ما هم دو زوج جوان بودیم که از نقطه خیلی پایین شروع کردیم و کمکم توانستیم خودمان را بالا بکشیم. 18 ساله بودیم که آشنا شدیم و بلافاصله ازدواج کردیم. وقتی به خانهمان رفتیم هر دو تازه دانشجو شده بودیم و زندگیمان خرج بالایی داشت. او مهندسی میخواند و من هم که همیشه آرزو داشتم پرستار شوم به رشته پرستاری رو آوردم. زندگی آسان نبود، اما بالاخره به هر شکلی که بود آن را ساختیم. من از اینکه در طول همه این سالها گذشت کردهام و سه فرزندم را بخوبی بزرگ کردهام بسیار خوشحالم، اما هرگز تصورش را نمیکردم که بعد از مرگ همسرم که ضربه بزرگی به همه ما بود من به عنوان قاتل معرفی شوم این خیلی بیانصافی است.»
خانم «تریسی رود» 38 ساله متهم است همسرش «اسکات» را با شلیک گلوله به سرش به قتل رسانده است. تریسی تنها 6 ماه بعد از مرگ همسرش به عنوان قاتل دستگیر شد و در مورد رای نهایی او اعضای هیاتمنصفه هنوز تصمیم نگرفتهاند. در حالی که آخرین دادگاه تریسی نشان میداد که او قطعا قاتل بوده و باید مجازات شود، به علت شرایط بسیار بد روحی این زن رای نهایی به دادگاه بعدی موکول شد. خانم تریسی متهم است با شلیک گلولهای به سر همسرش موجب مرگ او شده تا بیمه عمر 100 هزار دلاری وی را صاحب شود و زندگی جدیدی برای خودش آغاز کند. «بعد ازدواجمان همهچیز سخت بود. مادر و پدرم کمک مالی زیادی به ما میکردند اما چون بچه بودیم نمیتوانستیم زندگی را بهدرستی هدایت کنیم. در همان سالها من و اسکات درگیری زیادی با هم داشتیم که طبیعی هم بود. اینکه بتوانیم زندگی را که خودمان انتخاب کرده بودیم به سرانجام برسانیم کار آسانی نبود، اسکات همه سعیاش را کرد تا با نمرات بالا از دانشگاه فارغالتحصیل شود و بتواند کار خوبی پیدا کند.
من هم که علاقه زیادی به پرستاری داشتم بعد از اتمام درسم در بیمارستان مشغول به کار شدم. پنج سال بعد از ازدواجمان اولین فرزندمان «نیکلاس» بهدنیا آمد.
اسکات از اینکه بچهدار شده بودیم خیلی خوشحال بود این موضوع سبب شد تا بیش از پیش کار کند و در مقایسه با سن کمی که داشت پول خوبی در بیاورد. در طول این سالها و با وجود اینکه ما صاحب سه فرزند پسر شدیم همه چیز خیلی خوب پیش میرفت و ما هیچ مشکلی نداشتیم که من بخواهم با قتل همسرم به آن پایان دهم این تهمتی است که هیچوقت آن را نخواهم پذیرفت.» اولین تماس در مورد مجروح شدن اسکات با اسلحه توسط تریسی صورت گرفت.
او با مرکز پلیس تماس گرفت و اعلام کرد زمانی که در حال دوش گرفتن بوده صدای شلیک گلوله را شنیده و وقتی سراسیمه خود را به اتاق رسانده با بدن نیمهجان همسرش روبهرو شده است ماموران پلیس بلافاصله در محل حاضر شدند اسکات که هنوز جان نسپرده بود فورا به بیمارستان منتقل شد اما تلاشهای پزشکان نتیجه نداد و او بر اثر شدت جراحت وارده جانش را از دست داد. اولین پاسخها که تریسی در مورد مرگ همسرش به پلیس ارائه داد این بود که مطمئنا اسکات خودکشی کرده و خودش اسلحه را خریداری کرده است. ماموران پلیس با وجود این که هیچ مدرکی بر علیه تریسی نداشتند اظهارات او را درج کرده و آزادش کردند.
مدتی بعد با وجود سرنخهای جدیدی که به دست ماموران رسید تریسی به عنوان مظنون به قتل معرفی شد. ازطرف دیگر بررسی پزشکی روی جسد اسکات نشان میداد احتمال این که او خودش توانسته باشد اسلحه را به شکلی بگیرد که گلوله به سرش اصابت کند بسیار کم بود.
در واقع محلی که گلوله وارد سر شده بود نشان میداد که این مرگ یک قتل بوده و هیچ عامل خودکشی در کار نبوده است. از سوی دیگر تنها دو روز به مرگ اسکات مانده بود که او با حضور در دفتر یک وکیل محلی درخواست طلاق خود را از همسرش ارائه کرده بود و ادعا کرده است که قصد دارد هر چه زودتر از همسرش جدا شود.
وکیلی که کار جدایی اسکات از همسرش را به عهده گرفته بود حتی جزییات زیادی را که این مرد از زندگی خصوصیش بازگو کرده بود را در اختیار پلیس گذاشت و عنوان کرد که موکلش معتقد بوده است که همسرش تریسی قصد قتل او را دارد تا با استفاده از بیمه عمرش زندگی جدیدی را برای خودش آغاز کند.
اسکات مهمترین علت جدایی از همسرش را عدم علاقه تریسی عنوان کرده و گفته است که سالهاست میداند که او به شوهرش علاقهای ندارد و تنها به خاطر پسرشان زندگی با او را تحمل میکند. با وجود جمعآوری این مدارک تریسی که نشان میداد از مرگ همسرش بشدت ناراحت است و 2 بار هم در اورژانس بیمارستان بستری شده بود به اتهام قتل دستگیر شد. «من نمیدانم چرا فکر میکنند من قاتل هستم. چرا باید پدر فرزندانم را که تلاش زیادی برای خوشبخت کردن ما میکرد را به قتل برسانم. من از نظر روحی به هیچ وجه انسانی نیستم که بتوانم به راحتی روی سر کسی اسلحه بگذارم و شلیک کنم. این اصلا مسخره است که چون پزشکی قانونی معتقد است که او نمیتوانسته به سوی خودش شلیک کند پس من قاتل او هستم. اسکات مدتها بود که گوشهگیر شده بود. او میگفت زندگی مادیاش آنقدر که تصورش را میکرده و برای آن تلاش کرده، جواب نداده است و این موضوع کلافهاش میکرد. من نمیخواستم هیچ یک از اطرافیان او بفهمند که در چه شرایط بحرانیقرار دارد و به همین خاطر خانوادهاش ادعا میکنند که او از نظر روحی سالم بوده و امکان خودکشی او وجود ندارد.
او چند ماه بود که از قرصهای ضدافسردگی «پروزاک» مصرف میکرد و من از آن خبر داشتم. ادعاهای وکیلاش مبنی بر این که او عنوان کرده من قصد قتلش را داشتهام تا بیمه عمرش را بگیرم دروغ محض است. من هیچ احتیاجی به قتل شوهرم نداشتم تا بتوانم صد هزار دلار پول به دست بیاورم. ما در طول 20 سالی که با هم زندگی کردیم آنقدر پسانداز داشتیم که برای به دست آوردن پول احتیاجی به قتل رساندن یکدیگر نداشته باشیم. از جریان حضور او پیش یک وکیل طلاق من اصلا خبر نداشتم و نمیدانستم که او آنقدر از زندگیاش ناامید شده که قصد طلاق داشته است. واقعیت این است که فکر میکردم قرصهای ضدافسردگی که مصرف میکند روی او تاثیر گذاشته و حتما به مرور زمان حالش را بهتر کرده است. با شرایط روحی که او داشت مطمئن هستم که مرگش را خودش رقم زده و اسلحه را هم خود او تهیه کرده است. من پدر فرزندانم را دوست داشتم و هرگز نخواستم سه پسرم که بشدت به وی وابسته بودند را به این شکل عذاب دهم. مطمئن هستم که اسکات خودش راهی را جلوی پای پلیس میگذارد که نشان میدهد من بیگناهم. همان طور که سه پسرم با حضور در دادگاه و دادن رای به نفع من نشان دادند که پلیس اشتباه میکند».
مترجم: المیرا صدیقی
منبع: سیبیاس نیوز