نگاهی به فیلم دیوار ساخته محمد‌علی طالبی

عبور از دیوار یاس

اگر چه محمد‌علی طالبی فیلم «دیوار» را به حال و هوای آثارش در دهه شصت نسبت نمی‌دهد و به این قیاس نقد دارد، اما نمی‌توان رگه‌هایی از این بازگشت و اثرپذیری را انکار کرد و قطعا تماشای این اثر دست‌کم به‌لحاظ درونمایه‌های مضمونی، قصه خط پایان را در ذهن تداعی می‌کند.
کد خبر: ۱۹۴۱۲۲

تلاش و مبارزه و پیروزی اراده برمشکلات و دشواری‌های زندگی به عنوان زیر ساختار معنایی هر دو فیلم قابل اثبات است. اگر چه آن فیلم را می‌توان در ژانر سینمایی ورزشی قرار داد و دیوار اگرچه از موتورسواری بهره ‌می‌گیرد، شامل این عنوان نمی‌شود.

در کنار این مقایسه، قهرمان دیوار تا حدودی فیلم «دختری به نام تندر» را نیز به‌یاد می‌آورد اما جدای از این مقایسه‌ها، دیوار فیلمی خوش ساخت و ملودرامی قابل قبول و شسته و رفته است که داستان خود را بخوبی تعریف می‌کند. دارای کشش قصه پردازانه و سینمایی است و عناصر دراماتیک آن به گونه‌ای چیده شده که نه‌تنها تحمل تماشای اثر را آسان می‌کند بلکه مخاطب از دیدن و درگیرشدن با خط روائی داستان لذت می‌برد. ریتم قصه به‌گونه‌ای پیش می‌رود که هر‌‌چه‌‌‌‌جلوتر می‌رویم هم تعلیق‌های داستان عمق می‌یابد، هم ضرباهنگ قصه شتاب می‌گیرد و هم توانایی‌های بازیگری آشکارتر می‌شود.

قطعا یکی از مهم‌ترین عناصر داستانی آن به موتورسواری ستاره برمی‌گردد که در عین این‌که دختر بودن یک موتورسوار آن‌هم روی استوانه چوبی برای مخاطب جذابیت ایجاد می‌کند توانایی گلشیفته فراهانی را در مهارت و شوق بازیگری نشان می‌دهد. بویژه این‌که وی در برخی سکانس‌های موتور سواری در قسمت‌های پایین دیوار مرگ را خودش انجام داده و اصلا موتورسواری را در همین مدت تولید فیلم آموخته است. شاید قهرمان دختر بودن در دیوار و جذابیت‌های روان‌شناختی که این موضوع می‌تواند برای مخاطب ایرانی داشته باشد موجب می‌شد تا هر بازیگر دیگری که به جای گلشیفته این نقش را بازی می‌کرد، اثر‌گذار می‌شد؛ اما بی‌شک توانایی و قدرت بازیگری فراهانی به این موقعیت خاص زنانه،‌ جلوه‌ای دیگر بخشید و نقش را زنده کرد. گرچه باید قبول کرد بازی گلشیفته فراهانی در دیوار در برخی سکانس‌ها، کمی اغراق شده از آب درآمده است؛ مثل آن بالا و پایین رفتن‌های کودکانه و یا لحن پسرانه او در برخی از صحنه‌ها!

