برملا شدن چکی که هوشنگ به نام زنی ناشناس صادر کرده و حوادث مربوط به آن گسست و شکاف این زوج را برای خانواده داوود که از خارج برگشتهاند، مینمایاند و بدین طریق با علنی شدن طلاق هوشنگ و همسرش، روایت میرود تا گره و بحرانهای بزرگتری را تجربه کند.
صحنه و سکانسهای آغازین سریال، حکایت از موضوعی دارد که اگر بهرهمند از پژوهش و نظرات کارشناسانه میبود، بکر و بهروزتر جلوه میکرد و میتوانست از نظر مضمون هم غنیتر گردد.
روایت موضوع، همچون دیگر سریالهای خانوادگی از همان مثلث درام، عشق و کمدی پیروی میکند. از میان این سه، کمدی نمود بارزتری در «طلاق در وقت اضافه» یافته است. نقشآفرینانی که تیپ یا شخصیتهای داستان را بازی میکنند، همین پندار را تقویت میکنند و موقعیتهای متنوعی که پیش روی آنها قرار میگیرند، القاکننده این حساند.
حضور غیرمترقبه داوود و همسرش در منزل زوجی که طلاق گرفتهاند، رفتارهای پدر و مادرزن داوود (ململی)، تیزرو (صاحبخانه)، دوست هوشنگ و نگهبان مجتمع مسکونی نمایشگر رویکرد جدی و عمیق سریال به سوی کمدی است.
در میان انواع کمدیهایی که میشناسیم، تردیدی نیست که «طلاق در وقت اضافه» از زمره کمدیهایی محسوب میگردد که عبثنما و سرگرمکننده نبوده، در جرگه آثاری قرار میگیرد که تلاش دارد ضمن خنداندن، حاوی مفاهیم و آگاهیهایی در عرصه مسائل خانوادگی باشد.
آمیختگی کمدی و واقعیتهای اجتماعی، روایت را ناگزیر میکند صحنههای خندهآور را به گونهای سامان دهد که منطق و باورپذیری مطلوب را داشته باشد. در این چارچوب، حضور ناگهانی داوود و همسرش در منزل هوشنگ آن هم به هنگام جدایی از زنش، اگرچه از جنبههایی موجب موقعیتی کمدی در سطحی اثرگذار میشود، اما هنگامی که تیزرو برای رهایی هوشنگ از بازداشتگاه به جای سند منزل مسکونی، سند قبر خود و همسرش را به پاسگاه میآورد، کمدی مرتبه نازلی مییابد.
چنین موقعیتهایی که در صحنههایی دیگر گنجانیده شده، به تحقق رویکرد سریال در این زمینه کمکی نکرده، باعث میگردد تا از شان مضامین و مفاهیم آن هم کاسته شود.
غیرجذاب بودن موقعیتهای کمدی را به صورتی اصولی، باید ریشه در عدم بازگویی خلاقه درام دانست. در وضعیتی که سریال، مجال بسیاری برای پرداخت شخصیت و وقایع داستان داشته، میتوانست کندوکاو نقش و چینش رویدادها را، براساس منطق عقلانی و دراماتیکی موثرتری انجام دهد؛ چنین کوشش و جدیتی را در این اثر مشاهده نمیکنیم.
در صحنههای آغازین، نظارهگر حضور خانوادهها و افرادی هستیم که هریک، دارای مشکلات و معضلاتی، بیشتر خانوادگیاند. کمترین تنش، بین داوود و همسرش به چشم میآید، اما با تامل در رفتارهای آنها، از جمله در مواردی که اعمال خود را با برخورد به ظاهر محبتآمیز هوشنگ و همسرش مقایسه میکنند، میتوان دریافت که این دو هم، با چالشهای خانوادگی مواجهند.
علت دقیق اختلاف هوشنگ و همسرش روشن نیست، همچنان که دلیل همسر داوود، بعد از بازگشت به ایران برای نرفتن به منزل والدیناش اقناعکننده به نظر نمیآید یا پس از روشن شدن صدور چک 100 میلیونی از سوی هوشنگ، به یکباره همسرش در این موضع قرار میگیرد که قصد شوهرش از موافقت با طلاق وی ازدواج با زنی دیگر بوده است؛ اقدامی که سریع و بدون نمایاندن پسزمینههای لازم در این باره، صورت میگیرد.
اگر بخواهیم از نگاهی تطبیقی به این مقوله بنگریم، میتوان به سریال ترانه مادری اشاره کرد که هماینک، از شبکه 3 سیما در معرض دید مخاطبان قرار دارد. این اثر با وجود آن که حال و هوای کمدی ندارد، اما از دیدی کلی از نظر ژانر، موضوع و مضمون، مشابه «طلاق در وقت اضافه» است. در این سریال نیز خانواده، درونمایه اصلی بوده، با این تفاوت که در این باره، روی جزئیاتی تاکید گردیده که در مجموع مایه جذابیت و آگاهیبخشی روایت شده است.
محور قرار دادن نحوه برخورد خانواده با جوانانشان و طرح پررنگ آن، ترانهمادری را دارای وضعیتی کرده که با دیگر آثار همجنساش متفاوت مینمایاند. «طلاق در وقت اضافه» واجد چنین رویکرد و نگرشهای جزیی نیست و از همینرو است که از صحنههای کلیدی خود به گونهای کلی و گذرا عبور میکند. چنین کاستیهایی بازتابهای منفی گوناگونی را به همراه داشته که یک موردش کاهش درخشش و جذابیت موقعیتهای کمدی و نقشآفرینان آن برای ایجاد چنین فضاهایی است.
در جامعه امروز، به انبوهی از مشکلات و مسائل در عرصه خانواده برمیخوریم که قابلیت پردازش نمایشی در قالب کمدی را دارند و از این رهگذر میتوانند به گونه موثرتری با مخاطب ارتباط برقرار نمایند.
نکتهای که در این میان نباید فراموش کرد آن است که هر نوع کمدی، محصول موقعیت است. اگر کمدی را این گونه معنا کنیم که شخصیت یا شخصیتها در موقعیتی قرار میگیرند که به وجودآورنده کمدی میشوند، در آن صورت، عمده موقعیتها را به شخصیتهایی باید نسبت داد که نویسنده آنها را خلق کرده است. به گفته صاحبنظران اصطلاح کمدی موقعیت زمانی اعتباری ویژه مییابد که در مورد کمدی به وسعت و عمق بیشتر یا بازیگران برجسته این نوع از نمایش به کار رود.
در «طلاق در وقت اضافه» با وجود آن که تماشاگر هنرنمایی نقشآفرینانی هستیم که در تولید نمایشهای کمدی شهرت دارند، اما نکته مهم را باید در شخصیتهایی دانست که روایت پیش روی ما قرار میدهد.
برای ارزیابی نهایی «طلاق در وقت اضافه» باید تماشای تمامی قسمتهای آن را به انتظار نشست. ادامه این سریال را به این امید خواهیم دید که بتواند بر تجربههای معرفتی و بصریمان پیرامون تولیدات نمایشی با رویکرد کمدی خانگی بیفزاید.
محمدرضا کریمی