اعتماد
روزنامه اعتماد یادداشتی دارد به مناسبت روز خبرنگار به قلم بهروز بهزادی و با عنوان «نیاز روزنامه نگاری کشور به پژوهش و آموزش»
در ابتدای این یادداشت میخوانید؛ جنگ داخلی افغانستان به شدت ادامه داشت. طالبان که از جنوب و به کمک سازمان اطلاعات پاکستان توانسته بودند، در افغانستان به پیشروی نائل آیند سر راه خود بی مهابا افراد را می کشتند. خبرنگار صدا و سیما شهید صارمی در مزارشریف، از جمله خبرنگارانی بود که تازه ترین گزارش ها را از جنگ داخلی به تهران مخابره می کرد.
در ادامه یادداشت آمده است؛وقتی مزارشریف در محاصره طالبان قرار گرفت او هیچ گاه تصور نمی کرد این گروه به جان او و دیپلمات ها سوءقصد کنند. به خاطر قطع برق و مشکلات ارتباطی به کنسولگری ایران در مزارشریف رفت که ناگهان کنسولگری با یورش وحشیانه گروهی از طالبان رو به رو شد و او به همراه هشت نفر از اعضای کنسولگری به شهادت رسید.
این اتفاق دهشتناک را تاریخ به روز هفدهم مردادماه 1377 ثبت کرده است که بعداً شورای فرهنگ عمومی آن را روز خبرنگار نامگذاری کرد. امروز که یک دهه از شهادت صارمی می گذرد، در افغانستان طالبان قدرت را واگذار کرده اند و از آنان تنها شرح جنایت شان برجای مانده است.
نویسنده معتقد است؛طالبان اما هنوز می خواهند ثابت کنند که دشمن شماره یک خبرنگارانند، چرا که نیروهای باقیمانده آنها، طی چند سال گذشته چند خبرنگار آژانس های مختلف جهانی را ربوده اند و چند خبرنگار افغانی را به طرز فجیعی کشته اند. ضایعه کشته شدن خبرنگاران در جهان و طی جنگ های مختلف اما همیشه ادامه داشته است و مرگ آنان در راه وظیفه اطلاع رسانی گرچه قابل تحمل است ولی بسیاری از آنان وقتی ربوده می شوند و به دست جریانات سیاسی به قتل می رسند برای وجدان جوامع قابل پذیرش نیست و سازمان های بین المللی باید با قوانین سخت از روزنامه نگاران و خبرنگاران رسانه های مختلف حمایت کنند. روز خبرنگار را اما در ایران می توان از دو زاویه دید؛ یکی به عنوان روزی با جشن های کوچک در تحریریه های کوچک و دیگری را به عنوان روزی برای بررسی مشکلات روزنامه نگاران. و از آنجا که این گروه مشکلات فراوانی دارند شایسته است مسوولان امر با توجه به حرفه سخت آنان مزایای درخوری برایشان قائل شوند. در بسیاری از کشورهای دنیا، خبرنگاران و روزنامه نگاران از معافیت های مختلف برای سفر و امور مربوط به حرفه خود برخوردارند، شرکت های مسافربری اولویت هایی برای خبرنگاران قائلند و خبرنگار برای اجرای وظایف خبری با تسهیلات بسیاری روبه رو است.
در ادامه یادداشت می خوانید؛در کشورهای توسعه یافته دنیا، خبرنگاران که از گروه های الیت جامعه به شمار می روند از بهترین دستمزدها و تسهیلات زندگی برخوردارند به گونه یی که آنان را با پزشکان، وکلای دادگستری و گروه های با درآمد بالا مقایسه می کنند، اما در کشور ما ایران به سبب مشکلاتی که برای مطبوعات وجود دارد، درآمد روزنامه نگاران جزء پایین ترین درآمدها محاسبه می شود که برای آن باید چاره یی اندیشید.
در بخش پایانی یادداشت آمده است؛این چاره جویی جز با توجه جدی به فعالیت مطبوعات که آنان به سهم خود باید درآمد روزنامه نگاران را تامین کنند میسر نخواهد شد. چرا که در وضع فعلی، روزنامه ها و مجلات جزء کم درآمدترین بنگاه ها محسوب می شوند و از آنجا که درآمد مدیران مطبوعات اندک است، کادرهای تحریریه نیز ناچارند با درآمد اندک بسازند، در صورتی که فعالیتی مشابه روزنامه نگاران دیگر کشورهای دنیا دارند.
کیهان
یادداشت روز کیهان ر ا سعدالله زارعی با عنوان «قلب واقعیت در ترکیه» نوشته است؛ در ابتدای آن میخوانید؛رای دادگاه قانون اساسی ترکیه در پایان هفته گذشته (10 مرداد) به عدم انحلال حزب عدالت و توسعه بدون کمترین تردید تحت تأثیر نفوذ عمیق اسلام گرایی در این کشور صادر گردید. این قلم دو هفته قبل از صدور رای دادگاه فوق در یادداشتی که تحت عنوان «مشق توپ در ترکیه» در همین ستون درج شد، پیش بینی کرده بود که فشار لائیک ها و نهادهای مرتبط با آن ها- از جمله دادگاه قانون اساسی- علیه حزب عدالت و توسعه برخلاف ظاهر آن با هدف انحلال این حزب صورت نمی گیرد بلکه هدف این است که روند اسلامیزه شدن دستگاه سیاسی ترکیه کند شود و اسلام گراها وادار به تحمل لائیک ها و پذیرش بقایای سیستم لائیک ترکیه گردند.
در ادامه یادداشت کیهان آمده است؛اما با وجود این وضوح وقتی عناصر دادگاه قانون اساسی با تفاوت یک رای، انحلال حزب عدالت و توسعه را رد کردند، جریان سکولاریسم در غرب، ترکیه و حتی ایران تبلیغ کردند که: «دمکراسی پیروز شد». اروپایی ها به خصوص روی پیروزی دمکراسی مانور کردند و نوشتند که اردوغان و حزب و دولت او مدیون دمکراسی اند و از این رو باید به لوازم دمکراسی که پذیرش طرف مقابل و پذیرفتن روند حقوقی موجود ترکیه است، پایبند باشند. این در حالی است که در گذشته، سیستم لائیک ترکیه علیه احزاب سیاسی وارد عمل می شد و بدون کمترین اعتنایی به آراء انتخاباتی احزاب، آنان را منحل می کرد و در این بین از «دمکراسی» هم کاری ساخته نبود. حزب عدالت و توسعه و دولت آقای رجب طیب اردوغان و اکثریت پارلمانی این حزب و بطور کلی «دمکراسی فعلی» که آنقدر عمق دارد که بقول غربی ها نمی توان در مقابل آن ایستاد، محصول اسلام گرایی است نه اینکه حزب اسلام گرا محصول دمکراسی باشد.
نویسنده یادداشت معتقد است؛جریان سکولاریسم اروپایی برای انحراف اذهان، پای «دموکراسی» را به میان می کشد و در همان حال از دمکراسی به «تسامح» یعنی کوتاه آمدن تعبیر می کند تا در نهایت بگوید منطق سکولار به پیروزی رسیده است. برای ردیابی این خط انحرافی تامل در موارد زیر اهمیت دارد:
1- دیوید میلیباند وزیر خارجه انگلیس بلافاصله پس از اعلام رای دادگاه قانون اساسی ترکیه اعلام کرد: «مخالفت دادگاه قانون اساسی ترکیه با انحلال و ممنوعیت فعالیت حزب عدالت و توسعه نشان می دهد که ترکیه در مسیری دمکراتیک و اروپایی تر به پیش می رود.»
2- آنجلا مرکل صدراعظم آلمان بلافاصله پس از صدور رای دادگاه ترکیه، در تماسی با اردوغان اعلام کرد: «از آنجا که ترکیه متحد مهم پیمان ناتو و شریک مهم اتحادیه اروپاست، از رای دادگاه مبنی بر بقای حزب عدالت و توسعه خشنود است.»
3- روزنامه نیویورک تایمز که زبان دستگاه سیاسی آمریکاست، همان روز در تحلیل خود نوشت: «انتظار می رود حزب عدالت و توسعه ترکیه از این پس در تلاش های خود برای توسعه آزادی های دینی محتاطانه تر عمل کند و تلاشهای خود را برای تفاهم با مخالفان لائیک افزایش دهد.» این روزنامه رد درخواست دادستان کل ترکیه از سوی دادگاه قانون اساسی این کشور مبنی بر منع فعالیت 71 نفر از بلند پایگان حزب حاکم در ترکیه را «به منزله به کمال رسیدن دمکراسی» در این کشور معرفی کرد.
4- روزنامه تایمز انگلیس یک روز پس از صدور رای دادگاه مذکور نوشت: «این رای به نیروهای معتدل اسلامی- نامی که اروپایی ها مایلند بر روی اسلام گرایی در ترکیه بگذارند- نشان می دهد که آنان در چارچوب حقوق غیردینی نیز می توانند اهداف دینی خود را دنبال کنند. برای جهان اسلام این پیامی مهم و مثبت است.»
5- روزنامه آلمانی «تاکس اشپیگل» در تحلیلی نوشت: «لائیک ها باید از طریق سیاسی با حزب حاکم درگیر شوند و استفاده واقعی از دادگاه را دنبال نکنند .» این روزنامه نتیجه کار دادگاه قانون اساسی را کوتاه آمدن حزب اردوغان دانست و نوشت: «اردوغان در آینده باید با «نظارت دائمی» دستگاه قضایی به نحوی کنار آید، رای دادگاه- در روز دهم مرداد- به عنوان تبرئه حزب عدالت و توسعه نیست بلکه عدم ممنوعیتی مشروط است.»
6- روزنامه «تاکس انتسایگر» سوئیس نیز با اشاره به رای دادگاه با صراحت بیشتری نوشت: «بجاست که حزب عدالت و توسعه، آن را به عنوان «هشداری جدی» تلقی کند، پیام این هشدار روشن است، حزب عدالت و توسعه باید با سیستم قدیمی کنار آید. اگر این حزب در این مورد با سیستم قدیمی (لائیسم) به توافق برسد این به معنای پایان استفاده از دمکراسی برای ایجاد تغییرات در ترکیه و به منزله پایان تاریخ موفقیت آمیز این حزب خواهد بود.»
7- وزیر امور خارجه یونان- باکویانیس- با تبریک از اردوغان خواست «به روند دمکراسی تکیه کند و اولویت آن را پیوستن به اتحادیه اروپا قرار دهد.»
8- روزنامه «رادیکال» وابسته به لائیک های ترکیه، پس از رای دادگاه قانون اساسی نوشت: «پیام دادگاه به حزب و دولت اردوغان این بود که سکولارها ریشه ای عمیق و پایگاه اجتماعی محکمی شامل طبقه متوسط و بالای جامعه دارند که اسلام را تهدیدی برای خود به شمار می آورند.» این روزنامه از قول «نورای میرت» یک شخصیت لائیک نیز نوشت: «راه حل در تقسیم قدرت است، اگر دولت با تقسیم قدرت مخالفت کند، بحران هیچگاه به پایان نخواهد رسید.» رادیکال به نقل از یک چهره لائیک دیگر- محمد التان- نوشت: «ما در مرحله تغییر هستیم نه در مرحله گرایش به اسلام.»
در بخش دیگر یادداشت میخوانید؛تنها مرور این موارد برای اثبات این نظریه کافی است که سناریوی دادگاه قانون اساسی که توسط لائیک های ترکیه نوشته شد و با حمایت وسیع محافل رسمی و غیررسمی اروپا و آمریکا به اجرا درآمد و در ابعادی وسیع تبلیغاتی گردید و حتی بخشی از رسانه های ایران را نیز تحت تاثیر قرار داد نه برای حذف اسلام گرها از اریکه قدرت بلکه برای متوقف کردن روند اسلامی شدن ترکیه و انتقال آن از استراتژی دین گرایی به استراتژی اروپاگرایی و حفظ سیستم لائیسم به راه افتاد و تلاش کرد تا یک خطر عمده برای جریان اسلام گرایی تلقی شود. اما لائیک ها و بطور کلی جریان مقابل اسلام گرایی- اعم از احزاب لائیک، ارتش و سیستم قضایی- در طول دو دهه گذشته- حداقل از سال1363 در دوره دولت تورگوت اوزال- به تدریج دچار ضعف شدند، پیروزی حزب اربکان و حزب رجایی کوتان در انتخابات سال 1374 و تشکیل دولت ائتلافی حزب منحل شده رفاه با حزب راه راست تغییر ناپذیری روند دین گرایی را به نمایش گذاشت و پیروزی قاطع حزب عدالت و توسعه در انتخابات سه سال پیش و سپس پیروزی پررنگ تر آنان در انتخابات زودهنگام مرداد سال گذشته، نشان داد که احزاب لائیک حتی اگر متحد شوند نمی توانند به عرصه قدرت بازگردند. بر همین اساس تصور اینکه آنان از طریق انحلال حزب عدالت و توسعه و حتی دستگیری سران این حزب و به میدان آوردن ارتش بتوانند اوضاع را ولو با پرداخت هزینه سنگین به نفع خود تغییر دهند، منسوخ شده است به گونه ای که لائیک های ترکیه و اروپایی های حامی احزاب لائیک به ارتش و دستگاه قضایی تنها به چشم «اهرم فشار» نگاه می کنند نه اهرم تغییر.
زارعی در بخش پایانی یادداشت نوشته است؛اسلام گرایی جریان اصلی و فراگیر خاورمیانه است که اینک به تشکیل دولت هایی در قلب خاورمیانه نایل گردیده و به یک جبهه فراگیر تبدیل شده است. دولت ایران، دولت عراق ، دولت ترکیه، دولت سوریه، دولت فلسطین، دولت سودان و جریان مسلط در لبنان- با رنگ و طعم متفاوت- دولت های پیشرو و ممتاز خاورمیانه اند و روند عمومی این منطقه به سمت تولد دولت های جدید اسلام گرا گرایش دارد. بعضی از تحلیلگران بر مبنای «تحلیل تاریخی» اتفاقات عینی منطقه ما را تحلیل می کنند و لذا دچار خطا می شوند. منطقه ما و دنیای ما دنیای سه دهه پیش نیست که بتوان رخدادهای آن را با تاکید روی فاکتورهای سه دهه پیش تحلیل کرد به قول مرحوم سهراب سپهری «چشم ها را باید شست، جور دیگری باید دید.»
جام جم
«هر چه هست، همین است» عنوان سرمقاله روزنامه جام جم به قلم حسین قندی است.
وی در ابتدای سرمقاله نوشته است؛عرصه روزنامهنگاری، عرصه سختیهاست، عرصه دشواریها و عرصه شدنیها و ناشدنیها؛ از یکصد و هفتاد سال پیش که روزنامه و روزنامهنگاری وارد ایران شد، این سختی دامن آنانی که به این حرفه روی آوردند، گرفت و تا امروز... .
با این حال، خبرنگاران و روزنامهنگاران همچنان، قلم به دست میتازند و اطلاعات خبری را که اینک روی گذر ثانیههاست، به حرکت درمیآورند.
من خبرنگار، تو خبرنگار نه روز داریم و نه شب، هم صبح را میبینیم هم شب را، هم روشنیها را و هم تاریکیها را. این سماجت من و توست که بیدارمان نگاه داشته است. ما بیداریم چون خبر بیدار است. ما نمیخوابیم چون خبر نمیخوابد.
طاقتمان طاق میشود و نمیشود، کاسه صبرمان لبریز میشود و نمیشود، دلتنگی به سراغمان میآید و نمیآید، با کلمات بازی میکنیم، کلمات ما را بازی میدهند و سرانجام مینویسیم و مینویسیم تا دستمان متورم شود، چشمانمان گود بیفتد، ضربان قلبمان تند شود.
ما نگاهمان به اطرافمان نیست، نگاهمان را میچرخانیم تا انتهای جهان، تا کهکشان، تا دل صنوبریمان داغ شود و نگاهمان تا دور دستها برسد.
حالا چه خسته باشیم چه نباشیم، حرفهای است که خود عاشقانه و آگاهانه برگزیدهایم، گردن کسی هم نمیگذاریم، کسی ما را به زور خبرنگار نکرده است؛ هر چه هست همین است. روزگارمان خوش باد.
ایران
روزنامه ایران نیز یادداشت خود را به گرامیداشت روز خبرنگار اختصاص داده است. عنوان یادداشت «روز خبرنگار بودن» است.
«غم مردم زمانه را در سینه داشتن» دیرى است
بار سنگینى بر «طاقت نداشته» خبرنگار است
که از انبوهى انتظاراتى که از او مى رود، بى طاقت
زمانه خویش شده است...
در ادامه یادداشت میخوانید؛او را چشم بیناى جامعه مى خواهند - که چنین است - تا بر بودها و نبودها و داشته ها و نداشته ها چشم بدوزد و بگوید که چه دیده است، بى آنکه چون دیگران که بر مسیر آسان مى رانند، یا عاقل باشد یا عاشق. نه فیلسوف مى خواهند، نه شاعر، که خبرنگار مى خواهند.
در بخش دیگر یادداشت آمده است؛همه از او دست صبر مى خواهند تا در مواجهه با چاله ها و چالش ها از آستین عقل به در آورد و چاله ها را پر کند و چالش ها را بر کند.
خبرنگار، آرى، باید مظهر صداقت، سرشار از شرافت و عین عدالت باشد، چرا چون امپراتور واژه ها است و از امپراتور نوشته ها، راستى در گفتار، شرافت در کردار و عدالت در تصمیم گیرى ها و ارزیابى ها انتظار مى رود، به بالاترین وجهى که از انسان بر مى آید.
مى خواهند خبرنگار، وجدان بیدار مردمش باشد- و درست مى خواهند- و این رنجى است طاقت فرسا و تقاضایى است سترگ و تکلیفى است گران که دنیا را بر دوش و آخرت را در پیش او قرار مى دهد که اگر لحظه اى بلغزد، نه در زیر دنیا دوام مى آورد و نه در برابر آخرت روسپید مى ماند.
مى خواهند خبرنگار نماینده افکار عمومى در برابر باندها و دسته جات خصوصى باشد، همیشه بر دوام. نه یک روز و نه حتى یک لحظه کرسى نمایندگى افکار را ترک نکند - و به حق مى خواهند - تا هرچه فریاد است از گلوى خبرنگار بیرون آید و حق افکار را از اشرار بگیرد و بگوید آنچه را که دیگران از گفتنش باک دارند و در چون و چرایش، خود را پنهان مى کنند.
در بخش پایانی یادداشت روزنامه ایران آمده است؛مى گویند خبرنگار باش و لذت بى خبرى را واگذار براى آنان که دردهایشان مثل دردهاى مردم زمانه است و تو دردهایت نه مثل دردهاى مردم زمانه که درد مردم زمانه باشد - و چه خوب مى گویند - و امروز روز خبرنگار است. چه روز دشوارى، روز وجدان بیدار جامعه بودن، روز نماینده افکار مردم بودن، صبور بودن، بى باک بودن، براى مردم بودن، شبیه مردم بودن، روز خبرنگار بودن.
مردم سالاری
روزنامه مردم سالاری یادداشت روز خود را به میلاد حضرت امام سجاد اختصاص داده و آن را با عنوان«حیات پرفروغ امام زین العابدین(ع)» اینگونه آغاز کرده است؛وجود مقدس حضرت سجاد علیه السلام بنا بر مشهورترین روایات در روز پنجشنبه برابر با پنجم ماه با عظمت شعبان، در سال سی و هشتم هجری، دو سال قبل از شهادت حضرت امیرمومنان علی علیه السلام در شهر مدینه، از پدری با کرامت چون حضرت ابوعبدالله الحسین، سیدالشهدا علیه السلام و مادری با عظمت به نام سلافه از خاندانی اصیل و ریشه دار که امیرالمومنین وی را مریم نامید متولد شد.
به خاطر چنین پدر و مادری و اینگونه اصل و ریشه ای آن حضرت را «ابن الخیرتین» می گفتند.
در ادامه یادداشت می خوانید؛پیشوای مومنان، امام عارفان، قطب اهل تقوا، علی علیه السلام به فرزند بزرگوارش در تعریف و تمجید از همسرش فرمود:و هی ام الاوصیا» الذریه الطیبه; فرزندم! همسرت سلافه، مادر امامان معصوم بعد از تو، و ریشه ذریه پاک و پاکیزه اوست.
اسم گرامی آن حضرت علی است، که از بعضی از روایات استفاده می شود، در اولاد پسر، بزرگترین فرزند حضرت حسین علیه السلام است و دو فرزند پسر دیگر آن حضرت نیز علی نام داشتند که به ترتیب معروف به علی اکبر و علی اوسط و علی اصغرند.
سبب این که امام حسین علیه السلام نام هر سه فرزند پسر خود را علی انتخاب کرد، عشق عجیبی بود که به پدر بزرگوارش امیرالمومنین داشت و هم درسی بود که به امت اسلام داد که در انتخاب نام فرزندان، بهترین نام و با معناترین اسم را برگزینند، تا به هنگام صدا کردن فرزندان، چهره های پاک الهی در ذهن آنان و شنوندگان دیگر تداعی شود، باشد که از این رهگذر جرقه ای به قلوب بزند و از شعله آن روح و جان به اوصاف اولیای الهی متصف شود.
آن حضرت به خاطر حالات و روحیات و کمالات و اعمال و اخلاق و اوصاف و واقعیاتی که داشتند ملقب به القاب زیر شدند، القابی که معنای آن در تمام شئون هستی آن حضرت تجلی داشت
دوران امامت ایشان 35 سال بود، که مصادف با دشوارترین دوران ظلم و خفقان امویان (از یزید تا ولید بن عبدالملک) گذشت.
امام سجاد علیه السلام در دوران زندگی، رنج ها و ناراحتی های بسیار دید، در ماجرای کربلا، سخت ترین شکنجه ها و ستم ها به او وارد آمد و بعد که به مدینه بازگشت در طول 35 سال عمر خود، همواره از مصائب کربلا یاد می کرد و می گریست و در حالی که اشک می ریخت می فرمود:
قتل ابن رسول الله جائعا، قتل ابن رسول الله عطشانا.
یادداشت روزنامه مدم سالاری با نقل حدیثی از امام باقر اینگونه به پایان میرسد؛امام باقر علیه السلام می فرماید: چون تاریکی شب همه جا را فرا می گرفت پدرم حضرت سجاد انبانی(کیسه) از چرم به دوش می گرفت، در حالی که در آن انبان مایحتاج نیازمندان را قرار داده بود، آنگاه خانه به خانه می رفت و هر کس را به مقدار نیازش کمک می فرمود، ولی به خاطر این که صورت مبارکش را می پوشاند او را نمی شناختند.
جمهوری اسلامی
در سرمقاله امروز روزنامه جمهوری اسلامی میخوانید؛فضای خلقت در این هفته غرق در شادی و سرور بود. با حلول ماه منسوب به پیامبر اکرم (ص ) شعبان العظیم عرشیان و فرشیان ضمن آنکه خود را برای ورود به ماه ضیافت الهی آماده می کنند از برکات نورانی مائده های آسمانی آن نیز بهره مند می شوند. به همین لحاظ هفته جاری از شکوه و شرافت خاصی برخوردار است . در این هفته به یاد سه مولود مبارک دهه اول شعبان شادمانی اهل ایمان و پارسایان متجلی شد.
سوم شعبان میلاد مبارک سرور آزادگان حسین بن علی علیه السلام و روز پاسدار چهارم شعبان میلاد با سعادت سمبل مقاومت و فداکاری حضرت اباالفضل العباس علیه السلام و روز جانباز و امروز هم با ولادت مسعود سرور عارفان و زینت عابدان حضرت علی بن الحسین علیه السلام مقارن است .
در ادامه سرمقاله آمده است؛میلاد پربرکت احیاگر آئین محمدی (ص ) حضرت حسین بن علی (ع ) همه ساله یادآور سالروز تشکیل سپاه پاسداران به امر بنیانگذار جمهوری اسلامی برای پاسداری از انقلاب و مقابله با تهدیدات جهانی علیه این نهضت رهائیبخش است . سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عنوان نهادی بر خاسته از متن انقلاب و اقیانوس ملت شجاع ایران پس از انقلاب در عرصه های مختلف بویژه در دوران دفاع مقدس با عزم و اراده مثال زدنی خود جانانه در مقابل فتنه افروزیهای دشمنان ایستاد و این واقعیت را برملا ساخت که ملت سرافراز ایران هیچگاه در برابر سلطه طلبی و زیاده خواهی قدرتهای شیطانی تسلیم نخواهد شد و امروز هم با صلابت تر از همیشه حاضر است کارنامه درخشان و عبرت انگیزی را پیش روی دشمنان بگشاید.
دیروز نیز در سالروز میلاد اسوه ایثار و فداکاری حضرت اباالفضل العباس (ع ) از مقام جانبازان تقدیر به عمل آمد و یاد این شهیدان زنده و چراغ های نورانی مسیر انقلاب گرامی داشته شد ولی گویی این کلام امام هنوز هم در گوش زمان طنین انداز است که مبادا در گذر ایام این صاحبان انقلاب به فراموشی سپرده شوند و آنان و خانواده های معظم شان با مشکلات تنها گذاشته شوند.
در بخش دیگر سرمقاله با اشاره به سفر بشار اسد به تهران آمده است؛در هفته جاری کشورمان میزبان رئیس جمهور سوریه بود. آقای بشار اسد در ششمین سفر رسمی خود به تهران رایزنی های گسترده ای با مقامات جمهوری اسلامی ایران داشت و در خلال این سفر با رهبر معظم انقلاب نیز دیدار کرد. مذاکرات رئیس جمهور سوریه در تهران گرچه با جوسازی تبلیغاتی رسانه های غربی و صهیونیستی همراه بود ولی نشانه ای دیگر از روند رو به رشد مناسبات تهران ـ دمشق در عرصه های مختلف و همکاریهای استراتژیک بود.
در بخش دیگر سرمقاله جمهوری اسلامی آمده است؛در مرور مسائل خارجی این هفته شاهد چند رخداد مهم در منطقه بودیم . ناکامی لائیک های ترکیه در منحل ساختن حزب اسلام گرای « عدالت و توسعه » و ساقط نمودن دولت اردوغان تصویب « بیانیه کاری » توسط کابینه لبنان تهدید صهیونیستها به آغاز دور تازه جنایت علیه فلسطینی ها و وقوع درگیری های تازه میان فتح و حماس در فلسطین اشغالی و سرانجام بروز بحران تازه در عراق بر سر « کرکوک » از جمله رویدادهای هفته جاری بود.
در ترکیه تلاش چند ماهه لائیک ها برای خارج ساختن اسلام گرایان از صحنه با اعلام رای دادگاه قانون اساسی ناکام ماند و لائیک ها که به امید تکرار واقعه انحلال « حزب رفاه » و دولت اربکان در سال 1374 با تمام قوا و با کسب حمایت سکولارهای ارتش وارد میدان شده بودند. مجبور به عقب نشینی شدند.
در جلسه نهایی دادگاه قانون اساسی ترکیه که عالی ترین مرجع قضایی در نظام سیاسی آن کشور محسوب می شود از مجموع 11 قاضی شش قاضی حکم به انحلال حزب « عدالت و توسعه » دادند 4 قاضی به جریمه نقدی آن حزب رای دادند و یک قاضی نیز درخواست دادستان ترکیه را رد کرد. این درحالی است که برای انحلال حزب حاکم کسب هفت رای الزامی بود. صرفنظر از اینکه دادگاه مذکور چرا حاضر نشد تسلیم خواست لائیک های افراطی شود حکم مذکور را باید پیروزی دیگری برای اسلام گرایان ترکیه تلقی کرد.
ترس از تبعات و عواقب کار را باید عمده ترین انگیزه تشکیلات دادگاه قانون اساسی ترکیه در برخورد محافظه کارانه با موضوع انحلال حزب حاکم ترکیه دانست . لائیک ها مطمئنا این واقعیت را مدنظر داشته اند که شرایط حزب عدالت و توسعه اردوغان با حزب رفاه اربکان قابل مقایسه نیست . امروزه جریان اسلام گرایی در ترکیه به آن اندازه قدرتمند است که در افتادن با آن هزینه بسیار سنگینی در پی دارد که با توجه به پایگاه ضعیف و نامطمئن لائیک ها قادر نیستند از پس آن برآیند ضمن اینکه شرایط بیرونی نیز با 13 سال قبل تفاوت فاحش پیدا کرده است و غرب نیز حاضر نیست بر حمایت از لائیک هایی که از پایگاه قدرتمندی برخوردار نمی باشند سرمایه گذاری کنند و به سادگی بر ادعاهای خود در حمایت از دمکراسی پای بگذارند. اگرچه حزب حاکم اسلام گرا نیز در قبال تصمیم دادگاه قانون اساسی از پیگیری طرح خود مبنی بر لغو ممنوعیت حجاب در دانشگاه های آن کشور عجالتا صرفنظر کرده ولی واقعیت این است که جامعه مسلمان ترکیه بر احیای هویت اسلامی خود مصمم است و مرحله به مرحله این خواسته و آرمان خود را به لائیکها دیکته نموده است .
در ادامه سرمقاله می خوانید؛این هفته همچنین تصویب « بیانیه کاری » در کابینه وزیران تحول تازه و در عین حال مهم بود که در لبنان شاهد آن بودیم . این مصوبه از آن جهت حائز اهمیت است که هیات وزیران درخواست گنجاندن موضوع سلاح مقاومت در بیانیه مذکور را مورد تایید قرار داد و به این ترتیب برای نخستین بار مقاومت اسلامی لبنان و سلاح آن توسط دولت لبنان به رسمیت شناخته شد که پیروزی دیگری برای مقاومت اسلامی به شمار می رود.
این تحول قطعا ضربه دیگری بر رژیم صهیونیستی و حامیان بین المللی آن محسوب می شود چرا که آنها طی چند سال اخیر شدیدا در تلاش بوده اند تا جنبش مقاومت اسلامی را درهم بشکنند حزب الله بازوی نظامی این جنبش را متلاشی کنند و یا دست کم سلاح آن را بلااستفاده و بدون تاثیر سازند. اکنون در شرایط جدید شواهد اینگونه نشان می دهد که حزب الله و مواضع آن خواه ناخواه در سیاست های دولت لبنان نقش تعیین کننده ای خواهد داشت و دولت آتی لبنان هویتی صهیونیستی و باب میل صهیونیستها نخواهد داشت .
در بخش دیگر سرمقاله آمده است؛اوایل هفته جاری نیروهای حماس و طرفداران فتح در غزه درگیر شدند که باعث آن نیز انفجاری بود که هفته قبل در یک اتومبیل به وقوع پیوست که در جریان آن چهار نفر از اعضای حماس و یک کودک کشته شدند. حماس با اعلام اینکه شواهدی دردست دارد که طرفداران فتح در انفجار دست داشته اند اقدام به بازداشت مظنونین نمود که با مقاومت فتحی ها منجر به کشته شدن 9 نفر از جمله چند پلیس حماس گردید . در جریان این درگیری حدود 180 نفر از طرفداران قبیله « حلس » که حامی فتح هستند به مناطق اسرائیلی نشین گریختند و شخص « حلس » نیز که مظنون اصلی انفجار اتومبیل بود به اسرائیلی ها پناهنده شد که هم اکنون نیز در اختیار اسرائیلی هاست .
سرمقاله به عراق نیز پرداخته و نوشته است؛در عراق هفته جاری مسئله الحاق شهر کرکوک به کردستان عراق مهمترین موضوعی بود که در صدر اخبار مربوط به این کشور قرار داشت . تشکیلات موسوم به شورای محلی کردستان عراق در اقدامی بحث برانگیز شهر کرکوک را به کردستان منضم کرد که این مسئله با واکنش گسترده مردم آن کشور و جناح غیرکرد دولت عراق مواجه شد. شهر کرکوک به سبب دارا بودن منابع نفتی قابل ملاحظه از دیرباز مورد طمع جریانهای سیاسی عراق قرار داشته است . اکنون با اقدام جناح کرد که البته مورد عنایت آمریکا نیز قرار دارد این مسئله می رود که به یک بحران جدی و حساس در این کشور بحران زده تبدیل شود که قطعا روزهای آینده ابعاد آن گسترش خواهد یافت .
دنیای اقتصاد
«مصرف غیر تورمی دلارهای نفتی در مقابل ارزان فروشی ارز» عنوان سرمقاله روزنامه دنیای اقتصاد به قلم دکتر حسین وکیلی است که در ابتدای آن میخوانید؛مدتی است که یک سوالی اساسی پیش روی دولت و در راس آن شخص ریاست محترم جمهور و اقتصاددانان و تمامی دستاندرکاران موسسات پژوهشهای اقتصادی کشور قرار گرفته است که درآمد ارزی حاصل از فروش نفت را چگونه باید به مصرف رساند که ایجاد تورم یا با کلامی واضحتر، ایجاد تشدید تورم نکند.
در ادامه سرمقاله میخوانید؛درآمد ارزی حاصل از فروش نفت علیالقاعده به دو بخش تقسیم میگردد. بخش اول مشتمل بر آن قسمت از درآمدهای ارزی است که به میزان پیشبینی قیمت ارزی نفت و مقدار فروش آن در بودجه سالانه و به روش متداول کنونی باید از طرف دولت (فروشنده نفت و کسبکننده درآمد ارزی) به بانک مرکزی فروخته شود و به ریال تبدیل گردد و به مصرف هزینههای جاری و سرمایهای مندرج در بودجه کل کشور برسد.
بخش دوم مشتمل بر ارزهای مازاد بر پیشبینی و برآورد فوق میباشد که از دو طریق، اولا به واسطه تفاوت نرخ فروش واقعی روز نفت با نرخهای برآوردی در بودجه کشور و ثانیا بر اثر افزایش تناژ روش نفت مازاد بر برآوردهای اولیه حاصل میگردد. این بخش از چند سال گذشته و پس از تشکیل حساب ذخیره ارزی، فعلا در آن حساب متمرکز میگردد و به مصرف موارد معین میرسد.
در مورد فروش بخش اول درآمد ارزی دولت به بانک مرکزی گریزی نیست زیرا دولت نیاز به منابع ریالی جهت اداره امور کشور از نظر هزینههای جاری و سرمایهای دارد تا چرخ اقتصاد کشور را به حرکت درآورد و در محدوده برنامههای یکساله، پنجساله و سند راهبردی چشمانداز 20ساله به اهداف خرد و کلان اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و نظایر آن برسد.
اما سوال مطروحه در ابتدای این یادداشت قطعا به بخش دوم درآمد ارزی یعنی به مازاد ارزی حاصله برمیگردد.
آیا باید این مازاد را با مکانیسم فروش به بانک مرکزی یا فروش در بازار آزاد داخلی به مردم و متقاضیان ارز به ریال تبدیل نموده و صرف پرداختهای جاری و گاها جبرانی نمود؟ قطعا پیامدهای تورمی و لگامگسیخته فعلی را میتوان از آثار این روش دانست که به دفعات با برداشت ارزی از حساب فوق اتفاق افتاده است.برخی از اقتصاددانان معتقدند مازاد درآمد ارزی را در خارج از کشور و نزد بانکهای معتبر بینالمللی سپرده نمود و صرفا سود دریافتی از این سپردهها را به کشور انتقال داد یا اینکه این منابع ارزی را در بورسهای بینالمللی به خرید سهام شرکتهای صنعتی بزرگ و علیالخصوص در بخش نفت و گاز و پتروشیمی (که به نوعی به خوراک نفت و گاز تحویلی از ایران وابستهاند) اختصاص داد.این روش دارای محاسن مختلف میباشد و در درجه نخست باید گفت که از بروز بیماری هلندی و تورمهای ناخواسته جلوگیری خواهد کرد و اصل سرمایههای فوق نیز جایگزین مناسبی برای تبدیل ثروت ملی (نفت و گاز) به ثروتهای ارزی و صنعتی با زایش مناسب خواهد بود. اما این روش دارای معایبی نیز میباشد که از جمله خطر بلوکه شدن آنها در شرایط خاص سیاسی و بینالمللی یکی از آنها است که متاسفانه کشور ما در این ماههای اخیر با آن روبهرو است و دیگر اینکه این منابع قابلتوجه ارزی در توسعهیافتگی کشور بیتاثیر خواهند ماند. پس بالاخره چه پاسخی باید به سوال ریاست محترم جمهوری داد و با این مبالغ میلیارد دلاری مازاد درآمد ارزی چه باید کرد؟پاسخ این است: با استفاده از تئوری توزیع و تنوع ریسک و با عنایت به الزامات برنامه 5 ساله و سند چشمانداز و تعیین میزان سرمایهگذاریهای اساسی و زیربنایی که بتواند اهداف کلان کشور را تامین نماید، میتوان هر سال 50درصد از مازاد درآمدهای ارزی حاصل از فروش نفت را به خرید بستهای (PACKAGE) کالاها و پروژههای سرمایهای اختصاص داد. چگونه؟ با ذکر چند مثال میتوان نحوه استفاده از مقادیر قابل توجه ارز بدون آثار تورمی را تبیین کرد.خرید یک واحد نیروگاه برق 2000 مگاواتی سیکل ترکیبی مانند نیروگاه شهید رجایی با سرمایهگذاری چند صد میلیون دلاری یکی از مصادیق استفاده از این منبع ارزی است.با مذاکره با شرکت سازنده (آلستوم فرانسه – آ.ا.گ آلمان و ...) و خرید بستهای یک نیروگاه کامل بدون پرداخت حتی یک سنت یا یک ریال در داخل کشور به فروشنده و انجام ساخت، احداث و راهاندازی و تحویل این نیروگاه با تجهیزات، ماشینآلات و نیروی متخصص خارجی و با استفاده از مواد و مصالح وارداتی به کشور به نحوی که فقط حداکثر 5درصد کل مبلغ پروژه فوق برای هزینههای زندگی نیروی انسانی (غذا، بهداشت، ایاب و ذهاب، درمان، اقامت و نظایر آن) و برخی اقلام کم قیمت ضروری به صورت ریالی اختصاص داده شود و به ریال در داخل کشور پرداخت گردد.لذا ملاحظه میفرمایید که میشود به طور مثال ظرف 2 سال صاحب یک نیروگاه جدید شد و به ثروت ملی کشور افزود و خدماترسانی به بخش انرژی کشور را بهبود بخشید، لیکن صدها میلیون دلار را در همان بیرون مرزها و در چارچوب قرارداد خرید به فروشنده تجهیزات و دانش فنی پرداخت نمود و هیچ گونه افزایشی در حجم نقدینگی ریالی داخل کشور ایجاد نکرد.مثال دوم: ساخت یک سد عظیم مانند سد سیاه بیشه در جاده چالوس. آیا نمیتوان این سد را (شامل تمامی عوامل مواد و مصالح و سیمان و آهنآلات و تجهیزات و حتی ماشینآلات راهسازی و ساختمانی سبک و سنگین) به صورت یک بسته کامل از یک شرکت سدسازی خارجی یا کنسرسیومی از شرکتهای ایرانی و خارجی (همانند وضعیت کنونی شرکت ایرانی کیسون و شرکای خارجی آن) خریداری نمود و پول آن را در خارج از کشور و به ارز پرداخت کرد؟
بله میشود. مشاهده میفرمایید که درست همانند یک خودروی وارداتی که میتوان به صورت بدون انتقال ارز یا با پرداختهای ارزی در خارج از کشور به کشور وارد نمود بدون آن که در رینگ گردش نقدینگی ریالی داخل کشور تاثیر بگذارد، میتوان حتی اتوبان تهران – شمال را به صورت یک بسته 120 کیلومتری به طور یکجا از یک شرکت مثلا یونانی یا چینی یا ایتالیایی خریداری نمود و وجه آن را براساس شرایط قرارداد و پیشرفت پروژه به صورت اقساط و به صورت ارزی در خارج از کشور به شرکت یا شرکتهای مذکور پرداخت نمود. به طوری که به هیچ عنوان تاثیری در چرخه ریالی داخل کشور نگذارد.در نتیجه اگر کشور به راه، اسکله و بندر، اتوبان، سد، فرودگاه، نیروگاه، کارخانه سیمان، پالایشگاه، صنایع پتروشیمی، تجهیزات صنعتی، راهآهن، واگن و لوکوموتیو، قطار شهری، هواپیما، مجموعههای مسکونی انبوه، هتلها و مجموعههای گردشگری، مجتمعهای بهداشتی و درمانی، دانشگاهها و سایر خریدهایی که ارزبری آنها در مقیاس چند صد میلیونی و چند میلیارد دلاری است، نیاز دارد و ضمنا میخواهد گرفتاریهای تامین ریال با فاینانس ارزی و تطویل زمان پروژهها و تورم ناشی از ورود ریال به چرخه اقتصاد کشور را خنثی کرده و بینصیب ماندن کشور از توسعهیافتگی و مشکلات بیکاری را مرتفع نمود، چه بهتر که مدیران ارشد کشور از این طریق عمل نمایند.البته خوانندگان محترم این سطور عنایت دارند که این پیشنهاد صرفا برای خرید و ایجاد داراییهای سرمایهای مازاد بر برنامههای عادی عمرانی مندرج و منصوص در برنامههای سالانه، 5 ساله و بلندمدتتر کشور است و جریان عادی امور در محدوده این بودجهها کمافیالسابق و از طریق درآمدهای مندرج در بودجه کل کشور (فروش ارز حاصل از فروش نفت، درآمدهای مالیاتی، درآمدهای گمرکی و ...) صورت خواهد گرفت و اهداف اشتغال، تولید درآمد ملی و رشد و توسعه بدون هیچ گونه خدشهای دنبال خواهد شد و تداخل و تعارض نیز با خریدهای بستهای به صورت فوق نخواهد داشت.
با استفاده از روش فوق، همان طور که اشاره شد، سرعت توسعهیافتگی بیشتر خواهد شد، تورم ناشی از رشد نقدینگی عارض نخواهد گردید، ظرفیت اشتغال نیروی انسانی به واسطه فعال شدن داراییها و سرمایهگذاریهای فوق بالا خواهد رفت، عرضه خدمات به مردم افزایش خواهد یافت، قیمتهای کالا و خدمات تعدیل خواهد شد، مشکلات فاینانس و تامین مالی بینالمللی برطرف خواهد گردید و مهمتر از همه میتوان به جایگزینی یک شکل از ثروت ملی (نفت و گاز خام) به ثروتهای ملی از انواع دیگر (داراییهای ثابت با بازدهی و تاثیرگذاری مثبت برای نسلهای حال آتی) دست یافت و ثروتهای ارزی شکننده را به ثروتهای پایدار و بلندمدت و توسعهیافتگی کشور تبدیل نمود.از این رو پیشنهاد مینماید دولت محترم به جای طرح مباحث غیرعلمی و افزایش تصنعی و دستوری ارزش ریال در مقابل ارزهای خارجی (کاهش ریالی بهای دلار) و ارزانفروشی دلارهایی که از فروش ثروت ملی کشور به دست آمده است و به عوض بازچرخان ریالهای جمعآوری شده از فروش دلارهای ارزان به مردم و به آنهایی که در عطش خروج ارز ارزان از کشور میباشند، به داخل اقتصاد و به منظور جلوگیری از تشدید تورم ناشی از سرعت و تعدد دفعات گردش پول، بهتر است اقدام به ایجاد ثروتهای ملی پایدار به روش مشروح در فوق نماید تا نسل حاضر و آیندگان از ثمرات آن بهره گیرند و افزایش ثروت ملی و توسعه اقتصادی و رشد بنیانهای اقتصادی کشور به مصداق نظرات ریاست کل محترم بانکمرکزی که اعلام داشتهاند: «چنانچه قدرت اقتصادی کشور بهبود یابد، بدیهی است ارزش پول ملی کشورمان نیز افزایش خواهد یافت» حاصل گردد و به تبع آن بتوان اقتصاد کشور را به نحو صحیح مدیریت نمود و به اهداف بلندمدت کشور برای رسیدن به قدرت اقتصادی اول منطقه، جامه واقعیت پوشاند.