است به اندازه کافی در باب مهدویت برنامه بسازد؟

آیا از همه قالب‌های متداول در ساخت برنامه تلویزیونی برای تبیین مقوله مهدویت استفاده کرده است؟

آیا برنامه‌های تلویزیون در مورد  مهدویت توانسته است به تقویت این بنیان اعتقادی و فلسفی مردم جامعه ما کمک کند؟

آیا این گونه برنامه‌ها در خارج از مرز‌های ما هم بیننده‌ای داشته است؟

به نظر می‌رسد تلویزیون گاه در مورد موضوعات و مقوله‌های بنیادی و اعتقادی مردم کمتر برنامه‌سازی کرده است.
یعنی فرض را بر این گذاشته که مردم
خود به خود اعتقاد لازم را در مورد آن موضوع دارند پس نیازی به ساخت برنامه در مورد آن نیست. تلویزیون تصور کرده است که مردم چنان اعتقاد راسخ و باور عمیق دارند که نیازی به ساخت برنامه درباره آن موضوع ندارند.

درست است که آموزش‌های مذهبی، اعتقادی و رفتاری باید از خانواده شروع شود. خانواده در جامعه ما سهم بسزائی در ایجاد زمینه‌های اعتقادی و آیینی در ذهن کودکان داشته و دارد و از این جهت وظیفه تلویزیون کمی سبک‌تر می‌شود. اما به هر حال باید از تلویزیون هم انتظار داشت که با ساخت برنامه‌های مناسب این آموزش‌های بنیادین خانوادگی را تحکیم بخشد و از آن مهم‌تر نسل‌های جدید را به مفاهیم عمیق مسلح کند.

با این وجود این گونه به نظر می‌رسد که طرح مباحث مهدویت در تلویزیون به طرح چند قالب خاص محدود شده است. یکی از این قالب‌ها بحث‌های تلویزیونی و شاید سخنرانی دانشمندان روحانی در باب مهدویت بوده است.
گاه تلویزیون پای خود را از این نیز فراتر گذاشته و در مسابقات تلویزیونی و نماهنگ‌ها به سراغ این موضوع مهم رفته و اشاراتی به مهدویت داشته است. این رنگ و بو در روز‌های جمعه و ماه شعبان کمی غلیظ‌تر هم شده است.
اما آیا برای طرح مهدویت همین مقدار برنامه، شعر، نماهنگ، سرود و سخنرانی کافی است؟

به نظر نویسنده مهدویت بابی بسیار مهم در فلسفه، ساختار فکری و جهان‌بینی جامعه ما است. مهدویت در جامعه ما شاکله و اسکلت بودن، ماندن، چگونه زیستن و ماموریت‌های دنیوی و اخروی انسان را تعریف می‌کند.

اهالی جامعه ما در متن مهدویت به انتظار می‌اندیشند اما نه یک انتظار بیهوده. انتظار در گفتمان مهدویت برای تحقق عدالت، برابری، برادری، آزادی، معنویت و بسیاری از ناکامی‌های بشر امروزی است. در نظر معتقد به مهدویت این انتظار به انسان توان و نیروی ایستادن، مقاومت کردن و مبارزه کردن را به منظور بودن و جاودانگی می‌بخشد. همه این موضوع‌ها و مضامین دیگر برای ساخت برنامه‌های تلویزیونی مناسب است.

بسیاری از متفکران تاریخ انتظار و ایمان را دو بال دوام و تعالی انسانی دانسته‌اند. این متفکران معتقدند که پوچ‌گرایی ریشه همه پسرفت‌ها و زوالی است که انسان قرن بیستمی به آن گرفتار شد. در حالی که انتظار در مهدویت جوهر حرکت انسانی را به سمت تعالی رنگ می‌بخشد. شاید بتوان از این منظر مهدویت را نقطه مقابل و درمان پوچ گرایی انسان قرن بیستمی و بیست و یکمی فرض کرد.

از رسانه انتظار می‌رفته و می‌رود که مهدویت را نه‌تنها در قالب انتظار برای ظهور که در قالب ماموریت‌های آن غایب بزرگ و ماموریت‌های انسان معتقد به مهدویت بیشتر از این مطرح کند. ما باید بدانیم که آن غایب منجی عدل و داد است، منادی انسانیت و معنویت است و در سایه انتظار برای ظهور چنان غایبی است که می‌توانیم خود را بسازیم و برای آن فردای موعود آماده کنیم.

طرح عریان و صریح این مفاهیم اگرچه خوب و پسندیده است اما طرح آن در قالب برنامه‌های نمایشی اعم از فیلم، سریال و حتی پویانمایی موثرتر است، رضایت بیننده را بیشتر جلب می‌کند و طبعا تاثیرگذارتر است. بسیاری از جوامع دیگر هم همین نوع برنامه‌ها را در همین قالب‌ها می‌سازند و مثلا اندیشه‌های مذهبی و فلسفی خود را غیرمستقیم مطرح می‌کنند.

متاسفانه ما مصرف‌کننده برخی از همین دست آثار بیگانه هستیم که غیرمستقیم باور‌های نامانوس جوامع دیگر را در لفاف‌های پیچیده دراماتیک و هنرمندانه به ما القا می‌کند. اما شاید نتوانسته‌ایم با ساخت برنامه‌های خودی موازنه لازم را در برابر آن حرکت‌ها برقرار کنیم.

علاقه به مبحث مهدویت و ساخت برنامه پیرامون آن قطعا در ذهن همه برنامه‌سازان و مدیران تلویزیون وجود دارد. اما بحث بر سر چگونگی تبدیل کردن این باور و آرزو به یک برنامه تلویزیونی است. انتخاب قالب درست، پیدا کردن محمل مناسب برای طرح موضوع، پردازش موضوع در قالب یک فیلم یا مجموعه تلویزیونی جذاب و گیرا از هنرهای تلویزیونی است که باید در این حیطه به کار ببندیم و این هنر فقط از دست اندرکاران تلویزیونی برمی‌آید و بس.

گاه ساده‌ترین راه برای ادای تکلیف انتخاب می‌شود. در حالی که ساده‌ترین راه الزاما موثرترین راه نیست. روش‌های پیچیده و هنرمندانه نه‌تنها بیننده ما را در اعتقاد و باور خود راسخ‌تر می‌کند که بینندگان جوامع دیگر را هم با مفاهیم فکری، مذهبی، فلسفی، اعتقادی و مبنایی ما آشنا می‌کند.

طرح هنرمندانه موضوع مهدویت قبل از هر چیز می‌تواند به همسو کردن باور جوامع دیگر حول محور مهدویت واحد کمک کند. تلویزیون‌های دیگر در زمینه باور‌های خود چنین کرده‌اند و کوشیده‌اند دیگران را با خود هم‌داستان کنند. پس چرا ما از آن غافل باشیم و اندیشه ناب خود را با برنامه‌های تلویزیونی جذاب به دیگران هدیه نکنیم؟

علی‌اکبر عبدالرشیدی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها