باراک اوباما و هیلاری کلینتون، نامزدهای حزب دمکرات امریکا برای راهیابی به انتخابات ریاستجمهوری ماه نوامبر این کشور میگویند یک دلیل خارج کردن نیروهای امریکا از عراق، تقویت نیروهای امریکا در جنگی است که نه فقط موجهتر بلکه در صورت داشتن نیروهای بیشتر احتمال پیروزی در آن بیشتر است.
نظر مردم حقایقی را دربر دارد. نیروهای ناتو در افغانستان بسیار اندک است اما این تهدید اصلی برای مقاصد غرب در آنجا نیست. ضعف و فساد دولت افغانستان بیشتر اهمیت دارد. به علاوه این ضعف، محصول اجتنابناپذیر فقر و عقبماندگی افغانستان نیست اگرچه این دو عامل نیز در آن بیتاثیر نیستند.
ضعف و فساد نتیجه ناکامی اراده سیاسی در کابل و واشنگتن است. حامد کرزای، رئیسجمهوری افغانستان چنان که باید کاری در زمینه ایجاد حکومتی کارا و موثر و جورج بوش چنان که باید کاری برای پیچاندن دست کرزای انجام نمیدهد.
فعالیت نظامی علیه طالبان در بخشهایی از افغانستان به خوبی پیش میرود. نیروهای طالبان با وجود برخورداری از پناهگاههایی در نواحی قبیلهای مرزی پشتوننشین پاکستان، امکان چندانی برای در دست گرفتن کنترل هیچ شهر مهمی را در افغانستان ندارند.
تلاش برای ترور بسیاری از فرماندهان باتجربه طالبان که با رهبری امریکا انجام شده در موارد بسیاری با موفقیت همراه بوده است. طالبان اکنون ترجیح میدهد از درگیریهای مستقیم اجتناب کند و بیشتر فعالیتهای خود را بر کارگذاشتن بمب در کنار جادهها متمرکز کرده است.
در حال حاضر خطر این که دولت اراضی بیشتری را در برخورد با شورشیان از دست بدهد، کمتر است و خطر بیشتر از به بنبست رسیدن جنگ ناشی میشود، بنبستی که بر اثر آن طالبان بیشتر مناطق کمربند پشتون و دولت کرزای بقیه کشور را کنترل کنند.
بنبست نظامی در کنار تجزیه عملی کشور نشانه یک شکست کامل برای غرب در افغانستان نیست اما پیروزی هم نخواهد بود. به یاد داشته باشیم اینجا کشوری است که امریکا برای محروم کردن القاعده از یک پایگاه امن به آن حمله کرد اما حالا القاعده پایگاههای خود را به مناطق مرزی پاکستان منتقل کرده است.
به علاوه، در طولانیمدت حفظ حالت بنبست دشوار خواهد بود. وارد شدن تلفات کم اما مداوم به نیروهای ناتو همچنان باعث خشم افکار عمومی در کشورهایی است که نیرو به افغانستان فرستادهاند. اگر رایدهندگان شکگرا در کشورهای غربی قبول نداشته باشند که نیروهای آنان در مقابل پول و زندگی خود چیز قابل توجهی به دست نمیآورند حمایت آنان از جنگ خوب کاهش خواهد یافت.
چگونه باید جلوی کاهش حمایت افکار عمومی این کشورها گرفته شود؟ امریکا با داشتن انبوه نیروهایش در عراق نمیتواند به سرعت به نیروهایش در افغانستان اضافه کند. ارتش افغانستان در حال رشد است اما لازم است تعداد آن از 80 هزار نفر پیشبینی شده بیشتر باشد.
اگرچه سرباز، مبرمترین نیاز امروز افغانستان نیست زیرا در پایان کار سیاست و نه قدرت، آتش بیشتر است که روشن خواهد کرد که آیا دولت منتخب افغانستان میتواند دامنه قدرت خود را گسترش دهد و طالبان را شکست دهد یا نه. کرزای بویژه باید نشان دهد که دولت او پاکی و صلاحیت لازم را برای ارائه خدمات اساسی در اراضی تحت کنترل خود دارد.
علاوه بر این او باید با اکثریت پشتون راه آشتی در پیش گیرد و با دادن سهم بیشتر به آنان در نظم جدید تعداد هر چه بیشتری از آنان را از طالبان و شورشیان جدا کند.
کرزای در هر دو مورد ناکام بوده و بدتر از همه این که به نظر نمیرسد اصلا تلاشی در این زمینه داشته باشد. امیدهایی که انتخاب او در 2004 به بار آورد در حال نابود شدن است. شخص کرزای شاید فاسد نباشد اما کاری در زمینه مبارزه با قاچاقچیان و جنگ سالاران نزدیک به خود نکرده تا چه رسد به این که شروع به نجات افغانستان از وابستگی نهادی آن به تریاک و موادمخدر کرده باشد.
فساد و بیکفایتی به ویژه در استانها بیداد میکند. امریکا و متحدانآن دارند یاد میگیرند کمکها را به طور مستقیم از طریق گروههای بازسازی استانها تحویل بدهند اما این تلاشها از طرف ارتشهای بیگانه نمیتواند جانشین اقدام دولت ملی باشد. در نتیجه مشروعیت دولت در اثر فشار انتظارهای برآورده نشده در حال نابود شدن است.
آیا معقول است ناامیدی ناشی از عملکرد نادرست افغانستان را متوجه یک نفر بدانم؟ مسلما خیر 30 سال جنگ در این سرزمین فاقد مزایای امروزی باعث کمیابی دولتمردان توانا و ایجاد مشکلاتی بسیار شدیدتر از آن شده است که یک نفر به تنهایی بتواند از عهده حل واقعی آنها برآید.
کرزای به عنوان یک پشتون در دولتی با ریشه در اتحاد شمالی قبلی تحت سلطه تاجیکها از جهات بسیاری تحت فشار و حمله قرار دارد اما با توجه به همین منطق بهتر بود امریکا آن همه امید به شخص کرزای نمیبست. کرزای مردی محترم با بعضی از غریزههای لیبرالیستی و شهامت شخصی فراوان، همان شخصی بود که در سال 2001 برای افغانستان مناسب به نظر میرسید.
بعدها امریکاییها در عراق آرزو میکردند کاش شخصی مشابه کرزای پیدا کنند اما این موضوع باید تا حالا آشکار شده باشد که در کار ملتسازی راهمیانبری وجود ندارد. اگر غرب میخواهد در افغانستان موفق شود باید تلاش بیشتری برای ایجاد نهادهای آن به عمل آورد و کمتر به غرایز یک فرد منتخب امید ببندد.
کشورهای جهان به جای دادن وعده پرداختهای فراوان در کنفرانس آتی کشورهای کمک دهنده به افغانستان در پاریس باید بر حسابرسی مشترک در ادارات دولتی افغانستان تاکید کنند. امریکا باید به کرزای فشار بیاورد مساله موادمخدر را حل کند، قاچاقچیان دولت خود را برکنار یا تحت پیگرد قانونی قرار دهد و کار آشتی سیاسی را تشدید کند.
منبع: اکونومیست