فکر نکنید همین طوری نشستهایم و چون چیزی برای پیشنهاد داشتن نداشتهایم، یکهو افتادهایم یاد پارکهایی که گوشه و کنار شهر ما را سبز کردهاند. اصلا این طوری نیست و لال شویم اگر دروغ بگوییم.
این روزها اگر گذارتان به پارکی افتاده باشد شما هم با ما همعقیده خواهید شد که این روزها قدم زدن توی پارک یا نشستن روی نیمکت یک پارک یا اصلا کتابخوانی (چه درسی و چه غیردرسی) در یک پارک کلی میچسبد.
کد خبر: ۱۶۸۹۶۲
اصولا این روزها که هوا بهاری بهاری شده و درختها همین طور دارند سبز و سبزتر میشوند و شکوفهها قشنگتر و قشنگتر، طبیعتگردی خود به خود جذابیتهای خاص خودش را دارد، اما وقتی آدم نتواند بزند به دل طبیعت (به خاطر نبود امکانات مالی یا کمبود وقت و بحران درس خواندن و کنکور و از این حرفها) چارهای ندارد جز این که دلش را به پارکگردی خوش کند. باور کنید ما همین طور که این هفتهها میرویم تو پارک سر خیابانمان و مینشینیم روی یک نیمکت، اصلا و ابدا ته دلمان نمیگوییم خوش به حال آنهایی که الان در سواحل دریای خزر نشستهاند، اصلا هوس نمیکنیم ما هم الان کاش کنار دریاچه گهر بودیم یا نه داشتیم با یک قایق توی غار علیصدر طی الطریق آبی میکردیم. ما مثل بچههای بسیار بسیار مودب مینشینیم روی نیمکت خودمان و بعد هم چشم میدوزیم به درختان و سبزهها و گلها و برای خودمان کلی صفا میکنیم.
البته پارک رفتن و پارک گردی هم برای خودش قوانین و مقررات نانوشتهای دارد، مثلا این که باید و باید از رفتن به پارکهایی که پاتوق برخی از افراد است که دوست دارند آدم را به سمت برخی چیزهای نگفتنی (منظورمان اصلا اعتیاد نیستها یک وقت اشتباهی نگیرید) سوق بدهند پرهیز کنید.
اصولا در پارکگردی باید یک پارک جمع و جور نقلی یا یک گوشه از یک پارک دراندشت و بزرگ را انتخاب کرد، یک جای خوب و پرنور که ادم راحت بتواند با خیال راحت بنشیند شعر بخواند، موسیقی گوش کند و بعد اگر حال داشت قدمی هم بزند تا از کسالت این روزها راحت شود و با تمدد اعصاب برگردد سر کارش یا سر کلاس دانشگاهش و باز هم روز از نو روزی از نوع.
در پارکگردی البته باید از خیلی چیزها پرهیز کرد، مثلا نوشیدن آب از هر شیری یا خرید کردن چای چیزهای دیگر از هر دستفروشی، به هر حال از قدیم و ندیم هم گفتهاند آدم باید خودش مواظب خودش باشد وگرنه کمتر دستفروشی که بستنی میفروشد یا چایی و حتی ساندویچ، دلش به حال من و شما میسوزد.