در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ما در این مقال کوتاه میخواهیم دامنه این اثرگذاری را از زوایای گوناگون بررسی کنیم و این برخلاف رویه ثابت این صفحه است که در آن تاکنون کمتر به دلایل تاثیرات فرهنگی یک اثر پرداخته بودیم. بدیهی است که سریال «سالهای دور از خانه» از نظر تکنیک و اجرا کار بسیار برجستهای نیست، حتی در قیاس با محصولات دیگر کشور ژاپن که در آن فیلمسازان بزرگی مثل آکیرا کوروساوا، یاسوجیرو ازو، کنجی میزوگوچی و ماساکی کوبایاشی تربیت شدهاند. اما با این حال نمیتوان از کنار این سریال به راحتی گذشت. کسانی که سالهای اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد را به یاد دارند حتما میدانند که پخش این سریال چه شوری را در میان هموطنانمان ایجاد کرده بود و چه تاثیر عجیبی بر جای گذاشته بود؛ اتفاقی که مشابه آن در هیچ سریال ایرانی یا خارجی دیده نشد و تکرار نگردید.
ملودرام
ملودرام یک ژانر سینمایی نیست و بسیار فراتر از آن عمل میکند. در واقع تفاوت میان ملودرام با ژانرهای مشخصی مانند وسترن، موزیکال، نوآر و غیره در این است که هر فیلمی که در این ژانرها ساخته میشود عملا میتواند ملودرام هم باشد. حتما تا حالا به گوشتان خورده که فلان فیلم کمدی/ملودرام است یا ملودرام تاریخی است. به این ترتیب سایه ملودرام میتواند بر سر هر ژانری گسترده شود. تعریف ساده ملودرام روایتهایی در شرح روابط میان آدمیان است. اما فرق ملودرام با حماسه در مبنای این روابط است. مبنای رابطه در ملودرام احساسات است. در این روابط احساسی، خلقیات آدمیان، اخلاق انسانی و احساساتی مثل عشق و خشم و حسادت و مهربانی و گذشت و غیره برجسته میشود. یک بار داگلاس سیرک در توضیح ملودرام و تفاوت آن با تراژدی گفته بود که در تراژدی مرگ یکباره قهرمان است که همه را متاثر میکند اما در ملودرام اولا قهرمانی در کار نیست و ثانیا آدمیان درگیر در یک ملودرام هر روز میمیرند و زنده میشوند. به این ترتیب اگر حماسه و تراژدی ویژگی زندگی در اعصار کشاورزی است، ملودرام قصه مردمان شهری است.
مقایسه ملودرام با وسترن نشان میدهد که دامنه تاثیرگذاری آن تا چه حد است. اگر ما به فیلمهای وسترن علاقه داریم، کاملا متوجه هستیم که قراردادهای این سینما متعلق است به بخشی از دوران تاریخی آمریکای توسعهنیافته. این که از برخی وسترنها خوشمان میآید دلیلی بر باور و لمس کردن وقایع آن نیست. اما ملودرام آمیخته با زندگی شخصی تکتک ماست. در این شرایط تصور کنید که اگر ملودرامی با تمرکز روی یک خانواده و حوادث آن ساخته شود، چه تاثیری میتواند از نظر ارتباطی بگذارد روی گروههای مختلف تماشاگران در سنین مختلف. در تعریف سینمای عامهپسند یکی از معیارهای اصلی عامشمول بودن حوادث است. یعنی رویدادها کاملا میتوانند تمام اقشار جامعه را در هر گروه سنی و با هر طبقه اجتماعی و اقتصادی تحت تاثیر قرار دهند.
اخلاقگرایی
این شاید مهمترین ویژگی ملودرام باشد. اگرچه در سریالها و فیلمهای ملودرام شخصیتهای مختلف در چالشهای اخلاقی قرار میگیرند اما نتیجهگیری پایانی خبر از پیروزی اخلاق میدهد. اصولا در مبحث ملودرام و در دنیایی که در قالب ملودرام خلق میشود، جهان بسیار زیباتر است از دنیایی که مثلا در ژانر نوآر یا ژانرهای دیگر آفریده میشود. طراحان ملودرام از هیچکاک کبیر گرفته تا مینهلی و سیرک و میزوگوچی، همه قائل به جهانی اخلاقگرا و دور از رذالتها هستند. مثلا در فیلمهای هیچکاک همیشه سزای گناهکاران مرگ است. در «روانی» شخصیت اصلی فیلم که در همان یک ساعت اول پروندهاش بسته میشود، به دلیل اقدام غیراخلاقیاش در ربودن پولها و خیانت در امانت، کشته میشود. تاکید هیچکاک بر این اخلاقگرایی را در صحنهای میبینیم که پس از صحنه قتل ماریون به دست نورمن بیتس، با نمایش پول ربوده شده که دستنخورده روی میز باقی مانده است، نوعی اخلاقگرایی مسیحی را ترویج میکند به این مضمون که اقدام به گناه مساوی است با نیت اقدام به گناه. در سریال «سالهای دور از خانه» موقعیتهای بسیار خطیری در زندگی شخصیت اصلی شکل میگیرد که هر کدام در حکم دعوت به گناه هستند، از اقدام به دزدی گرفته تا خروج از دایرهای که اخلاق تعیین کرده، اما اعتقاد این شخصیت به انسانیت و اخلاق اجتماعی از او شخصیت مهربان و سمپاتیکی میسازد که تماشاگر و بیننده ضمن سرگرم شدن از دیدن وقایع زندگی او، ناخودآگاه تحسینگر این شخصیت نیز هست. ارسطو در ستایش تراژدی در میان فرمهای دیگر هنری از مفهوم پالایش سخن به میان میآورد که مرگ قهرمان برای بینندگان به همراه دارد.
یعنی اثر نمایشی در ارتباط با تماشاگر، او را متوجه خطاها و اشتباههایی میکند که قهرمان داستان را از پا درآورده است و جذابیت شخصیت قهرمان تا اندازهای است که میتواند تماشاگر را تحتالشعاع قرار دهد. اثری که در رابطه با خانوادهها و طیفهای گوناگون قرار دارد حتما باید از لحاظ اخلاقی، همه قواعد زندگی و آداب جمعی را رعایت کند. در این صورت است که اولا امکان نمایش برای اقشار مختلف سنی را پیدا میکند و ثانیا میتواند با رعایت ظرافتهایی، همه این اقشار تماشاگر را به خود جذب کند.
زندگینامه
به فیلمهای محبوبتان دقت کنید و آنها را در ذهنتان یادآوری کنید. آیا در میانشان اثری هست که در آن سرگذشت قهرمان را از کودکی تا مرگ ببینیم؟ در رمانها اغلب سرگذشت شخصیتها را از کودکیشان دنبال میکنیم و اتفاقهای مهم زندگی آنها را در دوران مختلف زندگیشان میبینیم. رمانهای مشهوری مثل «ژان کریستف»، «خانواده تیبو» و غیره سرگذشتنامههایی هستند که اوج و فرود قهرمانان را در دورههای مختلف سنی آنان نشان میدهد. از کودکی، نوجوانی، جوانی، میانسالی، پیری و حتی مرگ. بسیاری از فیلمها با رعایت این قاعده، سرگذشتها را روایت میکنند اما به دلیل زمان کوتاهی که یک فیلم سینمایی در اختیار دارد، این الگو برای سریالسازی بیشتر مورد استفاده قرار میگیرد. در سریال «سالهای دور از خانه» ما سرگذشت دوران زندگی شخصیت اصلی را از ابتدا تا مرگش میبینیم و این طی طریق و گذر زمان تاثیر بسیار مهمی بر مخاطب دارد.
نتیجه
از زمان پخش سریال «سالهای دور از خانه» تاکنون نزدیک دو دهه میگذرد. اما هنوز هرگاه سخن از تاثیرگذارترین سریالهای خارجی به میان میآید، همه از این سریال ژاپنی یاد میکنند. این امر باید به درستی بررسی شود که این سریال چه ویژگیهای دیگری داشته که چنین تاثیر بلندمدتی بر مردم گذاشته است. توجه داشته باشیم که در سالهای اخیر کمدیسازی به عنوان تنها گزینه برای جذب آحاد مردم شناخته میشود. در حالی که تاثیر سریال «سالهای دور از خانه» نشان از این میدهد که واقعیت ممکن است چیز دیگری باشد.
امان جلیلیان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: