تنبیه کودکان به چه قیمتی؟

مامان می شه منو نزنی؟

کد خبر: ۱۶۸۷۴۴

به اعتقاد کارشناسان امور تربیتی تنبیه کودکان به معنای درست آن هم گاهی اوقات از سوی والدین ضروری است چون کودکان در سنین کودکی به علت ویژگی‌های طبیعی این دوره، ممکن است مرتکب خطاهای زیادی شوند. در این صورت والدین بایستی آنها را راهنمایی کنند و درست و نادرست بودن آن کارها را با ملایمت به آنها گوشزد کنند ولی از سرزنش و ملامت و تنبیه بدنی آنها باید پرهیز شود.

از سوی دیگر تربیت گاهی که منجر به تنبیه بدنی کودکان می‌شود در زمانی روی می‌‌دهد که آنها لجبازی می‌کنند و بنا به دلایلی کارهایی انجام می‌دهند که تا حدودی بر درست نبودن آنها آگاهی دارند. در اینجاست که آن تناقض شکل می‌گیرد وگرنه ما باید بپذیریم که رفتارهای اشتباه لازمه رشد کودکان است هرچند که نیازمند راهنمایی‌های سازنده بزرگ‌ترها نیز هستند.

اثرات منفی تنبیه‌

براساس تحقیقات انجام شده توسط کارشناسان علوم تربیتی، بسیاری از والدین و مربیان بر این باورند که اگر کودک از آنها اطاعت محض کند خوشبخت خواهد شد و بنابراین زمانی که کودک از دستور آنان سرپیچی می‌کند او را تنبیه می‌کنند تا طبق نظر آنها رفتار کند.

به اعتقاد آنان ترس از تنبیه کودک را به اجرای وظایف معین وامی‌دارد و مانع از این می‌شود که او به انجام کاری که مخالف مقررات است مبادرت ورزد.

در واقع تنبیه اثر فوری دارد و کودک را از ادامه تخلف بازمی‌دارد چنین، والدین و مربیانی غافلند که اطاعت و انضباطی که از راه تنبیه حاصل شود موجب اضمحلال و نابودی حس ابتکار کودک می‌گردد و نیروی کنجکاوی دیگر رشد نمی‌یابد.

از سوی دیگر این‌گونه کودکان چون به سن بلوغ و رشد برسند یا از هیچ مقامی اطاعت نمی‌کنند و راه عصیان در پیش می‌گیرند  یا آن که مطیع همه می‌شوند و برای فرمانبرداری و توسری‌ خوردن آمادگی پیدا می‌کنند. همچنین کودکی که از ترس والدین و مربیان خود دست از کار ناصواب می‌کشد در بزرگسالی نیز بدون این که خود متوجه باشد فقط موقعی دست از کار نادرست برخواهد داشت که از تنبیه بالاتری بترسد یا او را واقعا تنبیه کنند.

یکی دیگر از اثرهای منفی تنبیه این است که کودکان از روش تنبیهی والدین خود تقلید می‌کنند. کودکی که سیلی خورده یا به پشت او زده‌اند به هنگامی که می‌کوشد در مورد دیگران اعمال قدرت کند می‌آموزد که پرخاشگری خود را به همین نحو ابراز کند و به همین طریق بدرفتاری با کودک از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود. همچنین تنبیه باعث می‌شود که کودک از محیط خانه گریزان شود و در نتیجه با افرادی که تربیت درستی ندارند نشست و برخاست می‌کنند و به بزهکاری و انحراف سوق می‌یابند و اگر بخواهیم در مورد دیگر اثرات منفی تنبیه بگوییم این که تنبیه موقعیت اجتماعی فرد را متزلزل می‌کند، از این‌رو کودک برای حفظ موقعیت اجتماعی خویش از اقدام به کاری که سبب اجرای تنبیه درباره وی شود خودداری می‌نماید. با این که تنبیه اثر فوری دارد اثر آن کم است و ارزش تربیتی ندارد. به بیان دیگر تنبیه خود به خود فرد را متوجه زشتی و عیب کار خود نمی‌سازد، شخصیت او را مضمحل می‌کند و غالبا زیان‌‌های فراوانی در بر دارد. مثلا تنبیه بدنی ممکن است سبب نقص اعضای بدن شود. اثر تنبیه بدنی فوری است و او را متوجه نتایج وخیم کار نمی‌کند و به محض این که ترس از میان رفت دوباره به انجام آن مبادرت می‌ورزد.

رفتارهای جایگزین‌

بسیاری از روانشناسان تقویت‌کننده‌ها را به جای تنبیه موثر می‌دانند. تقویت‌کننده‌ها به وجود یا عدم هر محرکی که موجب افزایش وقوع پاسخ گردد، گفته می‌شود. تقویت‌کننده‌ها 2 نوع هستند؛ مثبت و منفی.

در تقویت مثبت، وجود محرک موجب افزایش تکرار پاسخ می‌شود؛ اما در تقویت منفی، عدم حضور یا فقدان محرک موجب تقویت می‌گردد. وقتی که والدین، فرزندشان را به دلیل این که به کودکی کوچک‌تر از خودش کمک کرده، تشویق می‌کنند یا به دلیل هر نمره 20 که در مدرسه گرفته، به او مقداری پول می‌دهند  یا وقتی که اجازه می‌دهند به دلیل این که کاری را به انجام رسانیده، شب کمی دیرتر از معمول بخوابد، در واقع تقویت مثبت به کار برده‌اند.
تقویت‌کننده‌ها ممکن است اجتماعی (تشویق محبت)‌ یا غیراجتماعی (چیزهای ملموس، امتیازات خاص)‌ باشند. تاثیرات تقویت‌های اجتماعی مانند تشویق تا حدودی بستگی به رابطه کودک با بزرگسال دارد.

معمولا تشویق از طرف والدینی که رابطه گرم و پذیرایی با کودک دارند، موثرتر از تشویق از طرف والدینی است که سرد و بی‌اعتنا هستند. البته گاهی تشویق از طرف والدینی که سرد و بی‌اعتنا هستند، ممکن است برای کودک اهمیت خاصی داشته باشد؛ چون بندرت پیش می‌آید. تاثیر تقویت‌کننده‌ها در عین حال بستگی دارد به این که کودک در مورد آن تقویت‌کننده‌ها چه نگرشی دارد و آنها را چگونه تعبیر و تفسیر می‌کند.

معمولا والدین به طور غیرعمدی رفتار کودک خود را تقویت می‌کنند. یک مورد معمول تقویت غیرعمدی این است که به کودکان به هنگامی که رفتار نادرستی از آنان سر می‌زند، بی‌توجه باشند. با این بی‌توجهی پاداشی را که کودک شما می‌توانست به احتمال زیاد از آن برخودار شود، از او دریغ می‌شود. به طور حتم کودکان در کانون توجه والدین نشو و نما می‌کنند و محروم ساختن آنها حتی برای زمانی کوتاه می‌تواند اثر فوری بر جای گذارد. شیوه نادیده‌انگاری، بویژه وقتی موثر است که کودک شما قصد داشته باشد شما را تحریک کرده یا به کلی غافلگیر کند.

اگر ماهرانه بکوشید به سروصدا یا حرف‌های زیادی و بی‌سابقه او ترتیب اثر ندهید، حتما جلوی حرکات او را می‌گیرید. وقتی که از عمل خود برگشت، حتما از وی به پاس این تغییر رفتار تعریف کنید.

وقتی به کودک خود بی‌محلی می‌کنید، ثابت‌رای باشید. اگر دانه‌ای شکلات خواست و احساس کردید در این وقت نباید بخورد، تنها یک بار به او بگویید «حالا وقت شیرینی نیست» بعد چشم از او بردارید، به طوری که اصلا نگاهتان به نگاه او برخورد نکند و برخلاف تقاضای او ساکت بمانید. منظور از این عمل آن است که حتی حاضر نیستید به هیچ وجه به او رو نشان دهید. اگر به رویش لبخند بزنید، به طور ضمنی به این معنی است که علنا وادارش خواهید کرد تا پافشاری کند و این پافشاری مطمئنا حاکی از آن است که دل شما را به دست خواهد آورد.

کودک شما ممکن است اکنون همه تلاش خود را برای جلب توجه شما به کار گیرد؛ از جمله در اتاق بدود، روی تخت بیفتد یا روی فرش غلت بزند. برخی از کودکان وقتی مورد بی‌توجهی قرار می‌گیرند، سرسختانه در پی آنند تا با پدر خود تماس جسمانی پیدا کنند. کودک شما ممکن است از سر و شانه‌یتان بالا رود، به لباستان آویزان شود یا به پایتان بپیچد. اینجاست که شاید دلتان نرم شود، بویژه وقتی که او را با چهره‌ای ناراحت ببینید؛ اما اعمال او را به کل نادیده بگیرید. وقتی از حقه‌بازی دست برداشت، آن وقت به او توجه نشان دهید. اگر به فعالیت مورد قبولی مشغول شد و از درخواست خود برای شکلات دست برداشت، او را تشویق کنید.

والدینی که تسلیم گریه‌ها یا خواسته‌های غیرمنطقی کودک خود شوند، نه‌تنها رفتار خلاف کودک را از بین نخواهند برد، بلکه همان رفتاری که قصد از میان بردنشان را داشتند، تقویت می‌کنند.

هرچند که برخی روان‌شناسان تنبیه را همراه با تشویق و تقویت جایز می‌دانند چراکه معتقدند آدمی به علت تمایل غرایزش در هر سن و سال از ارتکاب به گناه نمی‌‌تواند مبرا باشد لذا جلوگیری از اعمال زشت و خلاف باید سرلوحه‌ برنامه‌‌‌های تربیتی قرار گیرد و برای این منظور راهنمایی‌ها و مراقبت‌های لازم از اصول اولیه تربیت کودکان است و پس از آن توبیخ و سرزنش و احیانا تنبیه نیز برای آنان لازم می‌باشد.

عواقب تنبیه بدنی‌

تنبیه بدنی در صورتی که بی‌رویه و بدون آگاهی صورت گیرد دارای عواقب وخیمی است که این عواقب عبارتند از: بچه‌ها را دروغگو بار می‌آورد، به حیله‌گری و ریاکاری وادار می‌کند، علاوه بر صدمات جسمی، رنج و تحقیر به دنبال می‌آورد، سبب ترس می‌شود، افسردگی و بیماری‌های عصبی ایجاد می‌کند، بچه‌ها را به سمت خودآزاری سوق می‌دهد، بچه را به دیگرآزاری می‌کشاند و سرانجام آنها را لجباز، گوشه‌گیر، کندذهن و بی‌اراده می‌کند.

تنبیه غیربدنی‌

به جای تنبیه بدنی بهتر است کودکان را مورد تنبیه غیربدنی قرار داد، به عنوان مثال محروم کردن بچه‌ها از تفریح؛ بچه‌ها علاقه وافری به تفریح و سرگرمی دارند و محروم کردن آنها از این دلخوشی‌های ساده چندان شایسته نیست منتها باید به آنها آموخت که اگر تکالیفش را انجام دهد اجازه دارد به تفریح و سرگرمی مورد علاقه‌اش بپردازد یا اگر کودک عمل ناپسندی را برای چندمین بار مرتکب شد می‌توان او را موقتا از تنقلات مورد علاقه‌اش محروم کرد.
همچنین از تدابیری که می‌توان به مثابه توبیخ درباره کودک روا داشت این که موقتا به او بی‌اعتنا بود. منتها این رفتار باید با ظرافت انجام شود که کودک فکر نکند بزرگترها او را طرد کرده‌اند.

رفتن به مهمانی هم برای کودک مهم است. اغلب وقتی او را به مهمانی نبرید متوجه می‌شود که خطایی از او سرزده، در صورتی که طفل به اشکال کارش پی نبرده باید به نحوی به او فهماند که چرا به مهمانی برده نشده است.

در پایان نباید فراموش شود که تنبیه و تشویق باید بلافاصله بعد از عمل کودک انجام بگیرد و فاصله‌ای بین آن نیفتد چون اثر آن از بین می‌رود.

دیانا رحمتی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها