راز عشق در این است که به یکدیگر سخت نگیرید. عشقی که آزادانه هدیه نشود اسارت است. بدون انتظار دوست بدارید و شریک زندگیتان را رها کنید تا خود چنان که میخواهد شما را دوست بدارد نه همانگونه که شما میخواهید به همان میزان که شما او را دوست داشتهاید و درست در همان موقعیت. شما گرچه به هم نزدیکید اما یک نفر نیستید و دو منش و کنش متفاوت دارید که مشابه نبودنش دلیل اشتباه بودنش نیست.
راز عشق در احترام متقابل است. احساسات متغیرند، اما احترام دو طرف ثابت میماند. اگر عقاید شریک زندگیات با عقاید تو متفاوت است، با احترام به نظریاتش گوش کن. احترام باعث میشود که او بتواند خودش باشد.
راز عشق در گوش سپردن به شریک زندگی است. او یک شنونده نیست که ما بیهدف هر چه در ذهنمان است بگوییم و وقتی نوبت حرفها و درددلهای او میشود به دنبال کارهای خودمان برویم. اگر عشق را دنبال میکنید به حرفهای همسرتان به خوبی توجه کنید.
راز عشق در تواضع است. این صفت به هیچوجه نشانه تظاهر نیست. این صفت نشاندهنده احساس و تفکری قوی است.
میان دو نفری که یکدیگر را دوست دارند تواضع مانند جویبار آرامی است که چشمه محبت آنها را تازه و با طراوت نگه میدارد.
راز عشق در این است که حس تملک را از خود دور کنی.
در حقیقت هیچکس نمیتواند مال کسی شود. شریک زندگیات را با طناب نیاز مبند. گیاه هنگامی رشد میکند که آزادانه از هوا و نور آفتاب استفاده کند.
راز عشق در این است که از یکدیگر انتظارات بیجا نداشته باشید، زیرا نقص همواره جزء لاینفک انسان است، ذهنت را بر ارزشهایی متمرکز کن که شما را به یکدیگر نزدیکتر میکند، نه بر مسائلی که بین شما فاصله میاندازد...