تنها (نامهت رو نگه دار، یه چار پنج سال دیگه دوباره بخون، ببین بازم منطقیه؟ زیاد احساساتی نباش عسل و مربای بابا. همیشه گفتهم، نامهای به دستم میرسید، ناسزا هم که بود، چاپ اسم فرستندهش حداقل کاری بود که میکردم. بازم چاکریم دربست)- ستاره ثریا از بندر ترکمن- مهدی فلاحپور 16 ساله از اصفهان (آبنبات قیچی من! تو که قلمت روونتر و بهتر از اینا بود. چی شده؟ سرت به جایی خورده؟ ما هم داشتیم میرفتیم یه توپ دیگه بخریم ها! ابولمعالی کیکاووسبن وشمگیر سلام رسوند و گفت از کلمات و زبون سادهتری استفاده کن، هر چیز غیر مرتبطی رو هم به هم نباف!)- نوشمک 22 ساله از کرج (واااای، ممنون از احوالپرسی. پیامت رو دادم به مسئولش ولی یاد بگیر برای هر قسمتی که مطلبی داری، نامه جداگانهای بفرستی)- یه نفر از رفسنجان (امید من، به جای شکوِه از غمنامه بروبچ، تو ماجراهای خندهدار و نوشتههای طنزت رو بفرس که با یک تیر دو نشون زده باشی: پاسخگو برای نوشتههای مثبت و طنز پارتیبازی میکنه اسااااااااسییییی)- مرده متحرک- یه پسر اهل تهران دانشجوی برق (بیخیال بااااااا! فکر کردی ما کیایم؟ اینجا کجاست؟ بابا دانشجو! مهندس آینده! گاهی وقتا یخدهم فکر کنی، نه دوگوله خسته میشه نه در آینده روزی میاد که عین حالا بگی: «الآن میفهمم چقدر احمق بودم»! خلاصهش که راه رو اشتباه اومدی داداش!)- آیسان (از قضا اونی که میخواستم بهت بگم یه چی تو همین مایهها بود! نمره امتحانیت رو میگم ها... نری به معلمتون بگی چی!! چون به خاطر همین چیه بود که از کل نامهت همین یه اسم اونم اینجا چاپ شد!!)- بهاره رادهوش 20 ساله از اصفهان- مریم ادیبی از اصفهان (اووووو...وه! بابا حافظه 6 ثانیه! کی همچی حرفی رو زده اون وخ؟!! عید پارسال یه ماهی گرفتم که برا انجام یه آزمایشی، یه مدت باهاش حرف میزدم!! فِک کن! میدونستی ماهیهام واس خودشون شعور و ادراک دارن؟ یه هفته فرصت نکردم بهش حرفای مهربونانه بزنم! زد و خودش رو مُرد! حالا 6 ثانیه رو پیدا کن و ببین پرتقال فروشه کجاس!)- حامد رستمی از قروه (شرمنده. مجاز نیستیم)- دوستدار جوابهای پاسخگو از تهران (چاکراتیم و مخلصات! قابلی نداشت عسل و مربای دم صبحونهم)-