مرضیه ماندگاری: وقتی فیروز کریمی با حمایت و اصرار مسوولان استقلال تهران از اهواز به تهران آمد؛ با موجی از انتقادهای تند و تیز اهالی اهواز مواجه شد.
او با این کار برای مدتها به یکی از جنجالیترین و بحثبرانگیزترین سوژهها برای اهالی فوتبال و رسانه تبدیل شد.
کد خبر: ۱۷۸۳۲۰
او که به عنوان یک ناجی آمده بود تا استقلال را از گرداب ناکامیهایش نجات دهد، برخلاف انتظار نتوانست زیر بار شکستهای این تیم کمرراست کند، هرچند خودش نام این شکستها را گذاشته بود بدشانسی.
او قبل از هر بازی به هواداران آبیپوش پایتخت وعده برد میداد، ولی در نهایت دست از پا درازتر از زمین مسابقه بازمیگشت تا چیزی جز حسرت و افسوس برای هواداران باقی نماند.
فیروزکریمی انگار از همان روزهای اول فراموش کرده بود، پا به تیمی گذاشته است که در محاصره انبوهی از حاشیهها روز را شب میکند و شب را روز.
توقعات و انتظارات هواداران دوآتیشه این تیم چیز سادهای نبود که با دادن وعدههای عجیب و غریب به علاوه کمی شوخی و خنده بشود از زیر بارش شانه خالی کرد. با این توصیفات لیگ هفتم نحسترین لیگ برای استقلال و این مربی بود.
فیروز که همه راهها را بسته میدیدید چاره را در جدایی از استقلال دید و خیلی زود غزل خداحافظی را خواند.
مردی که استعدادش در مربیگری تحسین همه را برانگیخته بود، با همه شوخطبعیهایش نتوانست رویاهای آبیاش را تحقق بخشد.
کریمی در هیچ تیمی تا به این حد طعم تلخ شکست را نچشیده بود، در کارنامه او موفقیتهای زیادی وجود داشت، اما در نهایت....
با این همه ای کاش کریمی و مسوولان باشگاه استقلال به این زودیها کاسه صبرشان لبریز نمیشد و تا پایان جام حذفی در کنار هم میماندند تا بتوانند آخرین امید استقلالیها را زنده کنند و کابوسهای یک فصل را با فتح جام حذفی فراموش کنند.
لیگ هفتم برای فیروز به پایان رسید. حالا باید دید مقصد بعدی مربی شوخطبع فوتبال ما کجاست.