بسیاری از دستاندرکاران سینمایی در هالیوود وی را یکی از «مخوفهای برجسته و واقعی» دنیای سینما میدانند. کارنامه کاری او که به بیش از 5 دهه میرسد، کارنامهای پربار و شگفتانگیز است. علاقه بازیگری از همان دوران کودکی به سراغ هاپر آمد. اولین بار در دهه پنجاه میلادی در مجموعههای تلویزیونی همچون «مدیک» (1954) و «چیین» (1955) ظاهر شد. اولین حضور سینماییاش در وسترن به یاد ماندنی «جانی گیتار» (1954) است. بلافاصله برای ایفای یکی از نقشهای «شورش بیدلیل» (1955) انتخاب شد و به دنبال آن در فیلمهای «غول»(1956) و «جدال در اوکیکرال» (1957)، بازی کرد. در همان زمان بود که به صورت یکی از دوستان صمیمی جیمز دین درآمد وزمانی که دین در سپتامبر 1955 در اثر تصادف با اتومبیل در گذشت، او بشدت افسرده حال شد.
هاپر در «قصه آدمی»(1957) نقش جوانی ناپلئون بناپارت را به عهده گرفت. در این دهه و دهه شصت در فیلمهای زیادی در نقش کوتاه و معمولا منفی ظاهر شد. اوایل سال 1969 همراه با پیتر فوندای بازیگر و تری ساترن فیلمنامهنویس، فیلمنامه یک فیلم جادهای را نوشتند که درباره برخوردها و تضادهای فرهنگهای متفاوت است. آنها 400 هزار دلار پول هزینه فیلم را به سختی فراهم کردند. فیلم را هاپر کارگردانی کرد و نام آن را گذاشتند «ایزی رایدر» (1969)، هاپر، فوندا و یک تازه وارد به نام جک نیکلسن نقشهای اصلی فیلم را بازی کردند. «ایزی رایدر» در گیشه فروش غوغا کرد و تاثیر زیادی بر فرهنگ جوانان آن روز گذاشت. این فیلم که امروز از آن به عنوان یک اثر کلاسیک اسم میبرند، یکشبه تاریخ هالیوود را تغییر داد.
پس از آن هاپر تبدیل به چهرهای کاملا سرشناس و موفق شد و فیلمهای مطرح زیادی را بازی کرد که مهمترین آنها در دهه 70 «واینک آخر زمان» (1979) فرانسیس فورد کاپولا است.
دهه 80 دوره رنسانس هالیوود بود و هاپر هم همراه این جریان، در کارهای بدیع تازهای ظاهر شد. از بین این فیلمها میتوان به «ماهی پر جنب و جوش» (1983)، «پروژه علمی من» (1985) و «مخمل آبی» (1986) اشاره کرد. در «سرعت» (1994) و «دنیای آب» (1995) دوباره نقش منفی را تجربه کرد. هاپر در کنار بازیگری و فیلمسازی، دستی هم در نقاشی و عکاسی دارد.
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)