گروه رسانه: اعلام خبر ساخت پروژه سینمایی زندگی مولانا با مشارکت کشورهای امارات عربی متحده، قطر، هند و... این روزها واکنشهای مختلفی در پی داشته است.
خبرگزاری مهر با اعلام این خبر در گزارشی مینویسد: این روزها باز هم رویکرد جهانی به مفاخر فرهنگی کشورمان البته در حوزه فیلمسازی در صدر اخبار قرار گرفته است. در این مقطع شاید لازم باشد واکنشهایمان را نسبت به خبر ساخت فیلم سینمایی «رومی: آتش عشق» درباره مولانا؛ شاعر و فیلسوف نامدار ایرانی با رویکردی منطقی مورد بازنگری قرار دهیم.
کد خبر: ۱۷۹۰۹۹
در صفحه اول سایت اطلاعرسانی پروژه سینمایی رومی: آتش عشق به کارگردانی مظفر علی، اخبار مختلفی منعکس شده که یکی از اولین خبرهای آن حاکی از ساخت پروژه سینمایی تولید مشترک ایتالیا و امارات عربی متحده درباره مولانا جلالالدین محمد بلخی بود. قرار بود این پروژه 25 میلیون دلاری را شرکت ایتالیایی ایستار پروداکشن با همکاری شرکت دی سون دبی تولید کند که توافق نهایی آن در جریان برگزاری دومین جشنواره رم حاصل شده بود. تصمیم دی سون برای ساخت فیلمی از زندگی مولانا بخشی از یک استراتژی بود که برابر با آن، امارات قصد داشت خود را به عنوان لوکیشنی جدید برای ساخت پروژههای سینمایی در خلیج فارس مطرح کند. همچنین قرار بود بخشهایی از فیلم در ترکیه فیلمبرداری شود و یونسکو نیز حمایت خود را از آن اعلام کرده بود. اما خبری که این روزها منتشر شده، حاکی از اتفاقاتی دیگر است. پروژه رومی: آتش عشق را مظفر علی فیلمساز هندی کارگردانی میکند. او فیلمنامه را با همکاری کبیر هلمینسکی از آمریکا، میرا علی از هند، شما زیدی از هند و شاهرخ حسین از بریتانیا نوشته و دکتر دیپاک چوپرای هندی و دکتر لیندا سیگر از آمریکا نیز مشاور فیلمنامه بودهاند.
کافی است گزینههای معرفی شده را کنار هم قرار دهیم و کمی سبک سنگین کنیم که کدام گروه تولید برای ساخت فیلمی درباره این عارف ایرانی با وجهه جهانی صلاحیت بیشتر دارند؟ در این قضاوت اگر منصف باشیم و نخواهیم تنها بر وجهه ملی / میهنی حضور عوامل ایرانی پافشاری کنیم، عقل سلیم حکم میکند که با روی گشاده پذیرای ساخت پروژه دوم باشیم که اعتبار عوامل آنها میتواند تا حدی زیاد خیال ما را از بابت کیفیت محصول نهایی راحت کند.
اما اگر از همان اولین گام، قصد مخالفخوانی داشته باشیم، آن هم با رفتن یک گروه خارجی سراغ مفاخر این مرز و بوم و بخواهیم آن را تعدی و تجاوز در حریم ملی / میهنی و.. . تلقی کنیم، کافی است کمی منصف باشیم و به این سوال پاسخ دهیم که در طول همه این سالهایی که فرصت برای رفتن سراغ مولانا، غزالی، شمس، خواجه نصیرالدین طوسی و... داشتیم چه کردیم و چه در چنته داریم که بتوانیم به عنوان یک مدعی در این وادی عرضاندام کنیم؟ جز این است که 30 سال از پیروزی انقلاب اسلامی میگذرد و 30 سال برای شکلگیری و هویتمندی فرهنگ و هنر یک کشور فرصتی کوتاه نیست!
30 سال گذشته، ما نه تنها آنگونه که شایسته مفاخر این مرز و بوم بوده سراغشان نرفتهایم بلکه حتی اقدامهای شکستخورده هم برای گام نهادن در این حیطه انجام ندادهایم که چنتهمان پر باشد.شاید کمترین و تنها کاری که در این مقطع از ما برمیآید، همین تحلیل و ارزیابیها باشد تا شاید بتواند اندکی بار کمکاری را در نظر خودیها سبک کند اما یادمان باشد باید نگران چه چیزی باشیم؛ مفاخرمان یا وجهه خودمان یا تعصبات فرامتنی؟!