حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
خودتان را معرفی کنید. کار هنری را چطور شروع کردید، از چه سالی و با چه کسانی؟
پروانه حاجیمراد هستم. فارغالتحصیل رشته بازیگری از دانشگاه آزاد اسلامی تهران در سال 1376 . نمایش عروسکی را از سال 1372 در مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شروع کردم. از آن زمان تا کنون همزمان با اجرای نماش عروسکی کار، عروسکگردانی و گویندگی عروسک را نیز در مجموعههای تلویزیونی انجام دادهام از جمله گویندگی عروسک امین در مجموعه امین و مینا به تهیهکنندگی سیدافضل میرلوحی و گویندگی عروسک شاداب در شهرک اعداد به تهیهکنندگی علی سمنانی و ... در حال حاضر نیز مشغول گویندگی و عروسکگردانی در برنامه گوگوجی و گویندگی عروسک زاغالو در برنامه خونه خاله کدوم وره به تهیهکنندگی سرکار خانم ژاله موقر میباشم.
دوران کودکی و نوجوانی شما چگونه گذشت؟
از دوران کودکی چیز خاصی به یاد ندارم البته دروغ چرا جز اینکه کمی لجبازی و یکدندگی داشتم که بعضی میگویند هنوز اثراتش هست اما شروع دوران نوجوانیم با شیطنتها و بازیهایی همراه بود که بیشتر پسرانه بود تا دخترانه مثل دوچرخهسواریهای خطرناک و شوت یه ضرب و...
در دوران نوجوانی فکر میکردید روزی وارد فعالیتهای هنری شوید؟
نه چنین فکری نمیکردم ولی یه جمله بامزه که همیشه مامانم بهم میگفت این بود: «تو نمیخوای بزرگ بشی؟» البته الان هم این جملهها را میگوید. شاید همین روحیه کودکانه بودن من، را به سمت کارهای کودک کشاند.
دوران کودکی را در یک جمله توصیف کنید؟
دوران خالی از هرگونه مسوولیت و پر از کنجکاوی، فضولی و...
شیرینترین خاطره شما هنگام برنامههای زنده.
از پخش زنده خاطرهای ندارم. ولی سر ضبط یکی از برنامههای گوگوجی یک خروس بود که گوگوجی میخواست از او پرواز کردن را یاد بگیرد. خروس ساکت و آرام یهو وسط ضبط از جاش بلند شد و شروع به بالبال زدن کرد. منم ترسیدم و طبیعی است که این ترس چند برابرش به جون گوگوجی بیفته که گوینده و عروسکگردانش من بودم... ضبط قطع گردید و خنده همکاران به ترس من شروع شد.
بزرگترین آرزویتان در این رشته چیست؟
آرزو دارم همیشه پر کار باشم و در این پرکاریها تجربههای مفید زیادی به دست آورم و نقشهایی که اجرا میکنم برای بچهها دوست داشتنی باشد.
حرفی که دوست دارید با کودکان و نوجوانان در میان بگذارید.
تا میتوانند از کودکی و نوجوانیشان استفاده کنند که در آینده دچار افسوس نشوند و نگویند ای کاش... .
حرف آخر.
فکرهای بچهها را خیلی دوست دارم و دوست دارم به فکر آنها نزدیک شوم که بتوانم نقشم را باورپذیرتر ارائه بدهم.
محمدحسین قاسمی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....