حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
جیرانی فیلمنامهنویسی را به صورت حرفهای با نوشتن فیلمنامه آفتابنشینها آغاز کرد و بعد از آن فیلمنامههایی چون رهایی، سناتور، پرونده، گلهای داوودی، گمشده، تصویر آخر، زیر بامهای شهر، در آرزوی ازدواج و نرگس را نوشت. جیرانی سال 66 فیلم صعود را ساخت که اثری موفقیتآمیز در پرونده کاری او به شمار نمیآید اما او سال 77 با ساخت فیلم قرمز نشان داد که سالها فیلمنامه نوشتن برای کارگردانان دیگر او را با اصول سینما کاملا آشنا کرده است.قرمز با بازی هدیه تهرانی و محمدرضا فروتن به یکی از فیلمهای خوب سینمای ایران تبدیل شد. بعد از موفقیت قرمز،جیرانی تمرکز خود را بر کارگردانی فیلمهای سینمایی گذاشت و فیلمهای آب و آتش، شام آخر،صورتی،سالاد فصل،ستارهها و پارک وی را کارگردانی کرد.جیرانی سالهای زیادی ازعمرخود را در مطبوعات سینمایی سپری کرده است، او سالها به عنوان دبیر هفتهنامه سینما فعالیت میکرد. در این سالها بهترین شمارههای هفتهنامه سینما منتشر شد. اکنون جیرانی با این سابقه به تلویزیون آمده است تا سالها تجربهاندوزی خود را در اختیار مخاطبان تلویزیون قرار دهد. برای قضاوت درباره سریال مرگ تدریجی یک رویا هنوز خیلی زود است، اما این سریال را میتوان از چند جنبه مورد بررسی قرار داد.
فیلمنامه: فیلمنامه مرگ تدریجی یک رویا را که قبل از پخش سفر به تاریکی نام داشت،علیرضا محمودی نوشته است. محمودی «حرفه نویسندگی» را از روزنامهنگاری آغاز کرد هنوز هم گاهی میتوان نقدهای او را در مجله فیلم خواند، محمودی هم تاریخ سینمای ایران را خوب میشناسد و از شواهد چنین برمیآید که به سینمای دهه 40 علاقهمند است. مرگ تدریجی یک رویا را میتوان اولین فیلمنامه حرفهای و جدی دانست که محمودی به صورت مستقل نوشته و نامش به عنوان نویسنده در تیتراژ دیده میشود. محمودی این فیلمنامه را براساس روند حرکت و زندگی شخصیتها نوشته است. شخصیتهایی که با گذشت زمان زندگیشان متحول شده و اتفاقات غیر قابل پیشبینی برای آنها رخ میدهد. شخصیتهای مرگ تدریجی یک رویا کم نیستند، آنها در مسیر زندگی خود از نقطهای مشخص شروع به حرکت میکنند و در این مسیر زندگی یکدیگر را تحت تاثیر قرار داده آن را به سمتی که خود تمایل دارند میبرند. مارال عظیمی دختر جوانی است که در یک خانواده متمول و بزرگ شده است. پدر او که کارمند شرکت نفت بوده، مرده و او با مادر، خواهر و آفاق که 40 سال است در خانه آنها زندگی میکند روزگار میگذراند. ساناز خواهر مارال از همسرش جدا شده و به شدت به الکل معتاد شده است. مادر مارال بر اثر سکته فلج شده و قادر به صحبت کردن نیست. در این شرایط مارال رمانی با نام گیتی مینویسد و آن را برای چاپ به ناشری میسپارد. ناشر که مرد جوانی است در مراوداتی که بین آنها به وجود میآید دلبسته مارال میشود و با او ازدواج میکند و اولین گره داستان را شکل میدهد. مارال در خانوادهای متولد و رشد یافته است که چندان به دین و مذهب اعتقادی ندارند، اما مردی که اکنون همسر اوست در خانوادهای مذهبی بزرگ شده است که مانند خانواده مارال از مال دنیا بهره زیادی نبردهاند. تضاد فکری و طبقاتی شکل میگیرد و در این تضاد است که شخصیتها وارد عمل شده و کنش و واکنشها را شکل میدهند و باعث بروز اتفاقات و ماجراهایی میشوند که مانند رودخانهای شتابان شخصیتها را با خود میبرد و برخی از آنها را در دست اندازهای خود به نابودی میکشاند و گروهی از آنها رانیز در حاشیه رودخانه رها میکند.
بازیگران: جیرانی در انتخاب بازیگران سریال مرگ تدریجی یک رویا، هوشمندانه عمل کرده است. سپردن نقش مارال به سامیه لک که تاکنون مردم او را به عنوان بازیگر ندیدهاند و بازی خوب و روان او در کنار بازی پخته بازیگرانی چون دانیال حکیمی و هوشنگ توکلی به یکدستی سریال کمک کرده است. جیرانی در انتخاب تمام بازیگران این کنتراست را رعایت کرده و با قرار دادن چهرههای تازه و جوان در کنار بازیگران قدیمی به هماهنگی کار کمک موثری کرده است.
کارگردانی:فریدون جیرانی هرچند به اصول کارگردانی سینما کاملا واقف است با ساخت سریال مرگ تدریجی یک رویا نشان داده که تلویزیون را هم خوب میشناسد و با ذائقه مخاطب آن آشناست. جیرانی در اقدامی بدیع فیلمنامه و کارگردانی کار را به گونهای پیش برده است که نه به مخاطب کمفروشی میکند و نه اطلاعات و قصه را بیش از حد لازم به او ارائه میدهد. همه چیز بهجای خود است. نه کم و نه زیاد. البته نقد و بررسی این سریال را باید گذاشت برای زمانیکه قصه بیش از این جلو رفته باشد و فراز و فرود آن مشخصتر باشد.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....