حالت‌های پسرانه و حرکات و رفتارهای مردانه ستاره اگر چه تا حدودی تحت تاثیر فضای کاری و طبقه اجتماعی اوست اما مبین این حقیقت است که دختران برای حضور در عرصه اجتماعی و گریز از تقدیر سنتی خویش باز هم در رفتاری مردانه استحاله می‌شوند و تحت هژمونی تاریخ مذکر، ناخودآگاه، منشی مردانه از خود بروز می‌دهند.
البته روحیه تلاشگر، فعال و شجاعانه ستاره نسبت به برادرش و به اصطلاح شیرزن بودن وی تا حدودی به خانواده‌اش و موقعیت تهدیدآمیز معیشت‌شان بر می‌گشت. اساسا دیوار در ستایش و حمایت از جنس مونث است که در عین این که از موانع و چالش‌های اجتماعی موجود بر سر راه آنان سخن می‌گوید،‌اراده، مبارزه و خواستن برای توانستن را در قالب چهره یک دختر نوجوان ترسیم می‌کند تا امید را به‌عنوان شاه‌کلید پیام خویش به مخاطبان القاء کند. عنصری که در آثار محمدعلی طالبی بسیار مشهود و قابل ردیابی است همین امید به زندگی است که در دیوار به خوبی تبلور می‌یابد. اما امید در دیوار معنی مضاعفی دارد چرا که در برابر دو چیز مطرح می‌شود؛ یکی فقر و نداری و دیگری زن بودن. ستاره در مقام یک دختر فقیر رنج مضاعفی را تحمل می‌کند و طالبی سعی کرده است در کنار مشکلاتی که آنان از موقعیت طبقاتی خویش تحمل می‌کند، موانع فرهنگی زیست اجتماعی یک دختر را نیز به تصویر بکشد. موتور نمادی از ابزار حرکت و زندگی و پیش رفتن است، اما وقتی دختری مثل ستاره قرار است روی آن بنشیند و حرکت کند،  موانع و سنگ‌اندازی، ‌یکی پس از دیگری از راه می‌رسد. از استاد محمود گرفته که باورش ندارد تا خانواده‌اش که به خاطر برخی سنت‌ها و هنجارها در مقابلش می‌ایستند تا جامعه و قوانین آن که محل کسبش را پلمب می‌کند و مانع از موتورسواری او در خیابان می‌شود! مصائب زن‌‌بودن بویژه زمانی که قرار است وی نان‌آور خانه باشد و روی پای خود بایستد در لایه‌های درونی‌تر دیوار قابل درک است و کارگردان بدون شعارزدگی و ژست‌های فمینیستی به درستی به طرح این موضوع در دل داستان می‌پردازد.

برای همین است که وقتی ستاره روی دیوار مرگ می‌چرخد احساس می‌کند دنیا در دستان اوست. این پیروزی یک دختر برای فتح بلندی یک دیوار چوبی نیست این پیروزی تاریخ مونث بر سلطه مذکر است. گویا این استوانه چوبی نمادی از جهان است که ستاره به دور آن می‌چرخد و برفراز از آن جلوه‌گری می‌کند و می‌درخشد. او در تجربه زندگی آموخته است که باید همچون لاک‌پشت اگر چه کند راه می‌رود دیوار را دور زد نه این که در برابرش ایستاد و به او شاخ زد. همان لاک‌پشتی که در پایان فیلم، نماد عقلانیت و اعتدال در پیمودن راه زندگی است که آهسته و پیوسته به جلو می‌رود.

محمدعلی طالبی اگرچه فیلمی ملودرام ساخته است، اما سعی کرده برخلاف گذشته به احساساتی‌گری و سانتی‌مانتالیسم گرفتار نشود و ریتم منطقی اثر را روی موج احساسات نشکند و به هم نریزد. چه‌بسا مخاطبانی که بارها منتظر سقوط موتور و آسیب دیدن ستاره بودند، اما خوشبختانه این اتفاق نیفتاد و فیلم از مسیر اصلی و منطقی خود خارج نشد. اگرچه برخی از تحولات داستانی در فیلم اغراق شده به نظر می‌رسد؛ مثل تغییر ناگهانی طبقه اجتماعی و بهبود وضعیت اقتصادی خانواده ستاره که می‌توانست کمی تعدیل شده‌تر باشد و یا دست‌کم تدریجی و پلکانی اتفاق بیفتد.

«دیوار» فیلمی بسیار ساده و سرراست است و مخاطب را اذیت نمی‌کند و قطعا این امتیاز مهمی برای آن است.
سال‌هاست که قصه‌گویی و داستان‌پردازی و یک روایت معمولی و کلاسیک در سینمای ما کمرنگ‌ شده است و بلای خاص بودگی و پیچیدگی روایت هم مخاطب را خسته کرده و هم به سویه سرگرمی‌ساز سینما آسیب رسانده است. لذا همین سادگی و روایت جذاب داستانی دیوار، ارزشمند است و دست‌کم مخاطب را راضی از سینما برمی‌گرداند. در عین این وجوه داستانگو و سرگرم‌کننده بودن، دیوار یک فیلم اجتماعی‌  اخلاقی هم است که بسیاری از عناصر و مفاهیم اخلاق انسانی را در متن قصه خود برجسته می‌سازد، بدون این که به فرمالیسم شعارزده گرفتار شود و البته یک جورهایی هم آدم را به یاد بای‌سیکل‌ران مخملباف می‌اندازد. تلاش برای بودن و جدال یاس و امید در کارزار زندگی! در این جدال، ستاره بودن یعنی زیستن و چرخیدن روی دیوار مرگ و دور زدن از موانع بزرگ زندگی.

سید‌‌رضا صائمی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها