بعد از سلام

بچه‌های اعماق

سر چهارراه‌ها، توی ترمینال ها،توی اتوبوس یا مترو،فرقی نمی‌کند،همه جا هستند؛ با یک دسته کاغذ که نامش فال حافظ است یا یک بسته آدامس. همه جا هستند و هر کدام‌‌شان هم کاری انجام می‌دهند. تا چند وقت پیش شاید، حضور این‌گونه آدم‌ها فقط محدود به شهر‌های بزرگ بود. حالا، اما همه چیز فرق کرده است، دیگر در همه شهر‌ها می‌توان رد شان را دید.
کد خبر: ۱۹۴۸۲۲
هر کس اسمی برایشان انتخاب کرده است، یک نفر نام‌شان گذاشته است، کودکان کار، یک نفر اسمشان را گذاشته است، تکدی‌گری به شکل و شمایلی متفاوت و... اما انگار این اسم‌ها اصلا مهم نیست، مهم همین بچه‌ها و نوجوانانی هستند که در حاشیه خیابان‌ها زندگی می‌کنند و کارشان در سرما وگرما التماس کردن به مردم است تا شاید یک نفر دلش به رحم بیاید و فال حافظی، چیزی از آنها بخرد.

پای حرف‌های هر کدام از آنها که می‌نشینی کمتر در گفته‌های شان رد پای صداقت را می‌بینی، مگر این که حسابی اعتمادشان را جلب کنی که این هم کار سختی است.

مهم این است که سود این التماس‌ها برای فروختن یک فال یا یک بسته آدامس هیچ وقت به جیب این بچه‌ها نمی‌رود، آنها خودشان هم این را پذیرفته اند و می‌دانند که باید به آدم‌هایی که می‌گذرند، التماس کنند تا بلکه فروش شان بیشتر شود و از کتک خوردن و تنبیهی که منتظرشان است خلاص شوند.

این روز‌ها در گوشه و کنار شهر‌ها از تعداد متکدیانی که به انواع و اقسام شیوه‌ها از مردم پول می‌گرفتند، کاسته شده، اما جای آنها را فال فروش‌ها، آدامس فروش‌ها، گلفروش‌ها، شیشه پاک‌کن‌ها و... گرفته است،توی پارک یا روی پل عابر پیاده از دست شان آرامش نداری،مدام یا باید برای این که از شر شان خلاص شوی چیزی از آن‌ها بخری یا این که سعی کنی بی تفاوت از کنارشان بگذری که در هر دو صورت باز هم از شر عواقب این کار در امان نیستی، اگر از یک نفرشان چیزی بخری، بقیه هم آویزانت می‌شوند تا از آن‌ها هم چسب زخمی،چیزی بخری، اگر هم نخری که تا ساعت‌ها صدای‌شان در گوشت می‌ماند و به هرجا که خیره می‌شوی، نگاه‌شان را می‌بینی که از تو می‌خواهند چیزی از آنها بخری.

هر چند خبر‌هایی که می‌خوانی، از توجه مدیران به این مساله و جمع‌آوری این آدم‌ها از سطح شهر‌ها حکایت دارند،اما در عالم واقعیت سال هاست که این اتفاق نمی‌افتد و کودکان و نوجوانان بسیاری همچنان اجیر می‌شوند تا با التماس از مردم بخواهند که چیزی از آن‌ها بخرند، درست مثل گداهایی که از مردم می‌خواهند تاکمکی به آن‌ها بکنند.

آنها گاهی صحنه‌های عجیب و غریب‌تری هم جلو چشم مردم پدید می‌آورند، یا با هم درگیر می‌شوند یا این که از دست عابران یا صاحب کار‌های‌شان جلو چشم رهگذران کتک می‌خورند.

این تصاویر اگرچه جزئی از زندگی در شهر‌ها شده، اما اصلا زیبنده حاشیه خیایابان‌ها و....نیست،انگار باید برای این قضیه فکری کرد،فکری که عملی باشد و به دور از شعار زدگی فقط و فقط به پیدا کردن راهکاری برای این مشکل بینجامد. مشکلی که حالا بد جوری در شهر‌های مختلف ایران به چشم می‌آید و اگر درمانی برای آن پیدا نشود، معضلات بیشتری را هم رقم خواهد زد.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها