آن شب، شب 27 رجب بود و محمد غرق در اندیشه، که ناگاه صدایى گیرا و گرم در فضا پیچید: "بخوان"، محمد در هراس وهم آلود به اطراف نگریست.
صدا دوباره گفت: بخوان. این بار محمد با بیم و تردید گفت: من خواندن نمى دانم. صدا پاسخ داد: بخوان به نام پروردگارت که بیافرید آدمى را از لخته خونى.
بخوان و پروردگار تو ارجمندترین است، او که با قلم آموخت و به آدمى آنچه را نمى دانست، بیاموخت و او هرچه را که فرشته وحى فرو خوانده بود باز خواند. این اولین گل واژه وحى بود که بر آخرین پیامبر خدا فرود آمد.
بیست و هفتمین روز از ماه رجب، نخستین بارى بود که غار حرا خلوتگاه همیشگى پیامبر چهره اى تازه به خود گرفته بود چرا که انوار الهى و آیات آغاز دعوتى عظیم و بزرگ که مى خواست جهان را فراگیرد جلوه اى خاص و درخشندگى خیره کننده اى به او بخشیده بود. این بار پروردگار بزرگ، قلب خاضع محمد را برترین قلب ها و پرظرفیت ترین دل ها یافت و او را شایسته پیامبرى خود دید.
درک دقیق رخداد بعثت پیامبر و تأثیر شگرف آن بر تاریخ جزیرة العرب و در مرتبه اى بالاتر بر حیات بشر، بدون شناخت فضاى عصر بعثت ممکن نیست. پژوهشگران تاریخ عرب جاهلى، تصویرى تیره از فضاى آن روزها ترسیم کرده اند. خرافه گرایى و افسانه پرستى، درنده خویى و وحشیگرى، پرستش بتهاى متعدد و هزاران نارواى شرم آور دیگر، بخشى از آیین زندگى عرب عصر جاهلیت بود.
بعثت پیامبر اکرم و ظهور وی از سرزمین حجاز، از رویدادهایى بوده که پیش از رخداد آن توسط پیامبران الهى، کتابهاى آسمانى و گاه عالمان و دانایان راز بشارت داده شده بود.
فلسفه بعثت پیامبر خاتم
امیرمومنان على (ع) درباره فلسفه بعثت پیامبر خاتم چنین مى فرمایند: « خداى سبحان، براى وفاى به وعده خود و کامل گردانیدن دوران نبوت، حضرت محمد را مبعوث کرد، پیامبرى که از همه پیامبران، پیمان پذیرش نبوت او را گرفته بود، نشانه هاى او شهرت داشت و تولدش بر همه مبارک بود.
در روزگارى که مردم روى زمین داراى مذهب پراکنده، خواسته هاى مختلف و روشهاى متفاوت بودند، عده اى خدا را به پدیده ها تشبیه کرده و گروهى نامهاى ارزشمند خدا را انکار و به بتها نسبت مى دادند و برخى به غیر خدا اشاره مى کردند.
پس خداى سبحان، مردم را به وسیله محمد (ص) از گمراهى نجات داده، هدایت کرد و از جهالت رهایى بخشید.»
وحدت مسلمانان دستاوردی برای بعثت
براى اینکه انسجامى اساسى و ماندگار در ملتى شکل گیرد و همدلى ها پایدار بماند، نیاز به مبنایى معقول و محکم دارد و پیامبر پس از بعثت منادى وحدتى بود که نافى اختلاف طبقاتى و امتیازات نژادى، قومى، جنسى و صنفى بود، زیرا پیامبر افراد جامعه را به دندانه هاى شانه در برابرى تشبیه کرده و محور وحدت در جامعه اسلامى را نیز بر حول ریسمان الهى مى دانست (حبل الله)، که از آن تفسیر به کتاب و سنت شده است .
مهر
هوش مصنوعی یکی از قدیمیترین عادتهای ما در اینترنت را تغییر داده است
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد
در گفتوگو با جامجم آنلاین تشریح شد
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد