برای تمام پرندگان‌

کد خبر: ۱۶۹۴۱۶

آجر و پرنده‌

آجری از دیوار فرو می‌افتد

جای خالی‌اش‌

آشیانه‌ای می‌شود

      برای کبوتری سپید!

اگر روزی‌

این همه آجر فرو ریزد

چشم‌های ما

شانه‌ها و دست‌های ما

آشیانه‌ای است‌

    برای تمام پرندگان...

    برای تمام پرندگان...

عبدالصابر کاکایی‌

موج موج دلتنگی‌

اگرچه شاعرم و مثل قبل بی‌پروا

 هنوز نابلدم از تو شعر گفتن را

 چگونه هر غزل از شمس پرده بردارد

 کسی که نیست در اندازه‌های مولانا؟

تو را به نیمه اردیبهشت می‌خواند

کسی به هیات خورشید از فراسوها

تو شاعرانه‌ترین انتخاب من هستی‌

چگونه بسپرمت دست دیگری؟ اما...

شب است و آینه‌ها شاعرانه می‌خوانند

حریر روسری‌ات را به شب بکش یلدا!

منم که هر غزلم موج موج دلتنگی است‌

«شبیه یک پری دور مانده از دریا»*‌

چه انتظاری از این شعرگریه‌ها داری‌

که انتظار مرا برده از خودم بالا؟

 تویی که می‌روی و باز هم نمی‌گردی‌

و من که تا به ابد می‌سپارمت به خدا

*‌ مهدی زارعی‌

پریسا جعفری‌

کسی مقصر نیست‌

از رنگ وروی چهره‌ام پیداست که‌

تصادفی رخ داده در من و

به جز هیچ کس‌

کسی مقصر نیست‌

عبورم را به پای هیچ جاده‌ای نداده‌ام‌

از خودم حتی تکان نخورده‌ام‌

اما این لاشه کامیون‌های سبک و سنگین را

از پهلویم بیرون کنید

و جیغ آهن‌های تصادف را از سرم‌

بگویید این مسیری که منم‌

تا اطلاع همیشه مسدود است‌

مصطفی فخرایی‌

هفت آسمان ماه و ستاره‌

عید است و در تنگ بلورم‌

یک جفت چشم ماه دارم‌

یک آفتاب ارغوانی‌

یک چهره جای آه دارم‌

  سرخ و سفیدند این دو ماهی‌

  دامن به دامن گوهرافشان‌

  خورشیدهایی شکل خورشید

  الماس‌هایی آذرافشان‌

 یک صورت پوشیده از عشق‌

سیمایی از آرامش من‌

یک جفت شمع و یک بغل نور

تصویری از لبخند یک زن‌

  عید است و در تنگ بلورم‌

  تنگ بلورش می‌درخشد

  قلبی که غم را می‌تکاند

  توی تنورش می‌درخشد

عطر عمیق یاس و مریم‌

عطر بلندای بهاران‌

موهای آزاد طلایی‌

بانوی باران درخشان‌

  عید است و در تنگ بلورم‌

  یک راز پرامید دارم‌

  یک سفره خالی و لیکن‌

  هفت آسمان خورشید دارم‌

هفت آسمان باران بی‌ابر

هفت آسمان ماه و ستاره‌

با بازی رنگین‌کمان‌ها

در دست ابر پاره پاره‌

  عید است و در تنگ بلورم‌

  ...

سیدهانی رضوی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها