فیلم «بابل» از فیلمهای دیدنی و پرهیجان است. آنچه به بابل هیجان داده است، داستان متفاوت و پرفراز و نشیب آن است. بابل هم اکشن است هم اکشن نیست. سرنوشت آدمهای مختلف که بدون میل خود درگیر مسائل مختلف میشوند و زندگی آنها به مخاطره میافتد، بابل را فیلمی اکشن کرده است. آدمهایی که در نقاط مختلف دنیا زندگی میکنند، اما اتفاقاتی آنها را به یکدیگر مربوط میکند.
کد خبر: ۱۸۸۹۳۶
«بابل» را آلخاندرو گونسالس کارگردانی کرده است؛ کارگردانی مکزیکی که در پرونده سینمایی خود فیلمهای مطرح 21 گرم و عشق سگی را نیز دارد. در این فیلم که محصول مشترک آمریکا و مکزیک است، جان کلیک و استیو گولین نیز در کنار گونسالس در ساخت بابل مشارکت داشتهاند. فیلم محصول 2006 است و براد پیت، کیت بلانچیت، پیتر رایت، هاریت والتر، آدریانا باراسا و رینکو کیکوچی در آن بازی میکنند.
ریچارد (پیت) و سوزان (بلانچیت) زوجی آمریکایی، پس از مرگ یکی از فرزندانشان که باعث افسردگی عمیق سوزان شده است، برای گذراندن تعطیلات به مراکش سفر کردهاند. 2فرزند دیگر آنها را آملیا خدمتکار مکزیکی آنها مراقبت میکند. آملیا وقتی ریچارد و سوزان در سفر هستند با خبر میشود که پسر بزرگش تصمیم به ازدواج دارد. آملیا که نمیتواند کسی را برای مراقبت از بچهها پیدا کند آنها را نیز با خود به مکزیک میبرد. خواهرزاده آملیا در این سفر آنها را همراهی میکند.
در همین حال در مراکش، تفنگ شکاری پر نقش و نگاری به یک کشاورز فقیر مراکشی هدیه میشود و او نیز تفنگ را به یکی از پسران خردسالش میدهد تا با شلیک چند گلوله حیوانات شکارگری را که به گله بزها حمله میکنند، فراری دهد. پسرها در حین چوپانی بازیگوشانه به طرف اتوبوسی شلیک میکنند که در جاده نزدیک کوهستان در حال عبور است. گلوله به شانه سوزان اصابت میکند و باعث خونریزی شدید میشود. پلیس وارد ماجرا میشود و این اتفاق را یک حرکت تروریستی نامگذاری میکند.
در ژاپن، چیکو، دختر نوجوانی است که نه میتواند بشنود و نه میتواند حرف بزند. ناتوانی او در ارتباط با دنیای پیرامونش باعث شده که او دست به رفتارهای غیرمتعارف بزند. پدر چیکو تلاش میکند که با دختر ارتباط برقرار کند. مادر چیکو خودکشی کرده است و در پایان فیلم پدر چیکو نیز وارد ماجرای مراکش میشود در حالی که آملیا نیز در مرز مکزیک و آمریکا در زمان برگشت دچار مشکلاتی شده است... .
بابل را ببینید تا به یکپارچگی اتفاقات دنیا بیشتر معتقد شوید، دنیایی که بدبینی مانند رشتهای اجزای آن را به هم مرتبط میکند.