علاوه بر این، با افزایش جمعیت کودکان باید از آنان مراقبت نیز میشد و همانطور که میبینیم؛ طی سالهای مذکور هزینه آموزش و دیگر مراقبتهای مورد نیاز کودکان بسرعت افزایش یافت و هیچ بحرانی هم وجود نداشت. اگر جامعه امریکا قادر بود تا 20 سالگی از کودکان مراقبت کند، پس هیچ دلیل بنیادینی وجود ندارد که یک جامعه ثروتمندتر با بیشترین میزان بازدهی به نسبت هر کارگر، هماکنون نتواند از آن افراد در سنین 65 تا 90 سالگی مواظبت کند.
حداکثر ممکن است به چندین اصلاحیه قانونی نیاز پیدا شود و هیچگونه بحران مهمی در آیندهای نزدیک پدیدار نخواهد شد.
افرادی که از اقدامات بوش برای برچیدن تامین اجتماعی از طریق طرحهای متعدد جامعه دارای حق مالکیت انتقاد میکنند، موفقیت خود را اعلام کردهاند؛ زیرا مخالفت مردمی به حدی زیاد بود که میتوانست بر روند قانونگذاری فشار آورد. با این حال برای جشن گرفتن هنوز خیلی زود است. عملیات فریبکاری با ایجاد پایگاهی برای حملات بعدی بر نظام تامین اجتماعی، موفقیتهای زیادی به دست آورده است. نظرسنجی گالوپ برای اولین بار در واکنش در برابر این هجمه تبلیغاتی نتیجهگیری کرد که تامین اجتماعی، یکی از گزینههای نگرانیهای عمده محسوب میشود. گالوپ به این نتیجه رسید که موجود بودن و قدرت خرید مراقبتهای بهداشتی بیشتر از تامین اجتماعی نگرانی اصلی بسیاری از مردم است.
بیش از نیمی از امریکاییها به مقدار زیادی درباره آن احساس نگرانی میکنند و یک چهارم دیگر، بیش از تروریسم یا قیمت نفت، درباره چنین مسائلی نگران هستند. مارک ویسبرایت، اقتصاددان امریکایی مینویسد گرچه طبق گفته شماری از معتمدان[دولت بوش] نظام خدمات بهداشتی امریکا هماکنون از نظر مالی، قویتر از هر زمان دیگری در طول تاریخ آن است، ولی نظرسنجی موسسه زاگبی به این نتیجه رسید که 61 درصد مردم معتقدند نظام خدمات بهداشتی امریکا با مشکلات جدی مواجه است و 14 درصد فکر میکنند این نظام در بحران قرار دارد. این اقدامات بویژه در میان جوانان تاثیر بیشتری دارد.
70 درصد دانشجویان نگران این هستند که نظام پرداخت مستمری به احتمال زیاد در دوران بازنشستگی آنان وجود نداشته باشد.
موثر بودن هجمهای از تبلیغات بدقت ترتیب داده شده که از سوی رسانهها در جامعهای تحت کنترل شرکتها تشدید میشود که در آن فریبکاری نهاده شد به یک هنر متعالی ارتقا یافته، نشان میدهد آنانی که آرزو داشتند نظام تامین اجتماعی را از میان ببرند، به پیروزیهای شگرفی نیز دست یافتهاند. این موفقیت تبلیغاتی به خوبی با عملیات رسانهای دولت بوش برای مجاب کردن امریکاییها به این که صدام حسین یک تهدید قریبالوقوع برای بقای آنان بود، که به طور کل مردم امریکا را از طیف افکار عمومی جهانیان جدا کرد، برابری میکند.
مباحثات زیادی درباره این مساله عجیب وجود دارد که نیاز به اصلاح نظام تامین اجتماعی، به بحث داغ روز تبدیل شده در حالی که بهبود نظام مراقبتهای بهداشتی مطابق با خواست افکار عمومی، حتی در دستور کار نیز نیست. یعنی یک تناقض آشکار: بحرانهای مالی شدید نظام خدمات بهداشتی کاملا ناکارآمد و بسیار ضعیف، بحران تلقی نمیشود، ولی برای تضعیف نظام کارآمد تامین اجتماعی که در آیندهای قابل پیشبینی نیز چنین خواهد بود، احساس نیاز میشود.
از این گذشته، این امر که نظام تامین اجتماعی ممکن است زمانی در آیندهای نزدیک با یک بحران مواجه شود، تا حدود زیادی از انفجار هزینههای خدمات درمانی، ناشی خواهد شد. برآوردهای دولت، رشد سریع در کل کمک هزینهها نسبت به تولید ناخالص ملی را از کمتر از 10 درصد در سال 2000 به حدود 25 درصد در 2080 پیشبینی میکند که بسیار بالاتر از دامنه ارزیابیها خواهد بود.
در این دوران چندان انتظار نمیرود که هزینههای تامین اجتماعی از میزان 5 درصدی سال 2000 فراتر رود. از سوی دیگر، افزایش نسبتا زیادتری در تامین خدمات درمانی نیازمندان و رشد زیادی برای خدمات درمانی، مورد انتظار است که دلیل اصلی آن را اساسا میتوان در ناکارآمدی بیش از حد نظام مراقبتهای بهداشتی خصوصی شده ردیابی کرد.
افراد آگاه تفاوتهایی را میان نظام تامین اجتماعی و مراقبتهای بهداشتی جستجو میکنند که بتواند این تناقض را توضیح دهد و آنان بسرعت تفاوتهای بنیادین این دو را خواهند یافت که در دیگر حوزهها نیز کاملا شناخته شده است: این تناقض فیالمثل، اسکیزوفرنی تمامی دولتهایی را انعکاس میدهد که خط مشی راسخ و مستمر را با توجه به ترویج دموکراسی مبنای خود قرار دادهاند. نظام تامین اجتماعی از نظر ثروتمندان چندان مهم نیست، ولی برای افراد شاغل، فقرا، افراد تحت تکفل و ازکارافتادگان بسیار حیاتی هست. از نظر مرفهان، تامین اجتماعی یک حقوق ناچیز نامربوط به حساب میآید.
ولی برای بیش از 60 درصد مردم، منبع اصلی درآمد دوران بازنشستگی و اوج امنیت، محسوب میشود. از این گذشته، تامین اجتماعی به عنوان یک برنامه دولتی، به قدری ازنظر اجرایی کمهزینه است که بار مالی چندانی را بر نهادهای مالی وارد نمیکند.
اثر: نوام چامسکی
مترجم: یعقوب نعمتی ورو جنی