تالابها یکی از اکوسیستمهای غنی از تنوع زیستی هستند و در عین حال که میتوانند منافع و مزایای بسیاری را در حوزه محیط زیست به همراه داشته باشند، با محدودیتهایی نیز مواجه هستند که سبب شده است موضوع نابودی تالابهای ایران بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد.
به گفته مهندس باقرزاده کریمی، کارشناس مسوول تالابها در سازمان حفاظت محیطزیست در کشور ما تنوع تالابها بسیار زیاد است که تنوع اقلیمی، تنوع توپوگرافی (پستی و بلندیها) و دسترسی به آبهای آزاد نقش مهمی در ایجاد این تنوع داشته باشد. از 42 نوع تالاب شناسایی شده توسط کنوانسیون رامسر، به جز تالاب تندرا، 41نوع تالاب در ایران به ثبت رسیده که بعید به نظر میرسد بتوان این ویژگی را در کشور دیگری جستجو کرد. به طور کلی تالابهای ایران را میتوان در 3 گروه اصلی ساحلی دریایی، کوهستانی و بیابانی و نیمهبیابانی دستهبندی کرد. تالابهای ساحلی دریایی عمدتا در سواحل خلیج فارس و دریای عمان و دریای خزر یافت میشوند. بارزترین این نوع تالابها، جنگلهای دریایی مانگرو (حرا) هستند که در همه نقاط دنیا از مناطق حفاظت شده هستند. اگر چه این جنگلها در بخش وسیعی از خلیج گواتر تا نایبند در بوشهر امتداد یافتهاند، اما در ایران 9لکه از جنگلهای مانگرو در حاشیه خلیج فارس و دریای عمان وجود دارد که بارزترین آن جنگلهای مانگرو در جزیره قشم است. در عرصه شمالی نیز از میان این تالابها میتوان به خلیج میانکاله، تالاب گمینشان، مصب سفیدرود و تالاب انزلی اشاره کرد.
تالابهای کوهستانی نیز در مناطق مرتفع یافت میشود که از تالابهای به ثبت رسیده در کنوانسیون رامسر دریاچههای نیور در اردبیل، گهر در اشترانکوه لرستان، چغاخور و گندمان در چهارمحال بختیاری، زریوار در کردستان و هشیلان در کرمانشاه از تالابهای کوهستانی هستند. تالابهای بیابانی و نیمهبیابانی از نظر وسعت و ارزش از مهمترین تالابهای کشور هستند. تالاب بختگان در فارس،هامون در سیستان، گاوخونی در اصفهان و جازموریان در کرمان از تالابهای بیابانی و نیمهبیابانی کشور هستند. در حال حاضر 33تالاب تحت 22 عنوان به کنوانسیون رامسر معرفی شده که دارای ارزش جهانی است.
در کل دنیا در حال حاضر در 158کشور، 1757تالاب در کنوانسیون رامسر ثبت شده که وسعت این تالابها حدود 161 میلیون هکتار برآورد شده است. بررسیهای آماری انجام شده، حاکی از آن است که به طور متوسط در هر کشور 11 تالاب وجود خواهد داشت. با توجه به اینکه در ایران 22تالاب ثبت شده است، میتوان گفت تعداد تالابها در ایران حتی از متوسط جهانی نیز بالاتر است. متوسط جهانی مساحت تالابها نیز 1 میلیون هکتار در هر کشور است که در ایران حدود 50درصد بالاتر از متوسط جهانی و 5/1 میلیون هکتار است. با توجه به بررسیهای آماری میتوان گفت که ایران از نظر وضعیت تالابی در مقایسه با دیگر کشورها در شرایط مناسبی قرار داشته و اهمیت آن شناخته شده است که با توجه به استرسهای محیطی باید تدابیری در خصوص حفاظت از تالابها اتخاذ شود.
تشدید بحرانهای محیطی
به گفته باقرزاده کریمی، تالابها معمولا در گودترین منطقه حوزه واقع شدهاند و به همین علت هر اتفاقی که در بالادست تالابها اتفاق میافتد اثر خود را در سطح تالاب نشان خواهد داد. این در حالی است که سمپاشی، جنگلزدایی، آلودگی رودخانه، فاضلاب و ویلاسازی معمولا از نظر زیستمحیطی جنگلهایی را که در مناطق بالادست واقع شدهاند تحت تاثیر قرار نخواهد داد. به گفته یکی از دانشمندان اروپایی، تالابها آینه تمامنمای عملکرد ما در حوزه هستند. یعنی این که بررسی وضعیت تالابها یکی از بهترین شاخصها برای بررسی عملکرد مدیریتی در حوزههای تحت نظارت است.
با توجه به افزایش فشارها و استرسهای محیطی متنوعی مانند محدود شدن منابع آب بالادست توسط طرحهای مدیریت منابع آب و بویژه سدسازی، بهرهبرداری بیرویه و غیرقانونی از منابع آب سطحی و زیرزمینی تالابها، آلودگی تالابها توسط فاضلابهای صنعتی، کشاورزی و خانگی و همچنین اجرای طرحهای توسعه در داخل حریم تالابها که از میان آنها میتوان به اجرای طرح کنار گذر انزلی، جاده بهشهر به میانکاله، میانگذر دریاچه ارومیه، کشت و صنعت جنوب اهواز، صنایع عسلویه و پرورش میگوی گمیشان اشاره کرد.
بنابراین لزوم اجرای طرحهای بینالمللی برای حفاظت از تالابها بیش از پیش آشکار شده است. علاوه بر این تغییر کاربری اراضی تالابها از تالاب به اراضی کشاورزی نیز از مهمترین استرسهای محیطی است.
تالابها به طور طبیعی تا حدی فشارهای محیطی وارد شده را تحمل میکنند. برای مثال در شرایطی که ورود فاضلابها به تالابها سبب آلودگی حوزه تالاب میشود، نوعی فعالیت خود تنظیمی در سطح تالاب شکل میگیرد که سبب تثبیت شرایط تالاب توسط گیاهان و خاک منطقه می شود. این در حالی است که این زیستگاهها در برابر شرایطی مانند خشکسالی توان مقابله نخواهند داشت.
در حال حاضر نیز علیرغم دیگر استرسهای محیطی موجود، وضعیت خشکسالی ضربه نهایی را به این مناطق وارد کرده است که پیامدهای ناشی از آن را به وضوح در سطح دریاچه ارومیه میتوان مشاهده کرد.
اگرچه از 8 سال پیش این دریاچه با وضعیتی بحرانی مواجه بوده و در برنامه چهارم توسعه ردپاهای خوبی برای حفاظت از آن در مراحل قانونی به جا مانده است، اما در وضعیت کنونی تشدید استرسهای محیطی واز دست رفتن توان خوداحیایی در دریاچه ارومیه، بختگان، گاوخونی و هامون به طور بارز قابل مشاهده است که شرایط مناسب و بحرانی را در سطح این تالابها به وجود آورده است.
مدیریت زیست بومی
به گفته دکتر علی نظریدوست، مدیر ملی طرح بینالمللی حفاظت از تالابهای ایران، این طرح، طرحی بینالمللی است که سازمان حفاظت محیطزیست به عنوان هماهنگکننده ملی آن را با حمایت برنامه عمران ملل متحد و تسهیلات محیط زیست جهانی اجرا میکند. ایده اصلی این طرح تغییر نگرش در زمینه مدیریت زیست بومهای تالابی با هدف بسط و گسترش مدیریت جامع زیست بومی در اکوسیستمهای تالابی است. اجرای این طرح با پشت سر گذاشتن فاز طراحی در 26 ژانویه سال 2005 رسما آغاز شده است. مدت اجرای این طرح 7سال بوده است که با اعتباری بالغ بر 13میلیوندلار در دو حوضه نمونه دریاچه ارومیه (استانهای آذربایجان شرقی و غربی) و دریاچه پریشان (استان فارس) اجرا خواهد شد. هدف نهایی از اجرای این طرح نیز ارائه الگوی مدیریت پایدار زیست بومهای تالابی در ایران و همچنین ارتقای سطح شاخصهای زیست محیطی در تالابهای نمونه و دیگر مناطق تکرار طرح خواهد بود.
