به یک دلیل میتوان گفت که ساختار قدرتی که امروز در روسیه بوجود آمده بسیار پیچیدهتر از چیزی است که ما آن را خرد عرفی و قراردادی توصیف میکنیم.
پوتین در کشور خود در اوج محبوبیت قرار دارد. این محبوبیت به گونهای است که او میتوانست با تغییر قانون اساسی، دوره ریاستجمهوریاش را ادامه بدهد اما در این میان همیشه این سوال وجود دارد که اگر یکی از اهداف اصلی او این بود که همچنان در راس قدرت باشد چرا سمت نخستوزیری را برگزید؟
به نظر من فصل جدیدی از سیاست روسیه در حال نمایان شدن است. به گفته کارشناسان رئیسجمهور سیاست خارجی و امنیتی کشور را طراحی و نخستوزیر آن را اجرا میکند. حتی سیاستمداران روس نیز به این موضوع اعتقاد دارند که پوتین هم چنان قدرتمند و بسیار تاثیر گذار است. وی قصد دارد از راه دور بر عملکرد مدودف نظارت کند. حتی ممکن است راه را برای نامزدی در انتخابات ریاستجمهوری آینده روسیه برای خود هموار کند.
نتیجه نهایی تحولات سیاسی روسیه هرچه باشد حقیقت این است که انتخابات اخیر ریاستجمهوری روسیهگذاری بود از مرحله به هم پیوستگی به دوره مدرن. سیاست فعلی روسیه نشانگر آغاز سیر تکاملی به سوی تعادل است که تا پیش از این به چشم نمیخورد.
حال این سوال مطرح میشود که این سیر تحول سیاسی در روسیه چه پیامی برای سیاست خارجی آمریکا دارد؟
ظرف چند ماه آینده روسیه سرگرم کار روی روشهای عملی برای انتخاب میان طراحی و اجرای سیاستهایش در بخش امنیت ملی خواهد بود. خرد حکم میکند دولت جورج بوش، رئیس جمهور آمریکا و نامزدهای انتخابات ریاستجمهوری نوامبر امسال با خودداری از بیان نظرات و مواضع خود در فضای عمومی به روسیه اجازه دهند تا تدابیر و سیاستهایش را به معرض ظهور بگذارد.
پس از سال 1991 که اتحاد جماهیر شوروی دچار فروپاشی شد هر دولتی که در آمریکا بر سر کار آمده است به گونهای عمل کرده که گویی برقراری دموکراسی در روسیه یکی از وظایف اصلی آمریکا است.
سخنرانیهایی که کمبودها و نقصهای کرملین را به رخ میکشید و رفتارهایی که ریشه در کشمکشهای دوران جنگ سرد داشت بارها و بارها از سوی مقامات آمریکایی ایراد شده است.
در روسیه گروهها و افرادی وجود دارند که برای سرعت بخشیدن به سیر تکاملی دموکراسی در روسیه چشم به کمک آمریکا دوختهاند اما تقریبا تمامی ناظران تحولات روسیه معتقدند که اکثریت روسها به آمریکا به چشم دشمنی مینگرند که قصد دارد روسیه را نابود کند.
جای افسوس است که چنین جوی در روسیه علیه کاخسفید تقویت شده است. روسیه و آمریکا کنترل
90 درصد از سلاحهای هستهای جهان را در اختیار دارند. وسعت سرزمینی روسیه در مرزهایش با اروپا، آسیا و خاورمیانه بسیار زیاد است. پیشرفت به سوی ثبات و آرامش با توجه به فعالیتهای هستهای و قدرت یافتن کشورهای خاورمیانه و ایران نیازمند همکاریهای مشترک آمریکا روسیه است.
من سیاست روسیه در زمان پوتین را به عنوان مسیری برای جستوجوی شریک استراتژیک قابل اطمینان توصیف میکنم. لفاظیها و یاغیگریهای مسکو در سالهای اخیر ناشی از بیاعتنایی آمریکا به درخواست شراکت روسیه است.
سه موضوع در دستور کار سیاسی روابط روسیه و آمریکا وجود دارد: امنیت، موضوع ایران و روابط مسکو با کشورهای تازه استقلال یافته به ویژه اوکراین.
از آنجا که روسیه و آمریکا درخصوص مسائل هستهای دو وزنه سنگین هستند بنابراین به نوعی از قدرت خاص برای رهبری مسائل مربوط به خلع سلاح هستهای برخوردارند.
روسیه و آمریکا در مورد برنامه هستهای ایران اختلافات جدی دارند. در مورد تهدیدها علیه روسیه به ویژه طرح سپر دفاع موشکی آمریکا در اروپا نیز به شدت با یکدیگر مخالف هستند. واشنگتن از استقلال کوزوو و عضویت اوکراین و گرجستان در ناتو حمایت کرده در حالی که روسیه به شدت با این دو موضوع مخالفت میکند.
حال باید دید که آیا روسیه و آمریکا اختلافاتشان را کنار میگذارند و در کنار یکدیگر به عنوان ابرقدرتهای جهان تعامل دوستانهای خواهند داشت یا به تقابل با یکدیگر بر میآیند؟
* وزیر امورخارجه اسبق آمریکا
منبع: اینترنشنال هرالد تریبیون