درباره فیلم «شوک بطری» ساخته براندون میلر

آنها رستگار می‌شوند؟

«شوک بطری» محصول جدید سینمای انگلیس که هفته قبل نمایش آن در کشورهای مختلف جهان با موفقیت روبه‌رو شد،‌ توسط براندون میلر کارگردانی شده است. فیلم‌نامه این اثر درام را میلر با همکاری جودی ساوین نوشته است. کریس پاین، بیل پولمن، آلن ریکمن، ریچل تیلور، فردی رودریگوئز، دنیس فارینا، الیزا دوشکو و برادلی ویتفورد بازیگران اصلی فیلم هستند.
کد خبر: ۱۹۵۷۲۱

این فیلم که با شعار تبلیغاتی «سعی کن در زندگی چیزی را از دست ندهی» درباره راه‌ها و روش‌‌هایی است که مردم برای زندگی در پیش می‌گیرند. هر یک از این راه‌ها به مسیرهای متفاوتی ختم می‌شود و همیشه هم نتیجه مثبتی به ارمغان نمی‌آورد.

قصه‌

خط اصلی قصه فیلم در کالیفرنیا و در اوایل دهه شصت میلادی اتفاق می‌‌افتد. جیم بارت (با بازی بیل پولمن)‌ مردی است که می‌خواهد آینده‌ای روش داشته باشد. او تا به حال دست به کارهای مختلفی زده که هیچ یک موفقیت‌آمیز نبوده‌‌اند. زمانی که خبر می‌رسد یک کارخانه بزرگ در کالیفرنیا در حال احداث است،‌ او خودش را به این محل می‌رساند تا شانس خود را در رابطه با کار جدید آزمایش کند.

در کالیفرنیا او متوجه می‌شود خیلی‌های دیگر هم که وضعیتی شبیه وی‌دارند، به این منطقه آمده‌اند تا کاری برای خود دست و پا کنند. رقابت شدید است و سام همسر جیم (ریچل تیلور)‌ که مخالف سفر به کالیفرنیا بوده است، از شوهرش می‌خواهد که این محل را ترک کنند. ولی جیم که پل‌های پشت سر خود را خراب می‌بیند، راه چاره را در اقامت و تلاش برای ادامه حیات می‌داند. بو بارت (کریس پاین)‌ برادر بزرگتر جیم قصدکمک به او را دارد،‌ولی جیم حاضر به پذیرش کمک کسی نیست و عقیده دارد. باید مستقل باشد و بتواند برای خودش کسب و کاری به راه بیندازد. گوستاو (فردی رودریگوئز)‌ رقیب اصلی جیم است که بزودی از در دوستی با وی در می‌آید، اما استیون سوپرر (آلن ریکمن)‌ مرد با نفوذ منطقه در پی کسب سود خود است و می‌خواهد از این فرصت استثنایی بیشترین بهره را ببرد. او با استثمار اهالی محل، برای خودش یک امپراطوری پنهان به راه انداخته است. فعالیت جیم و بقیه رقبایش بزودی صدای اهالی کالیفرنیا را در می‌آورد. آنها خواهان توقف فعالیت افراد تازه رسیده هستند و کار به رسانه‌های گروهی می‌رسد. با وارد شدن نمایندگان رسانه‌های گروهی، جنجال هم آغاز می‌شود و کالیفرنیا و بخشی از فعالیت‌‌های اقتصادی آن به صورت تیتر اول رسانه‌ای  و بحث عمومی  در می‌آید. در وضعیت تازه، جیم مجبور به یک انتخاب ناگریز است. پرسشی که مطرح می‌شود این است که او چه خواهد کرد؟

نقد

صنعت سینما مدتی است که تولید فیلم در ارتباط با مسائل اقتصادی در نقاط کوچک و بزرگ دنیا را شروع کرده‌ است. موفقیت انتقادی و مالی Sideways در 2 سال قبل، راه را برای تولید این‌گونه فیلم‌ها هموار کرد. فیلم فوق حتی در چند رشته نامزد دریافت جایزه اسکار هم شد و همه پیش‌بینی کردند که تولید این‌گونه درام‌‌های اجتماعی جاده‌ای رونق بگیرد. حالا هم ممکن است برخی «شوک بطری» را با این فیلم مقایسه کنند. اما چنین مقایسه‌ای کاملا اشتباه است. به جز فعالیت مشترک اقتصادی درون قصه هر دو فیلم،‌چیز مشترک دیگری را بین آنها نمی‌توان پیدا کرد. ضمن این که از نقطه‌نظر دراماتیک، این دو فیلم تفاوت‌های خیلی زیادی با هم دارند. در حقیقت «شوک بطری» به نوعی قصه‌اش را از یک ماجرای واقعی گرفته و بخشی از فعالیت‌های ناشناخته (و کمتر معرفی شده)‌ کالیفرنیا را به تصویر می‌کشد و رقابتی را توصیف می‌کند که طی آن فرانسوی‌ها از آمریکایی‌ها شکست می‌‌خورند.
این شکست با شگفتی زیادی همراه بود، زیرا آزمایش‌هایی که برای این رقابت صورت گرفت، در نوع خود جدید و عجیب و غریب بود. طبیعی است که در این میان، فرانسوی‌ها بیش از هر کس دیگری شگفت‌زده شوند. راندل میلر قصه‌ فیلمش را خیلی ساده، راحت و سرراست تعریف می‌کند و در سرگرم کردن تماشاچی خود موفق است. فیلم قبل از هر چیز قصه آدم‌هایی را تعریف می‌کند که می‌خواهند خودشان را به جایی برسانند و پس‌زمینه تاریخی و واقعی فیلم، فقط به صورت (و در حد)‌ یک پس‌زمینه باقی می‌ماند. به همین دلیل، نمی‌توان فیلم را یک کار تاریخی ارزیابی کرد. تمام بازی‌های فیلم خوب و قابل قبول است و در این بین آلن ریکمن انگلیسی‌تبار، بهتر و بیشتر از همه می‌درخشد. از آنجا که قصه فیلم در سال 1976 اتفاق می‌افتد، فضاسازی و طراحی صحنه اهمیت زیادی در روند ماجراها پیدا می‌کند. از این نظر، فیلم عیب و نقصی ندارد و تماشاچی را کاملا همراه خود به نیمه دوم دهه 70 میلادی (با آن لباس‌ها و کلاه‌ها)‌ می‌برد. قصه شور و حال خاصی دارد و موفق می‌شود این شور و حال را به تماشاچی هم منتقل کند. نکته جالب «شوک بطری» این است که به کاراکترهای فرعی قصه هم اهمیتی برابر کاراکترهای اصلی داده شده و آنها با وجود کوتاهی نقش‌هایشان، کارکرد مهمی در خط اصلی قصه فیلم دارند.

حضور آنها قصه را به شکلی منطقی به پیش می‌برد و کمک می‌کند تا فضا، حس و حال و کاراکترهای اصلی قصه بهتر معرفی شوند. طبق معمول این گونه فیلم‌ها، لوکیشن و فضای عمومی صحنه (که اینجا جنوب کالیفرنیاست)‌ نقش مهمی در قصه فیلم دارند و به عنوان یکی از شخصیت‌های اصلی ماجرا عمل می‌کند. چشم‌انداز عمومی لوکیشن‌ها، جذاب و چشمنواز است. آدم را درگیر خودش می‌کند. این چشم‌انداز در مواجهه با کاراکترها، رنگ و بوی خاصی ایجاد می‌کند و چالش جالب‌توجهی را برمی‌انگیزد. این طبیعت به همان اندازه که زیباست، می‌تواند خطرآفرین باشد. موقعیت و وضعیت آدم‌های قصه به گونه‌ای است که با نزدیک شدن به پایان ماجرا، انتظار یک رستگاری را داریم. موقعیت‌های داخل فیلم در عین جدی بودن، کمی هم کمدی هستند و باعث می‌شود که به سرنوشت کاراکترهای قصه فکر کنیم و به نوعی دلمان برایشان بسوزد. آیا آنها می‌توانند رستگار شوند؟

کیکاووس زیاری‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها