مرگ او که فرشته بود

«من نمی‌‌خواهم مثل تمام افراد دیگری که به محض شنیدن حرف‌های پلیس برای تبرئه کردن خودشان زندگی مشترک با همسرشان را بهشتی زیبا جلوه می‌دهند رفتار کنم. من اعتراف می‌کنم که در زندگی با همسر گذشته‌ام «پگی» مشکلات زیادی داشتیم که حتی نام بردن آنها ساعت‌ها طول می‌کشد. مشکلات ما آنقدر زیاد بود که بارها با خودم فکر می‌کردم با وجود این مقدار مشکل و عدم‌تفاهم چه فکری کردیم که تن به ازدواج با یکدیگر دادیم؟
کد خبر: ۱۸۴۳۵۶

 اگر واقعا این زندگی به خاطر عدم‌تفاهم و اختلافات زیاد اخلاقی بین ماست مطمئنا در دوران آشنایی ما از چیزهای زیادی چشم‌پوشی کرده‌ایم که اکنون با آنها برخورد داریم. این همان فکری بود که باعث شد من با درخواست طلاق همسرم موافقت کنم و اکنون به خاطر همین موضوع مورد پرسش قرار گرفته‌ام.»

خانم «پگی برگفلد» 34 ساله صاحب 3 فرزند است. دختر  بزرگ او 9 ساله و دو پسرش 4 و 3 ساله هستند. از زمانی که پگی به شکل عجیبی مفقود شده و پلیس هیچ اثری از وی پیدا نکرده است پرونده‌ای مبنی بر قتل او تشکیل شده و اطرافیانش مورد بازجویی قرار می‌گیرند. یکی از افرادی که پلیس به او بشدت مظنون است همسر سابق وی و پدر بچه‌ها یعنی «راب نیکسون» است. آقای نیکسون به خاطر مشکلات اخلاقی بسیار زیادی که شواهد متعددی آنها را تایید می‌کنند به‌عنوان اولین مظنون در قتل احتمالی  پگی به شمار می‌رود. «من  نمی‌فهمم وقتی حتی جسدی از پگی پیدا نشده است چطور ممکن است که پلیس به فکر این باشد که پگی به قتل رسیده است اگر من او را کشته‌ام پس جسدش را در کجا پنهان کرده‌ام که هنوز بعد از ساعت‌ها و روزها بازجویی پلیس نتوانسته جای آن را از من بپرسد و آن را پیدا کند؟ فرضیات اشتباه پلیس آنها را به بیراهه کشانده و حاضر نیستند به هیچ چیز دیگری هم فکر کنند. حتی بارها هم گفته‌ام هیچ دلیلی وجود ندارد که من بخواهم زنی را که از او جدا شده‌ام و دیگر هیچ مشکلی با او ندارم به قتل برسانم. اگر می‌خواستم دستم به خون همسرم آلوده شود چرا جدا شدم و نیمی از اموالم را به او ببخشم و حتی بدون کوچک‌ترین بحث‌وگفتگو حضانت بچه‌ها را به او بسپارم. من با پگی مشکلی نداشتم و به همین خاطر روند طلاق ما هم بدون هیچ استرس و مشکلی برگزار شد.» در حالی راب نیکسون خود را  در مورد مرگ احتمالی و مفقود شدن مشکوک همسر سابقش بی‌گناه جلوه می‌دهد اما والدین پگی یعنی «فرانک» و «سوزی» مطمئن هستند که در هربلایی که سر دخترشان آمده دامادشان دست داشته است. از نظر آنها رفتار‌های خشن و بی‌اعتمادی‌هایی که آنها از او دیده‌اند می‌تواند دلیل خوبی برای آن باشد که راب همسرش را به قتل رسانده باشد. جستجوی پلیس نیز در پرونده این مرد نشان می‌دهد که در طول ازدواج این زوج پگی دو‌‌بار با پلیس تماس گرفته است در تماس اول او ادعا کرده که شوهرش وی را تهدید به قتل کرده و پس از دعوای شدیدشان به او گفته است که بار دیگری که به منزل باز گردد با اجساد فرزندان‌شان مواجه خواهد شد. پس از حضور پلیس در منزل این زوج و اظهار بی‌اطلاعی راب از اظهارات همسرش به پلیس، ماموران بدون تشکیل پرونده اتهام منزل پگی را ترک کرده‌اند. حدود 6 ماه بعد نیز بار دیگر پگی در تماس تلفنی که با پلیس گرفته از آنها خواسته است تا فورا به منزل او بیایند. ظاهرا پس از دعوای شدید میان این زوج راب در حالی که پگی فرزند پسرشان را در آغوش داشته او را از پله‌های منزل به پایین هل داده و سبب زخمی شدن آنها شده است. این بار پرونده خشونت این مرد تشکیل شد اما خیلی زود با رضایت دادن پگی ماجرا فیصله پیدا کرد. یکی از دلایلی که والدین پگی اصرار دارند عنوان کنند که راب در مرگ دخترشان دست داشته است خشونت‌هایی است که او در حق همسر و فرزندانش می‌کرده است. آنها به خوبی به یاد می‌آورند که پگی مدام به آنها می‌گفته که همسرش از مشکل دو شخصیتی بودن رنج می‌برد و  در حالی که می‌تواند مردی بسیار آرام و مطیع باشد ناگهان خوی وحشی او نیز رو می‌شود و رفتارهای غیرعادی و خطرناک او همه را به ترس می‌‌اندازد. «من پگی را طلاق دادم چون به من تهمت می‌زد. همین تهمت‌هایی که اکنون در پرونده من درج شده است، همان‌هایی است که روزی پگی آنها را در صورت من می‌گفت و اکنون والدینش آنها را منتقل می‌کنند. دو شخصیت داشتن معنی ندارد اگر من مرد خوبی بوده‌ام که او با من ازدواج کرده و بچه‌دار شده‌ایم چه طور ناگهان ادعا می‌کند که من دو شخصیتی هستم. آن هم درست در زمانی که سعی داشت من بدون آن که اذیت و آزاری برایش درست کنم از من جدا شود و به راحتی هم این اتفاق افتاد. من هیچ خصومتی با او نداشتم و باز هم می‌گویم اختلاف نظر و سلیقه‌های ما مشکل عمده‌ای بود که به خاطر آن از هم جدا شدیم. از طرف دیگر چرا من باید زنی را که به خوبی از 3 فرزندمان نگهداری می‌کرد را به قتل برسانم؟ با مرگ پگی من به چه چیزی دست پیدا می‌کردم در حالی که زندگی‌های ما جداگانه ادامه داشت و با شرایط جدیدمان به خوبی خو گرفته بودیم. چیز دیگری که من به پلیس می‌گویم آن است به جای این که مدام و با هر بهانه‌ای مرا به قاتل بودن متهم کند بهتر است با همسر اول پگی هم صحبت کند. او قبل از ازدواج با من 6 ماه با مردی به نام «ران بیکر» زندگی کرده بود که ازدواجشان به هیچ سرانجامی نرسید.
اکنون گرچه بیش از 15 سال از این ماجرا می‌گذرد، اما بعید نیست که این مرد با دیدن زندگی خوبی که پگی داشت بخواهد از وی انتقام بگیرد، اما کسی به حرف من گوش نمی‌دهد و آن را قبول ندارد. از نظر اطرافیان که همه اعضای خانواده پگی هستند من هر حرفی را می‌زنم تا خودم را از قاتل بودن تبرئه کنم در حالی که من هم واقعا دوست دارم بدانم چه بلایی سر پگی آمده است. وجود مقدار زیادی پول در کمد منزل او به گفته پلیس که توسط وکیلم به من منتقل می‌شود فرضیه رفتن او از خانه را از بین می‌برد. شاید هم واقعا پگی یک روز از بچه‌داری و فشار زیادی که روی او بود خسته شده و تصمیم به ترک همه چیز را گرفته و حتی احتیاج به پول زیادی که در خانه داشته، نداشته است. اینها همه فرضیه‌هایی است که ممکن است حقیقت داشته باشد و تا زمانی که جسد و اثری از همسر سابق من پیدا نشده است نمی‌توان مرا به عنوان قاتلی روانی که او را بشدت آزار می‌داده است معرفی کرد».

ماموران پلیس یک هفته پس از آن که پرونده مفقود شدن پگی در راه منزلش تشکیل شد، متوجه آتش‌سوزی نسبتا بزرگ در نزدیکی منزل این زن شدند. آنها با حضور در محل و شناسایی عامل آتش‌سوزی که یک خودرو مدل بالا بود متوجه شدند که آتش‌سوزی متعلق به خودروی پگی است که آتش از سمت سرنشین آن آغاز شده است.
علت آتش‌سوزی عمدی بود و جستجوها نشان می‌داد هیچ کس در هنگام حادثه در خودرو نبوده است.
پیچیدگی‌های این پرونده باعث شده تا پلیس هنوز هم نتواند قاتلی را برای مرگ احتمالی خانم پگی برگفلد پیدا کند، زن 34 ساله‌ای که همه از او به عنوان فرشته مهربانی یاد می‌کنند.

«من هم از گم شدن پگی ناراحت و نگرانم و حتی وقتی به بچه‌هایم فکر می‌کنم که اکنون چه حالی دارند بشدت افسرده می‌شوم. باور کنید من نقشی در این ماجرا ندارم و پگی قربانی یک حادثه پیچیده شده است».

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها