یادش اومد که تلفنش زنگ خورد و در حین رانندگی باید یه یادداشت رو مینوشت. دنبال یه خودکار گشت و وقتی پیداش کرد روی دستش تند تند یادداشت کرد اون نوشته رو.
حالا که اون لحظه رو به یاد آورد به جای اینکه ناراحت بشه از رفتنش خندهاش گرفت که همه چیز چقدر راحت تموم شد و چقدر حقیر بوده تو اون لحظه.
با روح سبکش باز هم نگاهی کرد و مرور خاطرات رو گذاشت برای لحظهای دیگر.
همه چیز از نو شروع شده بود. از نقطه سرخط.
بهاره سدیری
نادر فریادشیران در گفت و گوی اختصاصی با جام جم آنلاین؛