هرگز صورت معصومانه آن دختر 3 ساله را از یاد نمیبرم وقتی آرام روی تخت CPR بیمارستان دراز کشیده و به خواب ابدی رفته بود. هرگز چشمان لرزان و متعجب مردی که نمیتوانست یا شاید نمیخواست مرگ دختر کوچکش را باور کند، از یاد نمیبرم. وقتی از اتاق CPR بیرون آمدم، فقط زبانم یارای گفتن یک کلمه را داشت و آن هم «متاسفم» بود.
کد خبر: ۱۹۵۲۸۹
ماجرا به یک نیمهشب سرد زمستانی در بیمارستان حضرت رسول اکرمص و بخش همیشه فعال و در حال تکاپوی اورژانس برمیگردد. مردی گریان که دختری کوچک را در آغوش دارد، وارد اورژانس میشود. تنها یک جمله بر لب لرزان او جاریست: دختربچهام را نجات دهید. بسرعت گروه احیاء وارد عمل میشود و دختربچه روی تخت CPR قرار گرفته و عملیات CPR (احیاء) آغاز میشود. البته دختربچه از همان بدو ورود نه نفس میکشید و نه ضربان قلبی داشت. هیچ فشارخونی هم از او به دست نمیآمد. پدر میگفت چند روزی است که بیحال است و مختصری تب دارد. علاوه بر آن از شب گذشته دچار اسهال هم شده بود که بتدریج شدت یافت؛ اما سهلانگاری کرده و میخواستند خودشان درمانش کنند.
موضوع بسیار روشن بود. یک عفونت گوارشی ساده که به دلیل سهلانگاری والدین آنقدر تشدید یافته بود که دختربچه معصوم به دلیل شدت آب دفع شده از بدن دچار شوک ناشی از دفع آب شده بود و...
ما اولین رسانهای نیستیم که عقیده داریم سطح آموزشهای بهداشت و سلامت باید در جامعه پیشرفت کند؛ اما چرا باز هم علیرغم این همه تلاشی که مجموعه بهداشت و سلامت کشور با همکاری بسیاری ارگانهای دیگر از جمله جراید و صداوسیما دارد، توجه برخی خانوادهها به موضوعات بهداشتی تا به این حد سطحی و گذراست.
با نگاهی گذرا به جراید، بهجرات میتوان گفت هیچ روزنامهای نیست که مدام از مسائل روز پزشکی نگوید، اما چند درصد از شما خوانندگان محترم هر روز آنقدر که به صفحه حوادث این روزنامهها توجه دارید، به صفحه سلامت آنها توجه میکنید؟
آن دختربچه معصوم قربانی سهلانگاری والدین خود شد و اگر پدر یا مادر آن طفل، کمی از اهمیت عفونتهای گوارشی در اطفال و علائم آن باخبر بودند، الان آن دختربچه مثل همه فرزندان ایران نفس میکشید و از نعمت زندگی لذت میبرد.