در سه سال گذشته مطالعات اولیه انجام شده و آموزش و ظرفیتسازی لازم نیز به مرحله اجرا درآمده است که با توجه به نتایج به دست آمده برنامه مدیریتی مناسبی برای اجرای این طرح نوشته شده که در حال تصویب است. اگرچه شرایط خشکسالی که سبب نابودی تالابها میشود در درجه اول روندی کاملا طبیعی است که در گذشته نیز وجود داشته و در طی سالیان طولانی تکرار شده است اما نباید فراموش کرد که فعالیتهای انسانی نیز در تشدید وضعیت موجود بیتاثیر نخواهد بود. برای دستیابی به اهداف در نظر گرفته شده در این طرح مدیریت مشارکتی تالاب در سطح حوضه آبخیز مد نظر قرار میگیرد که کلیه فعالیتهای انجامشده در بالادست تالاب را در تهیه طرح مدیریتی موردتوجه قرار میدهد.
یکی از مهمترین فعالیتهای انجامشده توسط سازمان حفاظت محیط زیست در ماه گذشته توافقنامه حفاظت و مدیریت پایدار دریاچه ارومیه بوده است که براساس درخواست اعضای کمیته راهبری، بسته حاوی صورت جلسه کمیته راهبری طرح، توافقنامه حفاظت و مدیریت پایدار دریاچه و شرح خدمات آن به کلیه سازمانها و دستگاههای اجرایی مرتبط ارسال شده است. همچنین در ماه گذشته برنامهریزیهای لازم برای سفر معاون نماینده مقیم سازمان ملل متحد در ایران، مدیر گروه انرژی و محیطزیست و دو تن از کارشناسان این سازمان به حوضه آبریز دریاچه ارومیه نیز انجام شد. این سفر در تاریخ 18 تیرماه انجام شد. نمایندگان سازمان ملل متحد و مدیر ملی طرح بینالمللی حفاظت از تالابها طی این سفر با مقامات بلندپایه دو استان آذربایجان شرقی و غربی و نمایندگانNGO ها ملاقات کردند. همچنین در این سفر مناطق اطراف دریاچه ارومیه و تالابهای اقماری جنوب دریاچه مورد بازدید قرار گرفت.
باتوجه به بررسیهای انجام شده در سطح منطقه و همچنین در نظر گرفتن پیامدهای نامطلوب ناشی از خشکسالی، محور جدیدی به برنامه مدیریتی در نظر گرفته شده برای حفاظت از تالابها افزوده و بودجه اضطراری از سوی دفتر سازمان ملل متحد به این طرح اختصاص داده شد. نظریدوست در پایان خاطرنشان ساخت در سازمان حفظ محیطزیست از نظر فنی موافقتهای لازم برای اجرای طرح انجام شده و امید است باتوجه به محور جدید اضافه شده در طرح برنامه مناسبی برای مدیریت بحران خشکسالی به اجرا گذاشته شود.
معیارهای شناسایی تالابها
تعریف پذیرفته شده توسط کنوانسیون رامسر در مورد تالابها بسیار جامع بوده و در سراسر جهان مورد پذیرش قرار گرفته است. اگر چه این تعریف به تنهایی برای شناسایی و تعیین دقیق محدوده مناطق تالابی کافی نخواهد بود. به همین دلیل روش فهرست برداری Medwet، تالابها را براساس وجود مشخصات اساسی مانند هیدرولوژی خاک و پوشش گیاهی شناسایی کرده و محدوده آنها را تعیین میکند. این معیارها ممکن است برای تعیین دقیق محدوده تالابها به عنوان مکملی برای سیستم ردهبندی زیستگاهها مورد نیاز باشند. هرگاه دادههای هیدرولوژی کافی در دسترس میباشند این ملاک مورد استفاده قرار میگیرد که شرایط غرق آبی و اشباع خاک در محدوده زمانی معینی را مورد بررسی قرار میدهد.
پوشش گیاهی نیز شدیدا تحت تاثیر شرایط محیطی یک منطقه بوده و توسط این شرایط تعیین میشود. غالب بودن گونههای گیاهی که به عنوان شاخص وضعیت تالابی شناخته شدهاند در شناسایی یک منطقه به عنوان تالاب نقش مهمی داشته و بنابراین میتواند معیار مهمی برای شناسایی تالابها و مرزهای آنها در محدوده خشکی باشد.
فرانک فراهانی جم
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)